لذت فراوان در چیست؟!

لذت فراوان در چیست؟!

نویسنده : f_mahdavikia

مفاهیمی در عالم وجود دارد که هر انسانی خواهان آن است. از جمله: سلامتی، عمر طولانی، عزت و منزلت اجتماعی، محبوبیت، علم زیاد، پول و قدرت مالی زیاد، فامیل و دوستان خوب زیاد، مورد احترام سایرین بودن، والدین خوب، طولانی بودن عمر والدین و عمر دوستان خوب، قدرت بدنی خوب، استعداد یادگیری و ذهن قوی، زن و فرزند خوب و زیاد، خانه ی شخصی داشتن، شغل خوب و آبرومند، فکر راحت، اعصاب راحت، خواب راحت، آرامش، آسایش، تحت ظلم دیگران نبودن، دچار مریضی سخت نشدن، دیر به دیر مریض شدن، زیبایی چهره، زیبایی همسر، احساس حمایت الهی، به محرومین کمک کردن و غیره. همه این مفاهیم را می‌توان در یک کلمه خلاصه نمود: سعادت. سعادت و خوشبختی گوهری است که هر انسانی به دنبال آن است؛ چه مسلمان، چه غیر مسلمان، چه بچه مثبت، چه دزد، چه قاچاقچی، چه خوب و چه بد.

سعادت، یک مفهوم درجه‌ای (مشکّک) است؛ یعنی بعضی‌ها سعادتمندتر از دیگران‌اند. به همین ترتیب شقاوت و بدبختی هم درجه‌ای است. انسان، به هر مرتبه‌ای از سعادت برسد، به همان میزان احساس لذت و خوشبختی و شادمانی می‌کند و محرومیت از هر مرتبه‌ی سعادت هم، موجب درد و الَم می‌شود؛ چه الم جسمانی و چه الم روحی.

افعال و کارهای انسان را به چند گونه می‌توان تقسیم نمود:

باید توجه داشت که هر فعل و کار سعادت بخشی یا خودش لذت بخش است و یا آثار و پیامدهای حاصل از آن؛ ولی هر فعل لذت بخشی (لزوما) سعادت آفرین نیست، بلکه ممکن است شقاوت آفرین باشد. چند مثال:

بنابراین، برای رسیدن به لذت، انسان نباید لذت محور باشد، بلکه باید منفعت محور باشد. پیروی از هوا و هوس، موجب لذتِ حدّ اکثری (لزوما) نمی‌شود. پیروی از عقل و تجربه و علم و دین است که موجب سعادت و لذت حد اکثری می‌شود. در حدیثی خواندم: من کان عاقلا کان له دین (میزان الحکمة، ج6: 406)؛ عاقل کسی است که روشمند زندگی می‌کند، بدون ملاک و سنجش عمل نمی‌کند، لذت محور نیست، پیرو هوا و هوس نیست. انسان لذت محور، إبایی از ستم ندارد و ممکن است برای رسیدن به لذت‌ها و منافع خود، تن به هر ظلم و کار قبیح و زشتی بدهد. در نتیجه از لذات روحی محروم می‌شود و تبدیل به یک حیوان انسان نما می‌گردد که لذتی جز خوردن و خوابیدن و مسائل جنسی نمی‌شناسد. این شخص، دیگر مفهوم محبّت برایش معنا ندارد و برایش لذت بخش نیست؛ دیگر رضایت والدین برایش لذت بخش نیست؛ لبخند فرزند برایش لذت بخش نیست و دل سنگ می‌شود. اذیت حیوانات، دیگر برایش مثل سایر انسان‌ها، ناخوشایند نیست. هیچ انسانی دوست ندارد، حیوان باشد؛ چون حیوان محرومیت‌های بیشتری نسبت به انسان دارد و لذا لذت کمتری می‌برد؛ همان طور که گیاه بهره مندی کمتری نسبت به حیوان و انسان دارد. هیچ انسانی طالب مریضی نیست؛ چون مریضی مانع بهره مندی و لذت بیشتر می‌شود. مریضی محرومیت است.

اگر لذتِ ترکِ لذت بدانی/ دگر شهوتِ نفس، لذت نخوانی [سعدی علیه الرحمة]

این شعر می‌گوید: می‌خواهی بهره مندی و لذت بیشتری داشته باشی؟! پس لذت محور نباش. پیرو عقل، علم، تجربه و دین باش. در حدیث دیگری خواندم: اذا اراد الله أن یزیل من عبد نعمة، کان اول ما یغیّر منه عقله (بحار الأنوار، ج1: 94)؛ وقتی خدا بخواهد از کسی نعمتی را بگیرد، ابتدا عقلش را می‌گیرد؛ یعنی محرومش می‌سازد که در این صورت، لذاتش تنزّل می‌یابد و محدودتر و کمتر می‌شود.

خلاصه: سعادت؛ یعنی سر مستی، شوق و لذت فراوان. دنبال لذت نباش، دنبال عقل باش. این گونه به لذت بیشتری می‌رسی.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_mahdavikia
f_mahdavikia
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
دوستان چرا نظر می دهند؟! ثقیل نوشتم؟
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
بچه ها بیشتر طرف عصر و شب مبان نظر میذارن:)
علیرضا
علیرضا
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
به نظم لازمه هر عقلی هم شعور و تفکر. یعنی عقل داشته باشی ولی تفکر و شعور نداشته باشی میشی مثل یه دانشمند یا مخترعی که چیزی رو میسازه که میشه قاتل جون هزاران نفر
f_mahdavikia
f_mahdavikia
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
درسته، دانشمندی با فهمیدگی متفاوته. ولی ارتباطشو با یادداشتم نفهمیدم.
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
تلنگر خوبی بود بهمون:) ولی خوب این ((خلاصه: سعادت؛ یعنی سر مستی، شوق و لذت فراوان. دنبال لذت نباش، دنبال عقل باش. این گونه به لذت بیشتری می‌رسی.)) یه جورایی کل متنتون اومدیم خیلی خوب و خلاصه گفتین!
f_mahdavikia
f_mahdavikia
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
خواهش می کنم.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
َما معنای حقیقی سعادت رو نوشتین ولی نمیشه یه نسخه واحد برای همه پیچید. درسته که این سعادت واقعیه ولی هر کس سعادت خودش رو توی یه چیزی میدونه. هرچند شاید آخرش از نظر خودش سعادتمند باشه یا نباشه... من که هنوز بهش نرسیدم ولی امیدوارم بتونم از عقلم درست استفاده کنم و اون لذت و سعادتی که گفتین رو احساس کنم :)
f_mahdavikia
f_mahdavikia
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
با عرض ارادت خدمت خانم نیک بنیاد. من در این یادداشت سعی نداشتم نسخه برای کسی بپیچم. من فقط خواستم چیزی که به نظرم درست می رسید، بیان کنم. نکته ای که من در این یادداشت عرض کردم، به نظرم یک قانون کلی است و در مورد هر انسانی صادقه. به نظرم اینکه آدم به نظر خودش موفق باشه، کافی نیست. بلکه لازمه عقلا هم انسانو موفق و سعادتمند بدونند. در پایان برای همه کاربران این سایت و خصوصا شما آرزوی موفقیت و سربلندی می کنم (جمله ام انشایی بود). ممنون
f_mahdavikia
f_mahdavikia
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
متاسفانه متن یادداشتم ناقصه. افعال و کارهای انسان را به چند گونه می‌توان تقسیم نمود: _ مفید، سعادت بخش _ مضر، شقاوت آفرین _ نه مفید و نه مضر، خنثی _ لذت بخش _ درد آفرین _ نه لذت بخش و نه درد آفرین، خنثی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٠٢
٠
٠
من بازم نفهمیدم چی به چی شد!!!!!!!!!!!!!!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤