طنز چهار گزینه ای / شماره 3

طنز چهار گزینه ای / شماره 3

نویسنده : مهدی شاهسون

مرد دوست داشتنی تلویزیون

1- فردوسی پور: قبلن به من پیشنهاد..............داده بودند.

الف: اختلاس

ب: اجرای نود رو قله اورست

ج: خنده

د: بازی

 

رفتار صلح آمیز رهنما

2- بهاره رهنما: اسد و پوتین باید...........کنند.

الف: همدیگه رو تکه تکه

ب: آشتی

ج: قر بده بیاد

د: بازی کلش

 

باز هم حمایت از فمینیسم

3- تهمینه میلانی:کشف حجاب دختران ما.........است.

الف: به توچه

ب: اختیاری

ج: اجباری

د: خارجکی

 

خانم پرکار این روزهای سینما

4- نیوشا ضیغمی: من بخاطر.................ازدواج کردم.

الف: پول

ب: تشکیل خانواده

ج: فضولی شما

د: تعهد و عشق

 

دادگاه این روزای ب.ز

5- نماینده دادستانی: بابک زنجانی سلطان................است.

الف: جنگل

ب: علافی

ج: جعل

د: بی تاج

 

بالاخره تکلیف این موضوع تو ارشاد مشخص شد؟!

6- نوش آبادی: ما با موسیقی.......... مخالف نیستیم.

الف: ابی و ژوژولو

ب: رپ

ج: هایده

د: زنان

 

بعد از سالها سکوت

7- لاریجانی: دولت قبل دولت.................بود.

الف:خوشگلا

ب: غارتگرا

ج: اساسی

د: الکی

 

عدم سرعت خوب رو اعصاب است!

8- واعظی: سرعت اینترنت مخابرات بزودی...........می‌شود.

الف: همینی که هست

ب: کن فیکن

ج: جت وار

د: خوب

 

سخن فرمانده

9- محسن رضایی: دولت توان خروج از..............را ندارد.

الف: ورزشگاه آزادی

ب: مترو

ج: قبرستان

د: رکود

 

صمیمیت اوباما با رئیس جمهور ما

10- اوباما: روحانی میتواند..................باشد.

الف: رئیس جمهور

ب: صندوق پول

ج: ایرانی

د: صلح

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_heydarpoor
m_heydarpoor
٩٤/٠٩/٢٤
٠
٠
با حال بود
Cold
Cold
٩٤/٠٩/٢٤
١
٠
سلطان جنگلش خیلی خوب بود...خندیدم :))
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٩/٢٥
٠
٠
اگر پاسخ همه شون گزینه چهارم باشه؛ ینی خود جمله خنده داره و اصلا خودش طنزه!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨