هنگام عبورم ز خیابان

مشغول تماشای درختان 

در حیرتِ آلودگی شهر 

کَردست هوای پاک چون قهر 

باید که به فکرِ خویش باشیم 

آینده‌ی خود ز هم نپاشیم 

از بهر چه ما برای فردا 

گوئیم که هر چه باد٬ بادا 

انگارکه عقلِ کُل٬ من هستم 

آید همه کارها زِ دستم 

این آب و هوا چرا کثیف است 

پُر دود چرا گُلِ لطیف است 

در حینِ تفکراتِ نقاد 

چشمم به کلاغِ چاقی افتاد 

با تکه‌ی نان٬ در دهانش 

گوئی که به من رسد بیانش 

بر دور و برش کمی نگه کرد 

مقدارِ کمی گذر زِ ره کرد 

یک چاله‌ی کوچکی بنا کرد 

نان را به درون آن رها کرد 

با برگِ درخت و اندکی خاک 

بنمود اثر٬ زِ تکّه نان، پاک 

با رنگ سیاه و چشم برّاق 

انگار به حرف٬گشته مشتاق 

گوید به من او٬ کمی نظر کُن 

از کِبر و غرورِ خود حذر کُن 

حامی٬ زِ چه رو پُر از غروری 

تو٬ صاحبِ عقلی و شعوری 

چون من بنما فکرِ زمستان 

تا آنکه شوَد شتا٬ بهاران

یک ذره به فکرِ آخرت باش 

تا پُر نشود زبانت از کاش 

بر من چو سفیه یک نظر کرد 

پَر زد ز کنار من گذر کرد 

من ماندم و فکرِ غفلتِ خویش 

باشم خجل از گذشته یا پیش

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١٠/٠٥
٠
٠
خیلی قشنگ بود، مرسی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١٠/٠٥
٠
٠
سلام جناب فروزان:متشکرم ازتعریفتون‌زنده باشید
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/٠٥
٠
٠
اووووووو ، شعر خودتونه ؟ ایبل !
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١٠/٠٥
٠
٠
سلام:قابل شماراندارد.خیلی ممنونم
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/١٠/٠٥
٠
٠
سلام . خیلی زیبا بود . ممنون آقای حسنی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١٠/٠٥
٠
٠
سلام برشما:زنده وپاینده باشید.تشکرمیکنم
سلما
سلما
٩٤/١٠/٠٥
٠
٠
سلام استاد وووبعد مدتها خوندن شعرتون به وجد اورد منو ..مرسی ...زیبا بود ..ای کاش از غفلت در بیایم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١٠/٠٥
٠
٠
سلام خانوم سلما:بعدمدتها تشریف آوردید.سپاسگزارم ازتشویقتون.خداپشت وپناهتون.
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
جالب بودم برام؛ یک سبک متفاوت بود در اشعاری که تا حالا ازتون خونده بودیم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
سلام مدیرگرامی:ازحضورتون متشکرم.بعضی وقتهاچیزی به چشم میادوذهن کارخودشو میکنه.پشت چراغ قرمز بودم که کلاغ رادیدم که تکه نانی را با وسواس زیرخاک وسط بلوارمخفی میکردوجالب این بودکه خوب اطرافش رانگاه کردبعدمخفی کرد.که این شعربه ذهنم آمد.خوشحالم که پسندیدید.
راتا
راتا
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
خیلی به دلم نشست....ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
سلام متشکرم ازلطفتون.پاینده باشید.
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
خیلی خوب بود هم مضمون و هم سبکش :) امیدوارم بتونیم طوری زندگی کنیم که هم زمین خوب تر و سالم تری داشته باشیم و هم اخرت بهتری که افسوس نخوریم:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
سلام انشاءا... خیلی ممنونم ازمحبت وتوجه شما.خدایارتان
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
سلام شعرتون مثل همیشه عالی بود تشکر .
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
سلام وسپاس:خدای سبحان حامیتان باد.ممنونم
PDrAM
PDrAM
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
سلام و درود...بسیار زیبا بود استاد عزیز همچون همیشه...قلمتان پایدار :)
PDrAM
PDrAM
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
البته حس کردم یکم بوی سیاسی اجتماعی هم میداد..بسیار عالی بود :)
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
احساساتتان مستدام. منم همچین هسی داشتم :)
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
شعر پر حرفی بود.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤