داستان‌تان را بترکانید!

داستان‌تان را بترکانید!

نویسنده : مهراد علوی

سلام. این مطلب چند نکته کلیدی در مورد داستان نویسی است، از آن‌جا که دیدم در سایت جیم داستان نویسی طرفدار دارد، به نظرم رسید که این نکات به درد بخور خواهند بود.

* مهم‌ترین و اصلی‌ترین عنصر یک داستان، «پیام» و «محتوا»ی داستان است. عنصری که متاسفانه، توجه بسیار کمی به آن می‌شود. اگر آثار نویسنده‌های بزرگ و مشهور را خوب مطالعه کنید، حتما خواهید دید چیزی که باعث تمایز و برتری آن‌ها نسبت به سایر نویسنده‌ها شده؛ فکر متفاوت‌شان و محتوای غنیِ داستان‌شان بوده و نه صرفا تبحر در روایت داستان. اشخاصی همانند کافکا، رومن گاری، اگزوپری، اورول، اُ.هنری و ... . در بین نویسنده‌های ایرانی هم همین موضوع صادق است. مثلا سادگی نوشتار و گفتار، کاملا در قلم «آل احمد» مشخص و نمایان است و چیزی که باعث جذابیت داستان‌هایش شده، محتوای خود داستان است.

* اما راجع به چه چیزهایی و چگونه بنویسیم؟ به طور کلی، چیز جدیدی برای نوشتن وجود ندارد! تمامی موضوعات و مطالبی که به ذهن بشر می‌توانست برسد، رسیده و قبلا یک نفر آن را بیان کرده است. در بین این موضوعات، بعضی‌ «مکررات» و بعضی دیگر «کمتر تکرار شده» هستند. یک نویسنده‌ی خلاق، مکررات را تکرار نمی‌کند و به سراغ کمتر تکرار شده‌ها می‌رود. حتی اگر مطلبی تکراری را به نویسنده‌ای خلاق بدهی، او آن را طوری بیان می‌کند که تا به حال نشنیده باشی! برای مثال، فیلم‌هایی با مضمون انتقام، بی‌شمارند؛ اما کارگردانی مثل «تارانتینو» در فیلم «بیل را بکش» روایت متفاوتی را از این موضوع ارائه می‌دهد.

* موضوعاتی پیش پا افتاده و کلیشه‌ای مثل روند عاشق شدن دو نفر و بهم رسیدشان (البته امروزه اکثرا بهم نرسیدن‌شان!) پس از گذراندن مراحل صعب و دشوار (عبور از سد عمه خانم فولاد زره که مخالف است و یا پدری که اصرار دارد، پسرش با دختر خواهرش ازدواج کند!) روابط تیره و تار یک زوج یا والدین با فرزندشان، این که شما عاشق پستچی محل‌تان می‌شوید(!) و موضوعاتی از این قماش، بی‌نهایت تکرار شده‌اند! به ذهن‌تان اجازه دهید که از این ایده‌های دم‌دستی فراتر برود.

* در زندگی هر کس، حداقل ده ایده‌ی ناب برای نوشتن پیدا می‌شود. این‌که آن شخص بتواند ایده را پیدا کند، خوب پردازشش کند و یک روایت عالی را رقم بزند، به خود شخص برمی‌گردد. نکته‌ای که هست، اکثرا دنبال یک داستان کامل می‌رویم نه یک ایده‌ی خام! بیشتر دنبال یک داستان و ماجرای کامل می‌گردیم که آن را عینا و بدون ایجاد هیچ‌گونه تغییری، بازگو کنیم. داستان متعلق به شماست و حق دارید هر جا که دل‌تان خواست، دست‌کاری‌اش کنید. لزومی ندارد که عین اتفاق جالبی را که سراغ دارید، بازگو کنید.

* برای ایده‌ی داستان‌تان، صرفا دنبال ایده‌های عجیب و غریب نگردید! مهارت شما در داستان‌پردازی‌ست که می‌تواند از ایده‌های ساده، داستان‌هایی متفاوت خلق کند.

* فضای داستان‌تان را خوب بشناسید و آن را مطابق با پیامی که می‌خواهید به خواننده برسانید، تنظیم کنید. هیچ تعویض روغنی و یا مکانیکی، دیوار و کف مغازه‌اش را گرانیت و یا MDF  کار نمی‌کند! این‌کار نه تنها جالب نیست، بلکه خنده‌دار و مضحک است! جمله‌بندی‌های شاعرانه، عاشقانه و حماسی جز در داستان‌های رمانتیک و فانتزی و یا حماسی کاربرد دیگری ندارند. به کار بردن کلمات ثقیل و علمی در داستان‌های کودکانه یا جملاتی کمیک و هجوامیز در یک تراژدی، برای داستان ضعف محسوب می‌شود. وقتی دارید حس و حال یک نفر که دارد از سرما یخ می‌زند را شرح می‌دهید، فضاسازی و جمله‌بندی‌های‌تان هم باید یخ ‌زده باشند!

* برای پردازش خوب و باورپذیر شخصیت‌ها، با آن‌ها همزادپنداری کنید. هر چه بهتر همزادپنداری کنید، حرف‌ها و واکنش‌های شخصیت‌تان، واقعی‌تر خواهند بود.

* برای پیدا کردن ایده، می‌توانید از تک دیالوگ‌هایی یا تک جمله‌ها استفاده کنید. آن‌ها می‌توانند ریشه‌ی اصلی داستان شوند و با شاخ و برگ دادن به آن‌ها، داستان شکل بگیرد. مثلا :« تو دنیای من فقط یه چیز مهمه، اونم اینه که هیچ‌چیز مهم نیست!»

* داستان را لحظه به لحظه برای مخاطب بازگو کنید. اگر قرار است قهرمان داستان در انتهای قصه، با وجود  تلاش بسیار و تحمل مشکلات فراوان، شکست بخورد؛ نباید از اول داستان همه‌چیز را واداده باشد! حس و حال این شخصیت را باید لحظه به لحظه شرح دهید، طوری که مخاطب هم همراه باشخصیت بخندد و امیدوار باشد، بترسد، ناراحت و نگران شود، باز امیدوار شود و.... .

* بعضی مطالب هم که برچسب داستان می‌خورند، داستان نیستند؛ چرا که یک یا چند عنصر اصلی داستان را ندارند! برای آشنایی بیشتر با عناصر داستانی هم منابع مختلفی وجود دارد که دم‌دستی‌ترین‌شان سایت ویکی‌پدیاست.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
تو دنیای من فقط یه چیز مهمه، اونم اینه که هیچ‌چیز مهم نیست! برای ترکوندن داستان کافیه !
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
ممنون. البته عنوان مطلب رو آقای فروزان تغییر داده. عنوان من "یک انتقاد کلی" بود.
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
ممنون بابت این مطلب.نیازمند بودم بهش بسی!
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
خواهش می‌کنم.
z_amini
z_amini
٩٤/١٠/٠٣
٠
١
سلام.نظر قبلی ام ثبت نشد انگار...خیلی جالبه.ممنونیم.خسته نباشید.
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
سلام.خواهش می‌کنم. لطف دارید.
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
خیلی ممنون با اینکه داستان نویس نیستم. اما استفاده کردم
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
تشکر. ممنون از حضورتون
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
در داستان نویسی خلق شخصیت و تخیلات ازاد حرف اول و اخر موفقیت است و دو خطر اصلی و اساسی که میتواند چنین صنعتی را خدشه دار کنه تبعیت از کلیشه های رفتاری،متمایز نشان دادن بدهیات زندگی و ساده انگاری نامعلومی که باعث بی حوصلگی مخاطب میشود به نظر من یک داستان خوب باید جاذب.متفاوت و زیبا باشد
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
داستان نویسی یه هنره و هنر هم کاملا سلیقه‌ای هستش. یعنی نظر اشخاص با هم متفاوته و هر کسی به یک بُعد از داستان، توجه بیشتری نشون میده. من تجربیات خودم رو با توجه به مقایسه‌ی داستان‌های خوب و حتی فوق‌العاده با داستان‌های معمولی و کم‌فروغ نوشتم. ممنون از حضورتون
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
من الآن متن رو خوندم؛ پاراگراف اول که کلا عوض شده!!! اتفاقا اون قسمت هم برام مهم بود. کلا یه سری انتقادها هم نسبت به مدیریت سایت هست (البته انتقاد دوستانه‌) که ان‌شاالله بعدا پستش می‌کنم. ولی پیش‌پیش بگم که از دستکاری متن ناراحت شدم!
هاچ
هاچ
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
داستان نویسی واقعا وقت می خواد. انقدر باید روی داستان تعصب داشته باشی که یه 100 باری بازنویسیش کنی. مثل همینگوی. وگرنه که خب هیچی!
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
100 بار؟!!؟؟!!! البته خوبه که داستان، چند بار بازنویسی و بازنگری بشه؛ ولی این‌قدرا هم نباید وسواسی بود! تعداد بازنگری هم برای اشخاص مختلف متفاوته و بستگی به مهارت و استعداد داستان‌پردازی نویسنده داره. مثلا میگن که "مولوی" اشعارش رو کاملا بداهه می‌سروده و مریدهاش، اونارو می‌نوشتن! (داستان‌نویس بداهه‌گو سراغ ندارم متاسفانه! :دی)
علیرضا
علیرضا
٩٤/١٠/٠٤
٠
٠
نکات خوبی بود ولی به نظر منم داستان نویسی حوصله زیادی میخواد. البته داستان های بلند. البته غیر حوصله یک ذهن خیلی باز میخواد که بتونه همه جا سرک بکشه
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/١٠/٠٤
٠
٠
داستان‌های بلند که واقعا حوصله می‌خواد! پیدا کردن ایده هم دقیقا باید "جوششی" باشه و نه "کوششی". این موضوع برای من خیلی پیش اومده که دنبال ایده بودم و چیز خاصی پیدا نکردم، ولی وقتی که اصلا به نوشتن داستان فکر نمی‌کردم، توی یه مدت زمانی کوتاه، چندین ایده خوب برای نوشتن، پیداشون شد!
f_jafarpour
f_jafarpour
٩٤/١٠/٠٤
٠
٠
خیلی ممنون بابت نکته هایی که بهش اشاره کردید.واقعا داستان نویسی یک هنره.موفق باشید
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/١٠/٠٤
٠
٠
خواهش می‌کنم. امیدوارم هنرمندای این سایت، روز به روز بیشتر بشند. شما هم موفق باشید.
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
برای پردازش خوب و باورپذیر شخصیت‌ها، با آن‌ها همزادپنداری کنید. هر چه بهتر همزادپنداری کنید، حرف‌ها و واکنش‌های شخصیت‌تان، واقعی‌تر خواهند بود. من این موضوع رو همیشه سعی کردم به کار ببرم :) در مورد بقیه موارد هم ممنون خیلی اشاره به موقع و خوبی بود واقعا از هجوم داستانای شکست عشقی حال آدم خراب میشه در مورد فضای داستان و بقیه موارد هم درست فرمودید. بازم ممنون
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
لطف دارید. تشکر از همراهی و حضورتون
m_rahsepar
m_rahsepar
٩٤/١٠/٢١
٠
٠
خسته نباشید.نکات جالبی بود
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
تشکر و ممنون
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
سلام نکات خیلی خوب و کاربردی بود ممنونم
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
سلام. ممنون از حضور شما
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣