یعنی نمی‌شود که کمی هم از شما یاد بگیریم؟ حتما باید با دروغ‌های‌مان خام‌تان کنیم؟ لامصب‌ها ما که قهرمان‌های هالیوود نیستیم، آدم‌های عادی همین روزگاریم. روزگار ترور، تحریم، داعش، سکه، دلار، اختلاس و پزشکان زیر میزی بگیر. کجای همه چیز این‌قدر کامل است که از ما انتظار دارید که باشیم؟ این‌قدر آرزوی شاهزاده سوار بر اسب سفید را در دل‌های‌تان پرورانده‌اید که نمی‌بینید شیطان‌های کوچک با اسب‌های تروای‌شان دارند همه چیز را از همه‌مان می‌گیرند؟

نمی‌بینید که شهرمان را گرفته‌اند؟ عشق را می‌گویم، نمی‌بینید؟ نه شما پشت عینک‌های آفتابی‌تان قایم شده‌اید و لبخندهای فیک تحویل شبکه‌های اجتماعی می‌دهید و من مثل یک ترسو فقط همین‌جا جرات دست به یقه شدن با شماها را دارم، چون این‌جا خانه‌ام است و هر کسی که در خانه‌ام حرفی خلاف خلافیات خودم بزند یک گلوله نثارش می‌کنم.

بی‌خیال... بروم اسب تروایم را تر و تازه کنم، مدل موهایم را امروزی کنم، چند جمله هم از آن نویسنده دانشمند حفظ کنم، چند شعر عاشقانه هم در آستینم بچپانم، حالا آماده‌ام. چشم‌های‌تان را نشورید، عینک آفتابی بگذارید و به لنز دوربین لبخند بزنید. چیلیک

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/٠٦
١
٠
حالا من چی بپوشمممم؟خخ !اسب تروا چیه ؟
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
خخخ با مزه بود
مهین
مهین
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
حالا این اسب تراوا چیه؟
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
من حدس میزنم باید یک نوع اسب باشه :))
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
حمید جدا نمی دونی اسب تراوا چیه؟
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
خسته نباشی مهندس :)
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
فکر کنم شما دنبال کیس مناسب بودی بعد هر چقدر گشتی پیداش نکردی...... درست نمی گم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
خخخخخخ. قشنگ بود!
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
اسب تروا هم دارند ملت بعد اونقوت ما یه دونه قوطی کبریت (اشاره به پراید) هم نداریم :))
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
تبلیغات
تبلیغات