شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزی
شعر

شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزی

نویسنده : REZA_ZDR

شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزی

تو حتی با خیالت هم، به فکرم شعر می‌ریزی

منم که تند و بی‌پروا برایت شعر می‌گویم

تو هم بر عکس من هستی شدیدا اهل پرهیزی

برایت شعر می‌سازم تمام خاطراتم را

تو خیلی ساده می‌گویی عجب شعر غم انگیزی

نگاهت آتشین باشد، دلت مانند یک برکه

گره در دست تو مانده که ذوقم را برانگیزی

بیا خوبی کن و یک‌بار، صرف از فعل رفتن کن

چه بگریزی ز ابیاتم که بر زخمم نمک ریزی

عجب چشمی تو داری که برایش شعر می‌سازم

تو هم در جام من هر دم غمی روی غمی ریزی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
z-dadras
z-dadras
٩٥/٠٦/١٢
٠
٠
خیلی قشنگ بود:)
n_ghabel
n_ghabel
٩٥/٠٦/١٣
٠
٠
خیلی خوب بود ...
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
یکی بود مثل همه ما

آتنا رفت

٩٦/٠٤/٢٢
نکند اعتماد جامعه را سلب کنید

درد کنکور

٩٦/٠٤/٢٢
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
بیایید از این واژه نترسیم

بگو نمی دانم

٩٦/٠٤/٢٢
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
مراتب سیاه نمایی

من یک سیاه نما هستم

٩٦/٠٤/٢٢
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
شعری سروده خودم

بی تاب ترین پنجره

٩٦/٠٤/٢٢
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
تبلیغات