یک برگ از «صد برگ»!
با منصور ضابطیان چهل و پنج ساله همراه شوید

یک برگ از «صد برگ»!

نویسنده : اکرم انتصاری

چهره‌اش برای کسی که اهل دیدن رادیو هفت و خواندن سفرنامه است، غریبه نیست. منصور ضابطیان نویسنده‌ی کتاب‌های «مارک و پلو»، «مارک دو پلو» و «برگ اضافی» چند هفته پیش ماموریتش در جمهوری آذربایجان برای نشنال ژئو گرافیک تمام شده است و این روزها در «صدبرگ» مجله‌ی تصویری اطلاعات محور و فرهنگی-ادبی شبکه‌ی چهار مشغول است. حرف‌های او را در حالی که اندکی از چهل و پنج ساله شدنش نمی‌گذرد در گفت و گو با جیم بخوانید.

 

+ منصور ضابطیان را برای کسی که نمی‌شناسد، تعریف کنید.

-یک آدم معمولی که مثل آدم‌های دیگر با دلخوشی‌ها و نگرانی‌هایی که دارد سعی می‌کند از زندگی لذت ببرد. می‌پرسم ظاهرتان که خیلی آرام است، می خندد و می گوید، عادت کنیم گول ظاهر آدم ها را نخوریم.

+ در سوابق کاری‌تان نویسندگی، روزنامه‌نگاری، کارگردانی و اجرا به چشم می‌خورد. دوست دارید با کدام یک شناخته شوید؟

- نویسندگی برای من دنیای دیگری‌ست، از نوشتن مطبوعاتی، فیلم‌‌نامه تا نوشتن کتاب. به هر حال وقتی می‌نویسم خیلی حال بهتری از زمان اجرا و حتی برنامه ساختن دارم.

+ علوم آزمایشگاهی خوانده‌اید و بعد سینما. از خون می‌ترسیدید که تغییر رشته دادید؟

- اصلا! (با خنده) نمی‌شود که در آزمایشگاه کار کرد ولی از خون ترسید.

+ حتما تا به حال شده کسی شما را در خیابان ببیند و بخواهد پارتی بازی کوچکی کنید تا معروف شود، واکنش‌تان چیست؟

-تقریبا هر روز با این مسئله مواجه می‌شوم. دوست دارند بازیگر، مجری، کارگردان و گوینده شوند، معمولا کاری از دستم بر نمی‌آید. بیشترکسانی که مرا می‌بینند علاقه‌ی زیادی به گوینده شدن دارند که به آن‌ها می‌گویم گوینده شدن همان قدر که از دور آسان به نظر می‌آید از نزدیک خیلی سخت است.

+ راستی مردم هنوز از رادیو هفت سوال می‌کنند؟ به نظرتان این برنامه در اوج تمام شد؟

-به طور مرتب. رادیو هفت می‌توانست اوج بیشتری از نقطه‌ی پایان داشته باشد ولی به هرحال ماه‌های پایانی در بهترین دوران اجرا و ساختش بود.

+ خب از کانال هفت به کانال چهار، ساعت 9 شب و برنامه‌ی صد برگ می‌رویم. برنامه‌ای با تیم کاری رادیو هفت و یک مضمون متفاوت. مخاطب این تفاوت را با این تیم قبول می کند؟

-فرض کنید یک تیم معماری دارید وقتی می‌خواهید یک ساختمان جدید بسازید، اعضاء را حفظ می‌کنید ولی نقشه‌ی طراحی را عوض می‌کنید. درباره‌ی برنامه‌ی تلویزیونی هم می‌شود گفت تیمی که بعد از سال‌ها به آن می‌رسید جزو سرمایه‌های‌تان به حساب می‌آید. بچه‌های تیم همان سرمایه‌هایی هستند که ما در این سال‌ها پس انداز کردیم، باید از آن‌ها استفاده کنیم و چون حرفه‌ای هستند می‌توانند با هر نقشه‌ی راهی کار کنند، درست مثل تیمی که این روزها صد برگ را می‌سازد.

 

+ بعضی‌ها می‌گویند شبکه‌ی چهار زیر دست نامادری بزرگ شده و به همین دلیل مخاطب‌های محدود و خاصی دارد. چه طور مخاطب را ساعت 9 پای تلویزیون می‌نشانید؟

-البته کمی غیرمنصفانه است. به هرحال این شبکه طرفداران خودش را دارد گرچه در چند سال گذشته با ریزش شدید مخاطب به خاطر مسائل مختلف مواجه بوده وکار سخت ما این است، مخاطبی که از این شبکه دور شده را برگردانیم. شاید بعضی متوجه تغییرات شبکه چهار نشدند ولی آرام آرام  با ساخت برنامه‌های مختلف و حضور برنامه سازان این اتفاق می‌افتد. سالی که ما رادیو هفت را در شبکه‌ی آموزش تولید کردیم کسی این شبکه را نمی‌شناخت، به اندازه‌ای که باید برای دوستان توضیح می‌دادیم. به هرحال بعد از چهار سال این شبکه با نوپا بودن توانست معرفی شود و رشد کند، بنابراین کار سختی نیست یعنی سخت است ولی غیر ممکن نیست.

+ سختی‌اش برمی‌گردد به زمان پخش برنامه،کنترل تلویزیون و اخبار سراسری..

-زمان تصحیح شدنی است. افکار عمومی باید تعیین کند که این زمان را برای پخش برنامه دوست دارد یا نه. شما هم می توانید بپرسید تا نظر بقیه را بفهمیم.

 + راستی «صد برگ» یعنی قرار است صد قسمتی باشید؟

-نه ، صد برگ اسم یک گل در ادبیات فارسی به نشانه‌ی تنوع و تعدد است و تمثیلی از خورشید. برنامه‌ی صد برگ می‌خواهد به اندازه‌ی آن گل متنوع و به اندازه‌ی خورشید نوربخش باشد. از طرفی اسم صد برگ خاطره بازی شیرینی برای بچه مدرسه‌ای ها دارد، بعضی درس‌ها را در دفتر چهل برگ و بعضی را در شصت برگ می‌نوشتیم ولی درس‌های مهم و مفصل را در صد برگ می‌نوشتیم که به نوعی نشانه‌ای از تکامل بود.

 

+ نویسنده ی مارک و پلو و مارک دو پلو کجا را برای آخر پاییز و اول زمستان پیشنهاد می‌کند؟

- در این موقعیت خاص در خانه بنشینید چون شرایط جوی مساعد نیست(می‌خندد). البته پیشنهاد می‌کنم خطه‌ی جنوب و حاشیه‌ی خلیج فارس را به اضافه ی جزایر کوچک و بزرگش از دست ندهند.

+ می خواهید برای کسی یک هدیه شامل کتاب، موسیقی و فیلم بخرید، خب شروع کنید.

- وسواس خاصی روی هدیه‌ها دارم و معتقدم باید برای فرد به درد بخور باشد. زمانی می‌توانم این سوال را جواب بدهم که بدانم برای چه کسی هدیه می‌خرم. می‌گویم فرض کنید برای یک جوان به روز و بعد از چند ثانیه مکث می‌گوید اگر بخواهم پارتی بازی بکنم کتاب‌های خودم را هدیه می‌دهم. برای موسیقی سعی می‌کنم بخشی را از دوست داشتنی‌ها را آماده کنم و برای فیلم هم یک مجموعه از فیلم‌های مختلف که سلیقه‌ی فرد را تامین کنم.

+یک جوان چه طور بین کتاب خواندن، تلویزیون دیدن و شبکه‌های مجازی می‌تواند تعادل برقرار کند؟

- کار خوب باید تولید شود، مسئله‌ی رقابت است. وقتی یک برنامه‌ی تلویزیونی جذاب‌تر از یک ساعت گردش اینترنتی تولید شود، مخاطب گزینه‌ی اول را انتخاب می‌کند. اگر کتاب جذاب باشد خواننده وقتش را در اینستاگرام و شبکه‌های مجازی نمی‌گذراند. به هرحال تا زمانی آثار خوب تولید و معرفی نکنیم شرایط همین است و نمی شود انتظار داشت به شبکه‌های مجازی نرفت.

+ خب الان که این همه کتاب خوب تولید می‌شود، نمی شود؟

- خوب معرفی نمی‌شود و گرنه می‌بینید که کتاب‌های خوب به چاپ چندم می‌رسد. از طرفی طبیعی‌ست رفتن به اینترنت جذاب‌تر، در دسترس‌تر و ارزان‌تر از کتاب خواندن است . اثر باید آن قدر جذاب باشد که خواننده را پای کتاب نگه دارد و این طور پیروز است چون مخاطب به دنبال جذابیت بیشتر است.

+ منصور ضابطیان اسمش را در گوگل سرچ می‌کند؟

- الان که پرسیدید به این فکر می‌کنم چند سال پیش بود که این کار را کردم. دو سال پیش بود حین نوشتن برای ارجاع دادن به یکی از مطالبم.

+ پنج سال دیگر اسم‌تان را سرچ می‌کنید، دوست دارید چه تیتری درباره‌ی خودتان ببینید؟

- خدابیامرز عجب آدمی خوبی بود. غافلگیرانه می‌خندد و می‌گوید از پنج ساعت آینده هم خبر نداریم خب. بعد از این که قانع می شود پنج سال دیگر برای مردن خیلی زود است، می گوید دوست دارم با تعداد آدم‌های بیشتری در سرزمین‌های دیگر و ایران آشنا شوم. همین که خبرها رنگ و بوی موفقیت بدهد کافی است.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٩/٢٦
٣
٨
مصاحبه ی خوبی بود اما واقعا راست گفتی ساختن برنامه و نشوندن مخاطب پای شبکه چهار واقعا کار سختیه. :))
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٩/٢٧
٢
٧
خواهش می کنم :) درسته سلیقه ی خاصی می طلبه ولی امیدوارم صد برگ بتونه این کار سخت رو آسون کنه :)
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٩/٢٧
٢
٧
به قول یکی از دوستام شبکه فرهیختگانه :))) هرکسی نمی بینه :) هرکی ببینه خیلی کلاس داره :))
f_eftekhari
f_eftekhari
٩٤/٠٩/٢٦
٢
٩
عاااالی:) برنامه صد برگ نشون دهنده نگاه خاص برنامه ساز ها به ویژه آقای صابطیانه و برنامه رادیو هفت هم همون برنامه ایه که باعث میشد صبح ها سر کلاس خواب باشیم😉
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٩/٢٧
١
٤
:)) این که دلمون برای رادیو هفت خیلی تنگ شده خیلی خوب حس میشه .صد برگ هم نگاه جدیدی داره امیدوارم دنبالش کنی:)
z-m
z-m
٩٤/٠٩/٢٦
١
٥
ضابطیان یه دونست اونم فقط جهت نمونست
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٩/٢٧
١
٤
:))))))
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٢٧
١
٦
سلام و خسته نباشید:) بسیار مصاحبه ی خوبی بود،از اونا که سایت خیلی نیاز داره.فقط چندتا سوال.به پشت صحنه ی برنامه شون رفته بودین؟ (به خاطر عکسا پرسیدم). اگه رفته بودین کاش یه گزارش کوچیک از پشت صحنه هم کنار مصاحبه میزاشتین چون به نظرم جذابتر میشد.به عنوان یه مخاطب جالب بود واسم بدونم ایشون که خیلی آروم هستن وقت برنامه چطور با تیمشون همکاری میکنن چون تولید برنامه ی تلوزیونی خیلی استرس داره.بعد کاش تو سوالات از چگونگی همکاریشون با نشنال سوال میکردین،اینکه از کی و چطور شروع شده و چه کارایی انجام میدن،چون همکاری با همچین رسانه ی حرفه ایی و معتبری خیلی خوبه و سخت ، برای مخاطب جذابه جزئیات رو بدونه.و سوال آخر که واسم پیش آمد اینه که ایا با رسانه ی خارجیه دیگه ایی هم کار میکنن یا نه؟آخه همیشه شنیده میشه افرادی که با صدا و سیما کار میکنن خیلی سخته با رسانه های خارجی کار کنن.البته در مورد رسانه های نوشتاریه خارجی این جریان میگن آسونتره تا کارای تصویری.خیلی ممنون پاییز بانو :) موفق باشید:)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٩/٢٧
١
٥
سلام و ممنون :) نه متاسفانه کاش امکانش رو داشتم چون حضور در پشت صحنه تجربه های خوبی خواهد داشت . عکس ها رو آقای ضابطیان لطف کردند . اتفاقا نمی دونم چرا این سوال رو نپرسیدم ازشون سوال می کنم و حتما می گم . احتمالا سفر رفتن های بسیار و دستی در سفرنامه نویسی داشتن های متفاوتشون بی تاثیر نیست . بله گفتن مدیر شبکه ها خیلی موثران که جدیدا مدیر شبکه چهار عوض شده و رویکرد خیلی خوبی دارن :) مرسی از نظر خوبتون :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٢٩
١
١
ممنونم:)
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٩/٢٧
١
٧
سوالات خیلی خوب بود جواباشون هم خیلی منطقی بود و از جوزدگی دور بود به خصوص سوالایی که در مورد انتخاب کتاب بود باید محصول خوب ساخته بشه بعد این محصول خوب معرفی بشه و روی تبلیغاتش هزینه بشه ضمن اینکه هزینه کتاب واقعا الان خیلی زیاده واقعا باید مطمئن باشی از ی کتاب تا بخریش و بخونیش و وقت و پولت رو دور نریزی ....آقای ضابطیان شخصیت جالبی دارن و به قول تو واقعا ظاهر خیلی ارومی دارن :)) رادیو هفت رو خیلی دوست داشتم :) ممنون :)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٩/٢٨
١
٥
خیلی ممنون مهسا جان ، بله من که دوست داشتم در حد یک کتاب ازشون سوال بپرسم محدودیت کلمات اجازه نمی دن که :) خیلی آروم به نظر می رسن و همین متانت باعث میشه مخاطب جذب شه :) ممنون از تو
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٩/٢٧
١
٨
من واقعا لذت بردم از مصاحبه با این کارکشته ی رسانه ای خوش فکر! ممنون :)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٩/٢٨
١
٦
رسانه ای خوش فکر ، همین طور هست واقعا :)
b_pirani
b_pirani
٩٤/٠٩/٢٧
١
٨
ادم باسلیقه ایه اجتماع ایرونی روخیلی خوب میشناسه
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٩/٢٨
٢
٨
بله تو فضای رسانه وجود این تیم و تیم های مشابه لازمه :)
m.hakkak
m.hakkak
٩٤/٠٩/٢٧
٢
٨
مصاحبه خیلی خوبی بود و به عنوان یک همکار باید بگم سئوالاتی که ایشون رو در موقعیت قرار داده بودین کار جالبی بود و سئوالات ظریفی پرسیده شده بود.. فقط یک نکته چند جایی در مصاحبه دیدم که حس و حالش رو در جواب ها آورده بودین... این سبک خیلی خوبه و یک زمانی داشت در رسانه ها اوج میگرفت و مصاحبه نوشتاری هر چه بیشتر به زنده بودن سوق می داد.... اما به نظرم تو مصاحبه شما نیاز به کمی ویرایش داشت و شاید بهتر می بود که داخل پرانتز می آوردین... من اوایل مصاحبه فکر کردم سبک تنظیم تون گزارش مصاحبه بوده و بعد پرسش و پاسخی شده که این طور نبود... مثلا جایی در جواب ایشون بود ( می‌پرسم ظاهرتان که خیلی آرام است، می خندد و می گوید، عادت کنیم گول ظاهر آدم ها را نخوریم. )...ضمن این که در قیدهای که میارین خیلی دقت کنید... مثلا (غافلگیرانه می‌خندد و می‌گوید) قید درستی برای بیان حالتشون نیست... هرچند که مخاطب می فهمه منظور شما چیه... ببشید اگر ملالغنی در فضای عمومی نقدی رو وارد کردم... موفق باشید...
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٩/٢٨
١
٧
نقد خیلی خوبی بود :) ممنون
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٩/٢٨
٢
٧
خیلی ممنون که مطلب رو خوندین و نقد کردین ، امیدوارم همیشه این اتفاق بیفته توسط پرتجربه های جیم :) بله نقد رو وارد می دونم . راستش خودم وقتی مصاحبه هایی رو می خونم که فقط به پرسش و پاسخ اکتفا کرده اصلا جذب نمی شم . این توصیفات رو دوست دارم چون خیلی به صمیمیت مصاحبه کمک می کنه و نکته ای که گفتین رو رعایت می کنم در مصاحبه های بعدی:) متشکر
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٤/٠٩/٢٧
٢
٨
خیلی لذت بردم از مطلبت،منصور ضابطیان رو دوست میدارم چون دا رای ایده های خلاقانه است و از اون هایی که کمتر شبیه دارند بازهم تشکر ازت پاییزجان
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٩/٢٨
٢
٧
امیدوارم این تیپ ایده ها رو بشناسیم و به خوش سلیقگی این مدل تیم ها کمک کنیم :) خواهش می کنم سپینود جان
mhv
mhv
٩٤/٠٩/٢٨
٢
٦
استیکر خسته نباشید و دست زدن:)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٩/٢٨
٢
٦
استیکر لطف دارین و ممنون :]
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٩/٢٨
٢
٨
اتفاقی بعضی وقتا چند دقیه ای از برنامه رو دیدم. با اینکه خیلی منصور ضابطیان رو نمیشناسم و رادیو هفت رو کم دیدم، ولی واقعا شخصیت جالبی داره امیدوارم صدبرگ هم مثل رادیو هفت بترکونه :) خدا قوت پاییز :) ^_^
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٩/٢٩
١
٤
به نظر من تیم متفاوتی داره که هر کدوم با سلیقه های متفاوت ولی خوبشون نیاز مخاطب رو می شناسه :) خیلی ممنون ، امیدوارم :)
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٩/٢٨
١
٧
مصاحبه خوبی بود :) ممنون بابت زحمات :)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٩/٢٩
٢
٣
خواهش می کنم:) ببینید برنامه رو :)
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٩/٢٩
١
٥
منفیا چی میگه؟خخخ
Vania
Vania
٩٤/٠٩/٢٨
١
٧
این بخش صحبت هاشون رو خیلی قبول دارم:"خوب معرفی نمی‌شود و گرنه می‌بینید که کتاب‌های خوب به چاپ چندم می‌رسد. از طرفی طبیعی‌ست رفتن به اینترنت جذاب‌تر، در دسترس‌تر و ارزان‌تر از کتاب خواندن است . اثر باید آن قدر جذاب باشد که خواننده را پای کتاب نگه دارد و این طور پیروز است چون مخاطب به دنبال جذابیت بیشتر است." واقعا خود اثر باید جذابیت داشته بشه و همچنین خوب هم معرفی بشه تا شاید بتونه مقابله کنه دربرابر اینترنت گردی ها:)....تیتر مطلب "یک برگ از صدبرگ" واسه من اینطور القا کرد که مصاحبه درمورد برنامه جدیدشونه کمااینکه بود فقط اینکه بنظرم یه مقداری هشم درمورد خودبرنامه، محتواش و حال و هواش هم می پرسیدی بد نبود واسه مخاطبی مثل من که ندیده:دی...سوالات هم یه کمی تکراری می نمود ولی یه جورایی تقسیم شده بود بین برنامه های گذشته شون، حالشون و یه سری سوالات کلی درمورد خودشون و این خوب بود:)...و اما یک جمله اون اوایل هست "در حالی که اندکی از چهل و پنج ساله شدنش نمی‌گذرد" این یعنی زیاد می گذرد؟فکر کنم منظور اندکی میگذرد بوده.نبود آیا؟ (ادردسرهای فعل منفی استفاده کردن:دی)...خداقوت بابت مصاحبه خوب:) موفق باشی:)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٩/٢٩
١
٥
ممنون از این که مصاحبه رو خوندی:) یعنی این سوالات با آقای ضابطیان رو قبلا دیده بودی که واست تکراری بود یا در کل تکراری بود ؟ ! کم ما و کرم شما البته :) اون قسمت لید هم ویرایش شده و احتمالا اشتباه نوشتن چون من مصاحبه رو بعد از تولدشون گرفتم و خیلی فاصله افتاده اون قسمت لید رو عوض کردن:) ممنون
sepide.b
sepide.b
٩٤/٠٩/٢٨
٣
٧
این مصاحبه رو همون روز اولی که گذاشتی خوندم و کلی کیف کردم. سوال ها عالی و چقدر خوبه مصاحبه شونده به پاسخ کوتاه اکتفا نمیکنه و از خودش هم مایه میذاره تا یه گفتگوی صمیمی شکل بگیره. من رادیو هفت رو خیلی دوست داشتم و تا اونجا که میشد توی اینترنت پیگیرش بودم. اما صدبرگ رو سعادت نداشتم ببینم هنوز. اما امروز ظهر به تیتراژ آخرش رسیدم و باید اعتراف کنم تیتراژش خیلییییی جذاب بود. تاحالا ندیده بودم کسی توی تیتراژ از معرفی و جمله بندی استفاده کنه. خلاقیت میباره از این تیم :))
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٩/٢٩
١
٤
خیلی ممنون سپیده جان :) می دونی لذت واقعی وقتی اتفاق میفته که بالاخره یک برنامه رو از تلویزیون ببینی و توجهت رو جلب کنه :)از اول دی ساعت یازده شب پخش میشه و تکرارش ساعت یک و نیم ظهر:)
e_yousefi
e_yousefi
٩٤/٠٩/٢٨
٢
٧
خیلی خوب بود. من با این که اصلا اهل تلویزیون نیستم گاهی برنامه صد برگ را می بینم. البته به پای رادیو هفت نمی رسد ولی در این قحطی برنامه خوب، غنیمت است. ممنون از مطلب خوبت. در ضمن به شدت خواندن مارک و پلودوپلو و یادداشت های اضافه ایشون رو توصیه می کنم.
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٩/٢٩
١
٧
واقعا قحطی برنامه است و بودن این برنامه کمک می کنه که لا اقل یک ساعت با تلویزیون دوست باشیم. حیف بستر به این بزرگی و در دسترسی برای همه که برنامه های خوب نداره. ممنون از توجه تون به این مطلب ^_^
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٩/٢٩
١
٦
راستی منم کتاباشون رو توصیه می کنم^_^
Raaahil
Raaahil
٩٤/٠٩/٢٨
٢
٨
سپاس...چقدرچسبید مصاحبه:) منصور ضابطیان واقعن کاربلده تو هر زمینه ای که شناختیمش.
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٩/٢٩
٢
٤
خیلی خیلی :) من سفرنامه نویسی هاشم خیلییی دوست می دارم:)
Raaahil
Raaahil
٩٤/٠٩/٢٩
١
٤
لایک به سلیقه شما:) ^_^
sepide.b
sepide.b
٩٤/٠٩/٢٩
١
٩
یکی اومده به همه نظرات اینجا منفی داده. عجب پشتکاری داشته :))
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٩/٢٩
١
٩
از همین تریبون بهش آفرین و مرحباااا می گم:))
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٩/٢٩
١
٨
کیه که به همه دیسلایک داده؟!! 😨😨 / خداقوت اکرم جان. به این جسارتت برا مصاحبه گرفتن حسادت یا بهتر بگم، غبطه می ورزم... ولی جان خودم من دیسلایک ندادم از رو حسادت 😧
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٩/٢٩
١
٧
هنوزم داره دیسلایک می کنه=) مرسی ، جسارت که نه من دوست دارم با آدمای خوب و کاربلد حرف بزنم ، کاش فرصت هم صحبتی و هم نشینی با این جور آدما رو هم داشتیم مشهد که کلی به تجربه هامون و اینا اضافه کنه ^_^ به پای طنز نویسی شما نمی رسیم که:)
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٩/٢٩
١
٦
منفی به خارجی میشه دیسلایک؟ چ جالب دستتون دردنکنه ی چیز مفید اموختم :-)))
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٩/٢٩
١
٦
فکرکنم ی نفر هس ک به مالیخولیای مزمن دچار شده و تند و.تند داره منفی میده :-) خوو خواهر / برادر من اگه ناراضی بودی بیا دلیلتو بگو کارای خونوکاریت چیه واز؟
سحر
سحر
٩٤/٠٩/٢٩
٤
١
ادب مرد به ز دولت اوست. مالیخولیا؟دموکراسی موج می زند!
ali_sh
ali_sh
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
من نمیتونم به اینطور چیزها واکنشی نشون ندم خانوم محترم
maede
maede
٩٤/٠٩/٣٠
٢
٢
یادش بخیر رادیو هفت چقدر بود،صدبرگو ندیدم ولی فکرنکنم هیچی مثله رادیو هفت بشه😞آفرین،مصاحبه خوبی بود👍
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤