قبول نشدن در پنج سوت!
موفق نشدن در کنکور برنامه می خواهد، با ما تماس بگیرید

قبول نشدن در پنج سوت!

نویسنده : sepide.b

همیشه شنیده‌ایم برای موفق شدن باید متمایز بود. با توجه به اینکه این روزها دانشگاه رفتن و اخیرا هم ارشد خواندن درست مثل یک مقطع شبیه مدرسه رفتن همه گیر شده است؛ بعد از گرفتن دیپلم به خاطر این که صندلی‌های دانشگاه خالی نماند، از سر وظیفه دانشجو می‌شویم پس این قبول نشدن در کنکور است که موفقیت محسوب می‌شود. حتما می‌دانید که موفقیت اتفاقی نیست و باید مراحل زیادی را بگذرانید تا به این مرحله از کمال برسید. پیشنهاد می‌کنیم پنج گانه‌ی ما را با تبصره‌اش بخوانید.

 

|| مشاورهای پولکی و تو زرد بگیرید

جمله‌ای هست که مدام در بین کنکوری ها رد و بدل می‌شود که می‌گوید: «آن‌ها که هیچ کاری بلد نیستند، مدیر می‌شوند و آن‌هایی که همان هیچ کاری را هم نمی‌توانند بکنند، مشاورهای الکی». صد البته یک سری از مشاوران کنکور که همین جمله را نقض می‌کنند و هیچ کاری را به بیکاری ترجیح می‌دهند. برنامه‌ای صد در صد تضمینی می‌دهند که هیچ گونه انعطاف و انطباقی با دیگر برنامه‌های درسی و شخصی‌تان نداشته و موجبات استرس، تشنج فکری، سردرد و سوء هاضمه‌تان را فراهم می‌کند. این برنامه به مقدار زیادی شما را برای موفق نشدن در کنکور آماده می‌کند.

 

|| خودتان را در کلاس ها و کتاب های کنکور خفه کنید

همه تلاش‌تان را برای شرکت در تمامی کلاس‌ها و همایش‌های کنکوری شهرتان بکنید. برای هر درس سه کلاس مختلف ثبت نام کنید، همه‌ی کتاب های کنکور را از سبز و آبی تا قرمز روشن و قهوه‌ای تیره را بخرید و حتی یک صفحه از آن را نخوانید. از کلاس‌های مهارت تست زنی با مدیریت ده، بیست، سی، چهل غافل نشوید. یادتان نرود شما فقط باید کتاب بخرید نه این که قرض کنید. نگران هزینه‌ها هم نباشید، اعضای خانواده با فروش کلیه‌هایشان پرداخت می‌کنند.

 

|| در کتابخانه علاف باشید

میزهای کتابخانه برای بعضی میز غذا خوری و صندلی‌هایش رخت خواب گرمی است که با تهدید والدین صبح زود بیدار می شوند، سالن‌هایش محل کنفرانس و گپ زدن با رفقا و سوراخ سمبه‌های اطرافش پناهگاه فرار از مدرسه‌ای هاست پس گزینه مناسبی برای این نه ماه باقی مانده به خصوص فصل زمستان است. پس به اندازه‌ی تمام دقایقی که در کتاب خانه هستید علافی کنید، بخورید، بیاشامید ولی درس نخوانید.

 

|| منتظر بمانید فردا از راه برسد

هر روزصبح به محض این که از خواب بیدار می شوید به خودتان بگویید از شنبه شروع می‌کنم و دوباره بخوابید. ظهر بیدار شوید، صبحانه را کامل و مفصل بخورید، یک دوش بگیرید، چرخی در اینترنت بزنید و خبرهای روز را چک کنید. کم کم خانواده می‌رسند و ناهار هم که دسته جمعی می‌چسبد. بعد از ناهار آدم سنگین می‌شود، چرتی بزنید تا غذا هضم شود. عصر هوا خوب است پس بیرون بروید و قدم بزنید. وقتی بر می‌گردید دیروقت است. این دو ساعت را هم  بی‌خیال شوید، بخوابید و مطمئن باشید از فردا شروع می‌کنید. حواس تان را به این بدهید که اگر فردای مذکور تا وسط هفته نیامد می‌توانید از شنبه شروع کنید.

 

|| دائما تلویزیون ببینید

این یکی فوت کوزه‌گری ست. آمارها نشان می دهد کسانی که در طول عمرشان هم تلویزیون نمی‌بینند در سال کنکور به طرز شگفت انگیزی با اراده‌ی خودشان به طور متوسط روزی هشت ساعت تلویزیون نگاه می‌کنند. نگارنده‌ی این متن با تماشای تمام برنامه‌ها از آشپزی و آبزی پروری گرفته تا باغبانی و کارشناسی فوتبال و تکرار همه سریال‌های تاریخ صدا و سیما رکورد تلویزیون دیدن را خودش به تنهایی در بین کنکوری‌ها به دوازده ساعت و بیست و هشت دقیقه در روز و احتمال قبول نشدنش را به بالای 83 درصد رساند. پس با خیالی آسوده هر چقدر می‌توانید تلویزیون ببینید. یادتان نرود، هر چه بیشتر بهتر!

 

یا این که .. یا این که چی ؟!

یا این که بالاخره یک روز از این بخور و بخواب و ادای درس خواندن درآوردن‌ها خسته می‌شوید. هر چه نباشد شما هم آدمید. پس اگر فکر می کنید به اندازه کافی به پای کنکور پیر شدید، همچین هم بساز و اهل زندگی نبود کتاب‌هایتان را رها کنید. به جای خودکشی و پیه کنکور را به تن مالیدن، کار و حرفه‌ی آبرومندانه دیگری را به تن تان بمالید. استعداد، علایق و آن چه که یک روز دوست داشتید و حالا به هر دلیلی به آن نرسیدید را دنبال کنید. به هرحال راه موفقیت از سایر راه‌ها بازتر است که در این صورت باز هم می رسیم به تیتر این مطلب، شما کنکور قبول نمی‌شوید اما قطعا جای‌تان جای بهتریست!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Elham_n
Elham_n
٩٤/٠٩/٢٤
٠
٠
چه جالب تمام خصوصیات من را داشت ((: پس من حتما موفق میشوم خخخ سپیده عالی بود از خوندنش کیف کردم
sepide.b
sepide.b
٩٤/٠٩/٢٤
٠
٠
تلاشت رو بکن. ببینم میتونی نوبل موفقیت رو ببری یا نه :دی. ممنون الهام جان.
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٩/٢٤
٠
٠
خیلی عالی بود این متن خسته نباشی سپیده:)
sepide.b
sepide.b
٩٤/٠٩/٢٤
٠
٠
ممنون مریم جان :)
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٩/٢٤
١
٠
بمرسی از راهکارها :))))
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٩/٢٤
٠
٠
کلاس‌های مهارت تست زنی با مدیریت ده، بیست، سی، چهل غافل نشوید! خدایی این کلاس ها مفیده و اگه مدرسش خوب باشه من شرکت می کنم!! مرسی از راهنمایی هاتون:)) البته برا ما نوش دارو پس از مرگ سهرابِ!
sepide.b
sepide.b
٩٤/٠٩/٢٤
٠
٠
نفرمایید آقای آستانه. دود از کنده بلند میشه :)) ممنون از شما.
m_kargadan
m_kargadan
٩٤/٠٩/٢٤
٠
٠
من از شما شکایت می کنم به خاطر اینکه حق کپی رایت منو رعایت نکردین این روش من بود واسه کنکور چرا اخه چرا :))))))))))
sepide.b
sepide.b
٩٤/٠٩/٢٥
٠
٠
اگه اینجوره که باید به همه بچه هایی که هرسال کنکور میدن حق کپی رایت بدیم :)
پیک
پیک
٩٤/٠٩/٢٥
١
٠
ممنون به نکته های خوبی اشاره کردین,این طنز معکوس کم کم داره توی سایت جا میفته :)
sepide.b
sepide.b
٩٤/٠٩/٢٥
١
٠
پس یادم باشه راه های موفقیت در مدرسه و دانشگاه رو هم بنویسم :))
Mostafa
Mostafa
٩٤/٠٩/٢٥
١
٠
یادش بخیر پس من چقدر موفق بودم. تماشای لیگ قهرمانان در شب امتحان واقعا لذت بخشه. ممنون بابت متن.
Mostafa
Mostafa
٩٤/٠٩/٢٥
٠
٠
تازه شم. یکی از نوستالوژی های غمناک من برگزاری جامهای جهانی فوتبال مقارن با امتحانات خردادماه بود. چقدر زجر آور بود اون دوران. یادش بخیر.
sepide.b
sepide.b
٩٤/٠٩/٢٥
٠
٠
آخ آره. بازی ایران- آرژانتین و کنکور محاله یادم بره :)
admincheh
admincheh
٩٤/٠٩/٢٥
٠
٠
به به می بینم که راهکار ارائه می دن، مطلب می نویسن ، بنر می شن ، به به :)
sepide.b
sepide.b
٩٤/٠٩/٢٥
٠
٠
:دی
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٩/٢٥
٠
٠
طنز خوبی بود. البته باید روی جمله بندی ها بیشتر دقت می شد. برخی از جملات کمی طولانی شده بود و منظور رو یکم دیر می رسوند.
sepide.b
sepide.b
٩٤/٠٩/٢٥
٠
٠
بله با شما کاملا موافقم. ممنون ازتون.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤