ای کاش مادر بودن روزی تمام شود!

ای کاش مادر بودن روزی تمام شود!

نویسنده : aynaz_sahrivar

مامان میخچه دارد، این را وقتی فهمیدم که تکیه داده بود به صندلی قهوه‌ای آشپزخانه و داشت برای مادربزرگ صحبت می‌کرد. اولش برایم اهمیتی نداشت ولی وقتی که مادربزرگ گفت یکی از همسایه‌ها میخچه داشته و حالا دیگر نمی‌تواند راه برود، تک تک سلول‌هایم شروع کردند به یخ زدن. هیچ وقت نمی‌دانستم مامان خاطراتش را می‌نوشته، مامان را زنی می‌دیدم که برای فرار از درس و دانشگاه ازدواج کرده، در حالی که عشق به پدر بوده که باعث شده هر چیزی را بگذارد کنار و هم قدم با پدر جان‌مان شود. نوشتن را، خاستگارهای پولدار را، دوری از خانواده را، درس و دانشگاه را بگذارد کنار و مادر ما شود.

همیشه می‌دانستم مامان دوست دارد پسر داشته باشد ولی نمی‌دانستم اسم اولین فرزندش را گذاشته علیرضا یعنی بین اسم‌های علیرضا و امیر مهدی دو به شک بوده که من به دنیا می‌آیم، تمام آرزوهایش به باد می‌رود و علیرضای رویاهایش می‌شود دختری به اسم آیناز. نمی‌دانستم مامان موهایش را رنگ نمی‌کند چون پدر موهای پر کلاغی‌اش را بیشتر از هر چیزی دوست دارد، خیلی چیزهای دیگر هم هست که از مامان نمی‌دانم و همین مرا می‌ترساند که ریحانی که صبح تا شب دلم برایش غنچ می‌رود قرار است همین‌طور مرا نشناسد؟

وای که چه قدر مادر بودن سخت می‌شود اینطوری...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
حوا
حوا
٩٤/٠٩/١٩
٠
٠
جالب و قابل تامل....
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٩/١٩
٠
٠
ممنون از شما :)
f_jafarpour
f_jafarpour
٩٤/٠٩/١٩
٠
٠
بی خود نیست که بهشت زیر پای مادران است.ممنون بابت مطلب
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٩/١٩
٠
٠
مامان بودن هم کار سختیه
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/٠٩/١٩
٠
٠
البته مادر تا مادر!!مادر هم٬مادر های قدیم٬مثل مادر خودم. امروزه که اکثرا مادر شدن و بچه داری رو مایه ی افت و مانع پیشرفتشون میدونن.اگر هم مادر بشن باز خودش داستان داره واسه خودش!!
z_amini
z_amini
٩٤/٠٩/١٩
٠
٠
خیلی زیبا بود. کاش مینوشتی همونقدر که من مادر را نمیشناسم،او از ذره ذره دوست داشتن و نداشتن های من باخبر است.ممنون
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٩/١٩
٠
٠
:) بعله
admincheh
admincheh
٩٤/٠٩/١٩
١
١
آخی ، اما خب من خیلی دوست دارم مادر شدن رو :) بی نهایت شیرین و سخته
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٩/١٩
١
١
:)خیلی
Entezar_1000
Entezar_1000
٩٤/٠٩/٢٠
٠
٠
مادر...درک کردنش را فقط یک نفر است که بلد است ... آن هم خدا
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٩/٢٠
٠
٠
حیف که قافلیم ازشون:(
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٩/٢٠
٠
٠
سلام:عزیز خانهٔ ما مادرانند......درودبرشما
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٩/٢٠
٠
٠
سلام، بعله که همینطوره ممنون ا زشما
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات