ساقی نامه حوا!

ساقی نامه حوا!

نویسنده : حوا

من امروز یک ساقی شده بودم! اما نه در مجلس بزم بلکه در مجلس ختم قرآن! نه می ریزان بلکه چای ریزان! آن زمان که پیمانه‌ها را پر می‌کردم خاطرات کودکی‌ام چون مومیایی، از گور برخاست، جلوی چشمانم جان گرفت و بر در و دیوار یادم رژ ه می‌رفت!

خاطرات آن زمانی را می‌گویم که چون خاله قزی خاله بازی می‌کردم و در ظرف‌های پلاستیکی فنجان نما خیالم را چون چای در پیمانه می‌ریختم! بی آن که کسی اعتراض کند که چای پررنگ است یا کمرنگ و مرا برای تعویض چای برگرداند! بی آن که کسی در قبال تعارف چای برایم دعای سپید بختی و عاقبت بخیری کند! بی آن که طنین دلنشین آوای قرآن روح خسته‌ام را نوازش کند، بی آن که... من پیمانه کسانی را پر می‌کردم که پیمانه جان‌شان با بیشتر و بیشتر خوانده شدن قرآن از نور پر و از تاریکی خالی می‌شد!

راست است که می‌گویند هر چه را که در فکر بپرورانی و گاهی با خیالش زندگی کنی، روزی بازیگر آن نقش خواهی شد! کودکان این را بیشتر باور دارند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٩/١٨
٠
٠
:) قشنگ بود
حوا
حوا
٩٤/٠٩/١٨
٠
٠
ممنون دوست عزیز =)
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/٠٩/١٨
٠
٠
چایی ریختن تو روضه خیلی سخته مخصوصا مجردم ک باشی :دی
حوا
حوا
٩٤/٠٩/١٨
٠
٠
اوهوم ؛)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٩/١٩
٠
٠
زیبا و ساده و صمیمی نوشتی حوا جون یاد ایام کودکی بخیر
حوا
حوا
٩٤/٠٩/١٩
٠
٠
ممنون دویت عزیز =)، یاد ایام کودکی بخیر....
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
دشمن نشناسی های ما

فرهاد که اسکار می گرفتی همه عمر!

٩٥/١٢/١٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

شاید نگیرد چشم تو عشق زلیخا را

٩٥/١٢/٠٩
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
یک وقت هایی برای رهایی باید گفت

بله بله, حق با شماست

٩٥/١٢/٠٩
خوشبختی ورای حرف های مردم است

برای دخترکم

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات