داستان «گوگول»
همگام با رمان «همنام» جومپا لاهیری

داستان «گوگول»

نویسنده : زهرا خنداندل

اگر جومپا لاهیری را می‌شناسید و از او اثری را خوانده‌اید به جرات می‌توان گفت تا کتاب "همنام" که نخستین رمان این نویسنده آمریکایی هندی‌تبار است را نخوانده باشید به درستی او را نشناخته‌اید. همنام کتابی درباره یک زوج هندی با روایت یک سوم شخص نسبتا سرد است که به صورت کاملا سنتی در هند با یکدیگر ازدواج می‌کنند و بعد به آمریکا مهاجرت می‌کنند.

داستان با این زوج و سختی عادت کردنشان به آمریکا شروع می‌شود در جایی از رمان می‌خوانیم: «آشیما و آشوک سر چیزهای دیگر هم کوتاه آمده‌اند، آشیما همچنان ساری و صندل می‌پوشد ولی آشوک که تمام مدت عادت داشت شلوار و پیرهن دست دوز بپوشد، کم‌کم یاد می‌گیرد لباس آماده بخرد. خودنویس را می‌گذارد کنار و خودکار دست می‌گیرد.» شخصیت اصلی داستان «گوگول» فرزند بزرگتر خانواده «گانگولی» است که مدام درگیر سنت‌های خانواده و اسم عجیبش و تمایزهایش با فرهنگ سنتی هند می‌شود. او کلا کسی است که نمی‌داند چه آرزویی دارد و چه می‌خواهد، هند را دوست ندارد و کم‌کم کاملا غربی می‌شود. در این رمان با توجه به شیوه روایت ساده و ملموس لاهیری متوجه می‌شوید که پدرو مادر او هم کم‌کم رفتارهایش را می‌پذیرند، اگرچه که کاملا خلاف عقاید و سنت‌هایشان است.

این کتاب داستان دو نسل و تقابل فرهنگی بین آن‌ها است که خواننده ایرانی هم به راحتی قادر است بعضی قسمت‌های آن را به زندگی خود تعمیم دهد. لاهیری درواقع در این رمان نیز مانند مجموعه‌داستان «مترجم دردها» مسائل فرهنگی و احساسی مهاجران هندی به آمریکا را واکاوی کرده است. وقتی گوگول رفته رفته بزرگ می‌شود و از بچه‌ای خجالتی به یک مهندس معمار جوان با اعتماد به نفس‌تر ولی آزاد و فارغ تبدیل می شود و از والدین خود کم کم دور می شود؛ لاهیری ظرایف تاریخی و فرهنگی و خانوادگی بسیاری را به شکل بافته‌ای پیچ در پیچ وارد رمان می‌کند.

همنام به بررسی تفاوت‌های موجود بین دو فرهنگ متضاد با تفاوت‌های مذهبی، اجتماعی و ایدئولوژیک بسیار متمایز می‌پردازد. با جلو رفتن داستان گوشه گیری و درونگرایی گوگول برای او تبدیل به یک چالش می‌شود ولی این چالش ارزشش را دارد. گوگول خیلی سرد و راحت از زندگی دیگران بیرون می‌رود و همین ‹سردی و راحتی› مضمون رمان مبنی بر رابطه بین آشفتگی فرهنگی و شخصی را ارایه می دهد. در دیالوگی بین گوگول و مادرش می‌خوانیم:

«مادرش می‌گوید: تو نباید این‌جوری فکر کنی گوگول، ازت خواهش می‌کنم. از بهار تا حالا پایت را اینجا نگذاشته‌ای.

- بیکار نیستم که، مادر. گرفتارم. تازه مگر سونیا می‌آید؟»

در انتهای رمان گوگول کتابی را شروع به خواندن می‌کند که پدرش در نوجوانی به او هدیه کرده است و نام همان نویسنده را بر او گذاشته، اما تا به حال او لای این کتاب را باز نکرده است، و به گونه‌ای لطیف لاهیری بازگشت او به ریشه و خانواده‌اش را نشان می‌دهد.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٩/٢٤
٠
٠
رمان بسيار زيبا و هنرمندانه اي هستش؛ علي رغم تمام نقد ها؛ يك دوره زندگي انسان؛ به آدم يك ديد وسيع در مورد زندگي و البته روزمرگي ها ميده؛ توصيه به خواندن ميكنم حتما ؛ مخصوصا بانوان...
z_khandandel
z_khandandel
٩٤/٠٩/٢٥
٠
٠
چرا فقط خانومها رو تاکیدکردید؟ این کتاب واقععا زیباست لطفا همه بخونیدش
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٩/٢٦
٠
٠
ما هم نگفتیم که پسر ها نخونین... اتفاقا شخص اول داستان پسره///
saleh
saleh
٩٤/٠٩/٢٤
٠
١
سلام.ممنون از معرفی این کتاب جذاب.باید خیلی خوب باشه .فقط 2تا سوال . 1.احساس کردم کلا تعریف کردین کتاب رو و دیگه کاملا لو رفته داستان.درسته یا نه؟ 2. قیمت؟ .تشکر
z_khandandel
z_khandandel
٩٤/٠٩/٢٥
٠
٠
نه, داستان لو نرفته, من تنها شمایی کلی از اون رو گفتم, داستان شکل گیری شخصیت اول این کتاب واقعا خوندن داره, و ماجراهایی که حتی به اون اشاره ای هم نشده درمتن بالل
z_khandandel
z_khandandel
٩٤/٠٩/٢٥
٠
٠
اگر اشتباه نکنم قیمت فعلیش ٢٣٠٠٠تومان هستش
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٢٦
١
٠
ممنونم :)
z_khandandel
z_khandandel
٩٤/٠٩/٢٦
٠
٠
خواهش می کنم :)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤