کِرم، نزد ایرانیان است و بس!

کِرم، نزد ایرانیان است و بس!

نویسنده : زهرا‌ آقايي

اصولا کِرم نیز در زمره هنرهایی است که فقط نزد ایرانیان است و بس! مخصوصا اگر آن ایرانی‌ها به یک طریقی به بنده ربط داشته باشند و بالاخص اگر از شاگردهای من باشند. یعنی میزان کرم داشتن آدم‌ها با میزان ارتباط نزدیک‌شان با من رابطه مستقیم دارد! چون به هر حال آدمی در نزدیکی آن‌ها زندگی می‌کند که مکان مناسبی برای تخلیه کرم‌هایشان است.

مثلا نمونه بارز این ایرانیان آریایی تبار هنرمند، شاگردان بنده، که همیشه برای ابراز علاقه به سمت بنده می‌دوند و دست‌های کوچک‌شان را دور کمرمان حلقه می‌کنند و باعث بسی قلقلک ما می‌شوند، ما نیز تا جایی که ممکن است سعی می‌کنیم به روی خودمان نیاوریم که درون‌مان چه خبر است و خیلی طبیعی سعی می‌کنیم آن‌ها را به آرامش دعوت کنیم! اما وقتی به آن‌ها می‌گویم «بچه‌ها باشه باشه من قلقلکم میاد برید اونور!» فکر می‌کنید می‌روند آن ور؟ خیر آن‌ها تازه نقطه قلقلک به دست آورده‌اند که به دست آوردن نقطه قلقلک خیلی بدتر از نقطه ضعف است! مگر به این راحتی‌ها دست برمی‌دارند؟! تازه وقتی جدی می‌شوم و می‌گویم «بسه برید بشینید سر جاتون!» می‌روند سر جای‌شان و صدایم می‌کنند خانم! بعد که غضبناک نگاه‌شان می‌کنم (چون مثلا جدی شدم) دستان‌شان را می‌آورند بالا و از دور انگشت‌های‌شان را روی هوا بالا و پایین می‌کنند تا مثلا من باز هم قلقکم بیاید!

حالا شما فرض کنید این هفته بنده یک عدد مانتو مخمل پوشیده‌ام که بچه‌ها از نرمی آن به وجد می‌آیند و هی دوست دارند رویش دست بکشند! ممکن است یکی از همین روزها خودم را از دار فانی آویزان کنم!

یکی دیگر از هنرهای شاگردان هنرمند بنده همانا بافتن دستبند و انگشتری و گردنبند «فانی بافت» است. که هر روز چندتا از آن‌ها را به بنده هدیه می‌دهند. حالا مانده‌ام خودم را از دار فانی آویزان کنم یا بروم یک فروشگاه فانی بافت بزنم و این‌ها را بفروشم. خدا را چه دیدید شاید پولدار شدیم... من هنوز هم به پولدار شدن امید دارم!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/٠٩/١٦
٠
٠
از بچگی دوس داشتم خانوم معلم بشم بعد بچه های پارسالم تا منو میبینن دورم جمع شن خخخخخ حالا پشیمون شدم دیگ
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٩/١٦
٠
٠
یاد اتفاقاتی که مامانم از مدرسه ش تعریف میکنه افتادم :))) شاگردای کلاس اولیش یه سره ازش آویزون میشدن :)))
غير تكراري بيش از دو كاركتري
غير تكراري بيش از دو كاركتري
٩٤/٠٩/١٦
٠
٠
معلما هم معلماي غديم خيلي جدي بودن. ما كه هرچي ياد گرفتيم تو ابطدايي بود والا
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
معنی اسمتون؟و دلیل انتخاب چنین اسمی!
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/٠٩/١٦
٠
١
خدا صبر بده بهتون!
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٩/١٦
٠
٠
:) چی باحال
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٩/١٧
١
٠
قلقلک ... یاد روزهایی که دوستانم از این حربه برای تنبیه کردنم استفاده میکردند بخیر... چقدر خوب که گذشت -_-
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٩/١٧
١
٠
من انقده قلقلکی ام الهام از راه دورم قلقلکم میاد -_-
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٩/١٧
١
١
خسته مباشید خانم معلم :)
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٩/١٧
٠
١
من هیچ وقت معلم خانم نداشتم؛ ولی توی ذهنم پسرهایی که معلمشون خانم بود همیشه «بچه ننه» بودن خخخخ
admincheh
admincheh
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
گفتی فانی بافت و کردی کبابم -_- نمی دونی برادرزاده هام با این پدیده ی شوم چه قدر به خاطر خریدن دستبند ، انگشتر ، دستنبد انگشتر دار و غیره بهم گرون فروشی کردن =)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
سلام:خدا پناهتان باد
z_z_mohajer
z_z_mohajer
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
میتونی با همون فانی بافتا خودتو به دار بی آویزی دوستم:))
Banoo_n
Banoo_n
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
عنوان عالیه (( : !
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
سلام معلم رسمی آموزش پرورش هستی؟چه مقطعی تدریس داری؟؟
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
معلم رسمی هستی؟چه مقطعی تدریس داری؟
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠