رستوران روبات‌ها
رستورانی جالب که در آن روبات‌ها از شما پذیرایی می‌کنند

رستوران روبات‌ها

نویسنده : شکوفه گیلاس
رستوران روبوت۲۰ در هاربین چین رستورانی است که تقریبا به طور کامل توسط روبوت‌ها اداره می‌شود. توسط روبوت‌هايی با ۱۰ چهره مختلف که قادر به بیان جملات ابتدائی و معمول هستند! به مشتریان خیرمقدم مي‌گويند و خدمت ارائه می‌دهند و توسط کارکنان رستوران از اتاق کامپیوتر کنترل می‌شوند و قادرند که ۵ ساعت بدون نیاز به شارژ کار کنند. رستوران با سرمایه اولیه 800 زار دلار تاسیس شده و هر یک از روبوت‌ها بین 30 هزار تا 50 هزار دلار ارزش دارند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
parisa
parisa
٩١/١١/١٢
٠
١
چه خنک.........ادم یکی از تفریحاش تو رستوران خندیدن به گارسونه........به اینا که نمیشه خندید......
parisa
parisa
٩١/١١/١٢
٠
٠
هورررررررررررررررررررررررررررررررررا..........اول شدم.....
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/١٣
١
٠
به گارسونی که واسه در آوردن پول حلال جلوی تو خم و راست میشه ، نخند ! اندیشه کن ...
parisa
parisa
٩١/١١/١٣
٠
٠
چه حرف تاثیری گزاری........باشه سعی میکنم....از این به بعد نخندم.....فقط اندیشه کنم......
bye
bye
٩١/١١/١٣
١
٠
با حرف عماد جان موافقم
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١١/١٣
٠
٠
وا....این چه حرفی بود از تو بعیده پریسا...مگه به انسان که دنبال روزی حلال میخندن؟؟................!!
parisa
parisa
٩١/١١/١٣
٠
٠
به همشون که نمیخندیم.....فقط به اونایی که خنده دارن میخندیم.......بعدم ادم وقتی حوصلش سر میره هین میشه دیگه........
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/١١/١٣
٠
٠
وای از رباط بدم میاد
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/١٣
٠
٠
یاد انیمیشن بسیار زیبای Wall-E افتادم ...
parisa
parisa
٩١/١١/١٣
٠
٠
اره راس میگی.........شبیهشه.......
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/١٣
٠
٠
چه جالبه!ممنون شکوفه جان
علیرضا
علیرضا
٩١/١١/١٣
٠
٠
من هم سپاس جالب بود!
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١١/١٣
٠
٠
خواهش میکنم با تشکر از شما
m-nik110
m-nik110
٩١/١١/١٣
٠
٠
خیلی بانمکه ها!!!
imanhkt
imanhkt
٩١/١١/١٤
٠
٠
ملت دارن روبات میسازن برای رستوران هاشون ... ما داریم روی سر اعظم خانوم تخم مرغ می شکنیم تا بلکه بختش باز بشه ...!
bye
bye
٩١/١١/١٨
٠
٠
خیلی باحال بود !
mahshid2
mahshid2
٩١/١١/١٤
٠
٠
خیلی با نمک بود مرسی شکوفه جان
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
خخخخخخخخخ...........چه بامزه!
پربازدیدتریـــن ها
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
هنوز تو را به خدا نسپرده بودم

عجب غروب غریبی است!

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
داستان کوتاه

رنگ پریده تر

٩٦/٠١/٢٧
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
ازدواج اشتباه

خط فاصله

٩٦/٠١/٢٧
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
با همان سرعت و دقت

ضَرَبَ، ضَرَبا

٩٦/٠١/٢٧
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
احساساتی که ابراز نشدند

مادر، دوستت دارم تا آن سوی ابدیت

٩٦/٠١/٢٧
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
کمی هم به فکر خودتان باشید!

تقدیری از دولت عزیز

٩٦/٠١/٢٨
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
تبلیغات
تبلیغات