دکتر شدن چه آسان؛ انسان بودن چه مشکل!
گیر بی‌جا؛ این قسمت خیلی بی جاست!

دکتر شدن چه آسان؛ انسان بودن چه مشکل!

نویسنده : پیک

سلام. اصلا این بار می‌خواهم بروم سر اصل مطلب بدون هیچ حاشیه‌ای. تا دیروز پدر و مادر بنده همچنان اشتباه چند سال پیشم را متذکر می‌شدند و مدام می‌گفتند: نباید از تجربی می‌رفتی ریاضی؛ الان دکتری شدی بودی برای خودت نه مهندسی فقط برای ما! الان پسر خاله‌ات را نگاه کن، تازه طرحش را می‌گذراند ماهی بیست میلیون تومان حقوق می‌گیرد، بماند که دستمزدش می‌شود ماهی سه چهار «تومن»! آن وقت تو «ور دل ما» داری خانه داری یاد می‌گیری.

تا این‌که دیشب خبر 20:30 موضوعی را مطرح کرد که کمی (فقط کمی) تکان دهنده بود. برای آنان که اخبار نگاه نمی‌کنند در پرانتز عرض کنم پزشکی در اصفهان بخیه چانه کودکی را از چانه‌اش به خاطر نداشتن پول بخیه پس گرفت!

تا قبل از این من که با خودم هرجور دودوتا چهارتا می‌کردم می‌دیدم مهندسی نه در این دنیا صرف دارد، نه در آن دنیا، چون در این دنیا مهندس نهایتا ماهی چهار، پنج میلیون تومان حقوق می‌گیرد آن هم با چند سال سابقه کار ولی پزشکان محترم در همان ابتدا به جز دستمزدی که از مریض‌ها می‌گیرند ماهی بیست میلیون!

و بعد این‌که یک پزشک هیچ مسئولیتی در قبال اتفاقی که برای مریضش افتاده ندارد چون حتما تلاشش را کرده است اما کافی ست یک ساختمان مثلا بعد از ده سال فقط نم بزند، آن وقت شما می‌توانید از ناظر سازه شکایت کنید! (حالا انصافا این یک مورد را نشنیده بگیرید وگرنه فردا صف دادگستری می‌شود مثل صف خودروهای گزاف وطنی)

در آن طرف هم هر چه دعای خیر است برای پزشکان است و پدر و مادرشان و مهندسان را هم که در جریان هستید دیگر ....

دقت کرده‌اید توی فیلم‌ها اکثر مهندس‌ها یا دزد درمی‌آیند یا کلاهبردار؟! حالا یک بار یک بنده خدایی گوشه‌ای از واقعیت را به تصویر کشاند (آن هم نه برای همه پزشکان، فقط برای آن‌هایی که مجوزشان باطل شده بود!) تا  تعطیلش نکردند از پا ننشستند.

حالا آقای دکتر، هفت سالی که خواندی و علامه دهر شدی به زعم خودت به کنار، انسانیتت کجا رفته بود؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٩/١٧
١
٠
فقط هم برای 150 هزار تومن این کار رو کرده این به اصطلاح دکتر !حالا تعلیقش کردن ولی چه فایده ؟ چونه ی اون بچه درست میشه ؟ ... متاسفم برای این دکتر... دم مهران مدیری گرم که حرف خودشو زد هرچند جلوشو گرفتن ، اما بازم اون چیزی که میخواست بگه رو گفت :) ممنون از شما بابت این سوژه ی داغ و تازه :)
پیک
پیک
٩٤/٠٩/١٨
٠
٠
واقعا ... خواهش میکنم لطف دارید
admincheh
admincheh
٩٤/٠٩/١٧
١
١
دکتر شدن چه آسان؛ انسان بودن چه مشکل! هرچند دکتر شدنم زیاد آسون نیست اما خب پزشک که می شی باید اخلاقت رو بیدار نگه داری که بعضی پزشکا کاملا فراموشش می کنن ..
پیک
پیک
٩٤/٠٩/١٨
٠
٠
متاسفانه همینه...به نظر من تو دایره لغات باید بین دکتر و پزشک فرق قائل شد الان!
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٩/١٧
١
٠
اینجور اتفاقا توی همه صنف ها هست :) مثل این که همه جا خوب و بد داره...
پیک
پیک
٩٤/٠٩/١٨
٠
٠
بله ولی توی صنف های دیگه شما جونت رو دست طرف مقابل نمیسپری و طرف مقابل هم احتمالا درآمد چند میلیونی نداره
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٩/١٧
١
٠
بله متأسفانه نسبت به هر صنف دیگری این حالت مصونیت از اشتباه و خطا رو میشه توی دکترها دید. وقتی هم انتقاد میشه دوستان حمل بر نادیده گرفتن خدمات بزرگ پزشکان می کنند.
پیک
پیک
٩٤/٠٩/١٨
٠
٠
این جمله حق مطلب رو ادا کرد ممنون واقعا
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
راستی آقای شهاب کم پهنا؟؟
پیک
پیک
٩٤/٠٩/١٨
٠
٠
زیر سایه بزرگتر ها,هستیم.سوژه باشه مینویسیم نباشه فقط میخونیم :)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٩/١٧
١
٠
انسانیتش شاید زیر اسکناس هاش گم شد! مرسی :)
پیک
پیک
٩٤/٠٩/١٨
٠
٠
اون هم 150 هزار تومن!خواهش میکنم
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/٠٩/١٨
٠
٠
خوب شد پزشکی نیاوردماااا وگرنه ابروم میرفت..خخخخ الحمدلله
پیک
پیک
٩٤/٠٩/١٩
٠
٠
ولی درآمدش .....
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/٠٩/٢٠
٠
٠
درامد رشته منم بد نیس کسی ک نوکار باشه .. سالی ۹۷میلیون در میاره:)
پیک
پیک
٩٤/٠٩/٢١
٠
٠
ولی همه 97 میلیون در سال درآمد ندارن!البته امیدوارم بعد از ما خانه دارها شما نویسنده های مرفه اینجا باشین :)
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات