آن موجود فضایی

آن موجود فضایی

نویسنده : m_kargadan

احتمالا اجداد من از فضا به زمین آمده‌اند! موجوداتی فرازمینی که به طور اتفاقی سیاره‌ای را می‌یابند که موجوداتی بسیار شبیه به خودشان در آن در حال زندگی هستند و آن وقت تصمیم می‌گیرند تا ماموری را برای تحقیق به آن‌جا بفرستند. اما پس از مدتی رد او را گم می‌کنند و در اثر برخورد یک شهاب سنگ با سفینه فضایی‌شان همگی نابود می‌شوند. هنوز اولین تمدن بوجود نیامده بود تا این رویداد نورانی را ضبط کنند. نه در چین نه در بین النهرین و نه در آن سوی اقیانوس اطلس. گروه کاوش از سیاره HK432  که بعدها ستاره شناس آلبرت مونکوف این نام را بر روی آن گذاشت و به دوستانش درباره‌اش این طور گفت که «شک ندارم اونجا یه خبریه» همگی به طرز تاسف باری از بین رفتند.

بله اجداد من متعلق به HK432 هستند. یک فضایی بدبخت که میلیون‌ها سال نوری با خانه‌اش فاصله دارد و سفینه مادرش در یک برخورد وحشتناک شهاب‌سنگ از بین رفته مجبور به ماندن و زندگی در زمین می‌شود. او پس از بررسی‌هایش متوجه می‌شود که حیات در این سیاره بسیار مشابه با سیاره خودش تکامل یافته اما هنوز تمدن سازی توسط هیچ موجود باهوشی صورت نگرفته. و او تصمیم می‌گیرد که زندگی کند و با انسان‌ها در آمیزد.

دانشمندان در HK432  هنوز به دنبال آنند که بتوانند کرم چاله‌ای را که با استفاده از آن به سمت زمین آمدند را دوباره بگشایند تا از سرنوشت سفینه کاوشگر خود مطلع شوند و من نوه‌ی نوه نوه‌ی... آن موجود فضایی اکنون این راز را برای شما فاش کردم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
چه باحال :) خب قدرتاتون چیه؟
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
یاد داستان زندگی یکی از شخصیت های مجله ی ماروِل افتادم!!
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٠٢
٠
٠
من فکر کنم اجدادم به خاطر شله به مشهد آمده اند خخخخخخ
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٠٢
٠
٠
خخخخخخ. یعنی اگه شله رو به اروپا صادر کنیم همه و می خزن میان مشد!
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٠٢
٠
٠
راستی چی شد به همچنین داستان علمی تخیلی رسیدید؟
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٠٢
٠
٠
آدم فضایی ها باحال نیستن.... فقط کره ای ها باحال اند :))))))))))))))))))))))
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٠٢
٠
٠
اقا چرا یه فضایی بدبخت!! بین جمع ما آدما عین خوشبختیه ها!! قدر بدونین! از کجا معلوم HK432 جای خوبی باشه ها؟؟ برن خداتانم شکر کنن مخصوصا اگه سفینه تان افتاده بشه تو مشد!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات