رشته دانشگاهی؛ علاقه یا حرف مردم
درباره ی کسانی که به سوی علاقه شان تغییر جهت دادند

رشته دانشگاهی؛ علاقه یا حرف مردم

نویسنده : محدثه عارفی

باید ساعت‌ها پشت میز نشسته باشی و کتاب‌های تست قطور و سنگین را سیاه کرده باشی.‌ باید ساعت‌ها مشاور گرفته باشی و آزمون داده باشی. ‌باید پس از قبولی توی دانشگاه، رشته‌ات را از علاقه‌ات، آرزویت، توانمندیت دور دیده باشی. باید کلاس‌های دو ساعته‌ی دانشگاه، دو سال برایت بگذرد تا یک لحظه حاضر شوی تمام پیامد‌های تغییر رشته و انصراف را برای رفتن سوی علاقه‌ات به جان بخری.

یافتن کسانی که به رشته‌ی دانشگاهشان بی‌علاقه باشند زیاد سخت نیست. کافیست کمی دور‌ و برمان را نگاه کنیم اما کم بودنِ کسانی که برای رفتن سمت علاقه‌شان تغییر رشته یا انصراف میدهند برایم عجیب است.

 

برای یادگیری طراحی مهندس شدم

هدی را گوشه‌ی دانشکده پیدا میکنم. نشسته پشت یکی از میز‌های بزرگ آتلیه. روی میز چند برگه‌ی سفید پخش شده، سرش را خم کرده و مشغول کشیدن یک پری‌دریایی است. میپرسم دارد انصراف میدهد؟ میخندد: فقط مونده خواجه حافظ شیرازی بفهمه. سر صحبت را که باز میکنم، میگوید: از اول هم آمده مهندسی شهرسازی تا طراحی یاد بگیرد!

دوست دارد یک کمیک‌آرتیست شود. یعنی داستان‌های مصور بکشد ولی چون رشته‌ی تخصصی برای آن نیست ترجیح داده پرسپکتیو را از این رشته یاد بگیرد. به محضی که اصول طراحی ساختمان را در ترم دو یاد گرفته قصد انصراف داشته اما خانواده‌اش مخالفت کردند. آنها معتقدند برای ازدواج موفق و داشتن شأن اجتماعی گرفتن مدرک لیسانس و مهندسی لازم است. میگوید: ولی من حتی نمیتوانم درس های این رشته که به آن بی علاقه ام را پاس کنم. بعد هم با خنده اضافه میکند: مشکل من از‌ دست‌دادن این رشته نیست. مشکل من اینه که چرا همون ترم دو انصراف ندادم!

 

شیرینی‌پزی با چاشنی تغییر رشته

هدی اصرار دارد که با نجمه هم صحبت کنم. میگوید شاگرد اول دانشکده است. یک دانشجوی متالوژی ناموفق در گذشته و دانشجوی شهرسازی موفق امروز. از دبیرستان میدانسته شهرسازی دوست دارد و کار آن را برای یک خانم مناسب میداند اما تب مهندس شدن، آنهم مهندسی روزانه ی دانشگاه فردوسی بر علاقه‌اش غلبه کرده.

نجمه را که صدا میکنم اول از همه شروع میکند قوانین تغییر رشته را گفتن! این که هر دانشجو در هر مقطع فقط یک‌بار می تواند تغییر رشته دهد. نباید میانگین کل واحد های گذرانده کمتر از 12 باشد. نمره‌ی آزمون ورودی متقاضی باید از نمره ی آزمون آخرین فرد پذیرفته شده کمتر نباشد و این که متقاضی باید 6 هفته قبل از شروع نیمسال تحصیلی مدارک لازم را همراه درخواستش به آموزش واحد دانشگاهی تسلیم کند. میگوید اگر کسی که تغییر رشته داد پیش از شروع نیم سال تحصیلی ثبت نام نکند انصراف تلقی میشود. با خنده میگوید: برای من داشت این مصیبت پیش می‌آمد.

از نجمه می‌پرسم نظرش نسبت به انصراف هدی چیست؟ فکری میکند و میگوید: من خودم اگر با این شناخت امروز برگردم به چندین سال قبل مطمئنا یک شیرینی‌پز می شوم. چندلحظه مکث کرده، میگوید: مگر آدم چند بار زندگی میکنه؟ جامعه که فقط دکتر، مهندس نمیخواد. اگه آدم دنبال علاقه ش بره حتما موفق میشه یا لااقل از خودش رضایت داره. میگوید من اگر ترم هفت متالوژی هم بودم باز هم به خاطر علاقه‌ام به شهرسازی تغییر رشته میدادم. موقع خداحافظی با خنده میگوید که یک روز شیرینی پزی افتتاح میکند.

 

رفتن، شهامت میخواهد

علی فارغ التحصیل منابع طبیعی است. با تلاش فراوان ادبیات نمایشی دانشگاه تهران برای ارشد قبول شده. میگوید که عواملی مثل آشنا شدن با یک استاد واقعی، باعث پیدا کردن دوباره علاقه‌ها و کشف استعداد‌هایش و کنار زدن خاک‌هایی شده که روی آنها را پوشانده بود. وقتی درباره‌ی انصراف می‌پرسم می‌گوید این را کسی نمی‌تواند برای دیگری تجویز کند. می‌گوید دنبال علاقه رفتن توی این روزگار حرف مسخره‌ای شده. شغل و آینده نمی‌گذارد به آن فکر کنیم. خانواده مانع میشود. جامعه فشار می‌آورد. شهامت و جسارت زیادی می‌خواهد. و ایمان به توانایی‌های خودت و اینکه مطمئن باشی که با جلو رفتن در مسیر علاقه‌هات در‌ها یکی‌یکی باز میشود و این به جز با تجربه و پرداخت بهای آن با همه چیزت قابل ثابت شدن نیست. میپرسم چقدر به بازار کار توی رشته ی جدیدت مطمئنی؟ میگوید: «جلو رفتن تو مسیر علاقه کار رو پیدا میکنه.» معتقد است یک درصد استعداد و 99 درصد تلاش تلاش و تلاش هست که تاثیر گذار است و هیچ روزی از این تلاش نباید دست برداشت. تلاشی که از علاقه می‌آید. تعریف جالبی هم برای علاقه دارد. میگوید: «علاقه اون چیزیه که هیچ روز ادم بدون اون نگذره. مثلا اگه شما یه ورزشی علاقه دارید و یک روز تو هفته حس کردید حالشو ندارید و غیبت کردید برای همیشه اونو کنار بذارید و دیگه ادعا نکنید که اون علاقه اول زندگی شماست.» و اضافه میکند که باید با این اطمینان تغییر رشته داد.

 

ما همه متهمیم!

سعید ترم یک از پزشکی انصراف داده. دانشجوی هاشمی نژادی که از قبولی های مدرسه اش در پزشکی بوده و آمده دنبال علاقه اش: اقتصاد. از همان دبیرستان میدانسته که عاشق نوشتن متن و تحلیل است اما بخاطر فضای مدرسه و خواست خانواده، رشته تجربی را انتخاب میکند. وقتی از او میپرسم به نظرش چه کسی در این انتخاب رشته ی اشتباه مقصر است. مکثی کرده میگوید:

مقصر اصلی همه ما هستیم. دوران قبل دانشگاه باید افراد را راهنمایی کند، یعنی من به عنوان دانش آموز تمام مشاغلی که در کشورم وجود دارد را امتحان کنم و در  هرکدام که لذت بردم، ادامه مسیر بدهم. من زمانی که در مهد کودک آموزش می بینم یا باید دکتر بشوم یا مهندس! اصلا فکر دیگری ندارم.

پسر های ما آمال کودکیشون در خلبانی و پلیسی خلاصه میشود! اما واقعا چقدر کمک کردیم که آرزوی آنها به واقعیت بدل شود، سال هاست که نیروی انتظامی ما نیازمند نیروی پر انگیزه، خلاق و پویاست! همین آرزوی کودکی اگر مسیر داده می شد هیچ وقت این مشکل وجود نداشت.

دوم خانواده هایی هستند که در این مسیر با فرهنگ ضعیف دولتی برای دکتر یا مهندس شدن بچه همراه میشوند!

مقصر سوم هم خود بچه ها هستند. خود ما. نسل ما سال هاست که مطالبه و مطالبه گری را از دست داده و دیگر برای به دست آوردن حقوق ساده شهروندی اجتماعی نمی‌جنگد، کسی تلاشی برای به دست اوردن حق خودش نمی کند و این ها تقصیر ماست.

مقصر چهارم هم اندیشمندان هستند، کسانی که تنها به فکر ارائه مشکلات و مسائل هستند! همه‌ی ما خیلی خوب مشکلات را یکی‌یکی بیان میکنیم، اما دریغ از یک راه حل! این وظیفه بر عهده تحلیلگران و علمای قوم ماست که خط دهی های لازم فکری را برای نظام بندی و آموزش انجام دهند.

 

چه کنم؟ چه کار کنم؟

علی و سعید، هدی و نجمه و چندین نفر دیگر که از آنها سوال پرسیدم نمونه های کوچکی از جامعه‌ی بزرگ کسانی هستند که چنین مشکلی گریبانشان را گرفته و تعداد زیادی از آنها در پشت میز‌‌ها و سرکلاس هایی که علاقه ندارند وقت می‌گذارند.

***

از محسن حسن‌زاده روان شناس و مشاور خانواده و همچنین مشاور دانشگاه فردوسی درباره‌ی برخورد درست با این مشکل پرسیدم. این روانشناس معتقدند اگر انسان بخواهد همزمان چند رشته را با هم پیش ببرد مانع شکوفایی استعدادهای فرد شده و در هیچ کدام از آنها به موفقیت نمیرسد ضمن این که اضطراب و بی قراری در این افراد موج میزند و احتمال بیماری های قلبی هم در آنها بالا میرود. میگوید باید تست های رغبت سنجی را در دبیرستان پر کرد و براساس آنها انتخاب رشته صورت بگیرد. آنوقت هرکس در جهت علاقه‌ی خودش تحصیلات آکادمیک بدست می‌آورد. اگر کسی به نقاشی علاقه دارد و اولویت اول زندگی اوست بهتر است دنبال تحصیل در رشته‌ی نقاشی ولو در فنی حرفه‌ای باشد. برای اینکه افراد در انتخاب رشته اشتباه نکنند هم باید بازدیدهای مکرر از دانشکده ها و صحبت های زیاد با دانشجویان صورت بگیرد و چه بهتر که دانش آموز های دبیرستان از نزدیک وارد فضاهای تخصصی و دانشکده های مختلف بشوند تا بتوانند علاقه ی خودشان را پیدا کنند و در جهت آن قدم بردارند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٩/١٥
١
١
دست روی مشکل بزرگی گذاشتید. مشکلی که خیلی از دانشجوهای امروزی باهاش درگیر هستند. گزارش خوبی بود؛ البته بهتر بود قسمت مصاحبه با کارشناس رو دقیق تر سؤال می کردید
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
سلام. اتفاقا مصاحبه با کارشناس رو خیلی سوال پرسیدم و خیلی خوب جواب دادن منتها بخاطر اینکه فکر کردم بیشتر از 1200 کلمه نمیتونم بنویسم، کوتاهش کردم. خیلی ممنونم آقای نادری.
z_amini
z_amini
٩٤/٠٩/١٥
٢
١
به قول بعضی ها:کاربرد تحصیل در ایران فقط بستن دهن مردمه. بعید نیست واسه محکمتر بستنش رشته مونو هم هماهنگ با نظر مردم انتخاب کنیم،که کاملا کار اشتباهیه
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
اتفاق اشتباهیه که واقعا جا افتاده بین همه مون...
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٩/١٥
١
٠
موقعی که تغییر رشته دادم ترم سه کارشناسی حسابداری بودم با فوق دیپلم حسابداری یعنی بعد تقریبا 5سال(از زمان دبیرستان) حسابداری خوندن رفتم حقوق و امروز واقعا راضیم و همیشه میگم کاش کسی بود درست راهنماییم می کرد از اول میرفتم انسانی... پیشنهاد من به همه اونایی که یه رشته دیگه دوست دارن اینه اگه موقعیتشو دارن حتما تغییر رشته بدن مطمئنا موفق تر میشن و راضی تر و لذت بیشتری از درس و کار میبرن.
هاچ
هاچ
٩٤/٠٩/١٦
٠
٠
ای کسانی که نظرات وبلاگ خود را می بندید، آیا به راستی این کاری نیکوست؟
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
چه جالب! اصلا نمیدونستم اول حسابداری میخوندی. :) اگه منم برگردم عقب شاید برم انسانی.
sepide.b
sepide.b
٩٤/٠٩/١٥
٠
٠
همه این ها درسته. به نظرم سخت ترین لحظه ها برای کسی که میخواد اینکار رو‌انجام بده فاصله بین سبک سنگین کردن تا عملی کردن تصمیمه، چون انگار روحت رو گذاشتن لای منگنه و فشارت میدن اگه کسی هم حمایت نکنه دیگه... دقیقا دنیای این روزهای من...
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
متاسفانه بخاطر اینکه هیچ حمایتی هم پشت آدم نیست واقعا همون طور که گفتی فشار روانی زیادی رو باعث میشه.
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٩/١٥
٠
٠
حالا من چیکار کنمممممم؟؟؟؟
هاچ
هاچ
٩٤/٠٩/١٦
٠
٠
فکر
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
با تشکر از هاچ. همین که ایشون گفتن. :)
hoorieh
hoorieh
٩٤/٠٩/١٥
٠
٠
من هنوزم که هنوزه غبطه می خورم ک چرا برای رشته ای که دوستش داشتم تلاش نکردم اخرشم تو دبیرستان ریاضی خوندم خانواده ام خیلی خوشحال شدن ولی آنقدر که از رشته ام متنفر بودم اواسط سال پیش دانشگاهی مدرسه رو ول کردم هنوزم ک هنوزه از این کارم پشیمون نیستم حالا هم عکاسی خوندم درسته ک نداشتن مدرک پیش دانشگاهی بازم مانع این شد ک نتونم رشته ای رو که می خوام بخونم ولی خوندن عکاسی برام فوق العاده لذت بخش بود هنوزم ک هنوزه یاد روز های دبیرستانم میافتم گریه ام می گیره ک چرا سه سال از عمرمو به باد فنا گرفتم . به نظر من هرکسی هر رشته ای رو دوست داره و به علاوه استعدادش رو هم داره بره دنبال همون رشته واقعا مگه آدم چندبار عمر می کنه که همش حسرت روزای خوب زندگیشو بخوره
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٩/١٦
٠
٠
شما سه سال الکی خوندی و ناراحتی/ منکه 12 سال بیخودی درس خوندم و مدرک دیپلمم شده پد موسم چی باید بگم!؟
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
حوریه جان به نظرم شما خیلی زود به فکر افتادین. :) خیلی ها همونطور که آقای آتشروان گفتن سال های خیلی بیشتری رو میذارن روی رشته ای که دوست ندارن. متاسفانه.
هاچ
هاچ
٩٤/٠٩/١٦
٠
٠
آقای حسنی راست گفته. ولی توی مشهد و خیلی از شهرهای دیگه اونقدرا برای رشدِ هنری راهی باز نیست.
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
ارشد میشه برای تهران برنامه ریخت. دانشکده هنر تهران خیلی قویه.
هاچ
هاچ
٩٤/٠٩/١٦
٠
٠
راستی به نجمه بگو ترم هفت امکان تغییر رشته فقط به رشته ای هست که تعداد واحدهای خیلیییییییییییییی مشترکی داشته باشن. که خب متالوژی و شهرسازی هیچ نقطه ی مشترکی ندارن و نمیتونست تغییر رشته بده :دی من رفتم آموزش کلِ دانشگاه فردوسی و سوال کردم :دی فقط وقتی می تونی تغییر رشته بدی که تعداد ترم کافی برای پاس کردن درسای اون رشته رو داشته باشی :دی من یه زخم خوردم (خخخ)
m-ziya
m-ziya
٩٤/٠٩/١٦
٠
٠
نچ نچ نچ! با این معدل از رشته تون ناراضی این!؟ :D
هاچ
هاچ
٩٤/٠٩/١٦
٠
٠
می تونستم "راضی تر" باشم! :))
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
تعداد ترم کافی برای پاس کردن درسای اون رشته یعنی چی؟ یعنی باید توی ترم سه و چهار اعلام کنی؟ ممنونم. بهش میگم. :))
هاچ
هاچ
٩٤/٠٩/١٨
٠
٠
ببین مثلا اون رشته ای که می خوای بری 140 واحد داره کلا. بعد تو مثلا فقط 20 واحد مشترک داشتی. ولی بقیه چیزایی که تو مکانیک پاس کردی به درد روانشناسی نمی خوره دیگه. پس اون 120 واحد رو باید تا آخر دوره ی تحصیلت پاس کنی. مثلا اگه ترم چهار تغییر رشته داده باشی. 4 ترم مونده(+یک ترم سنوات = 5 ترم) توی 5 ترم باید پاس کنی. اگه امکان پاس کردنش نباشه اجازه ی تغییر رشته نداری!
Cold
Cold
٩٤/٠٩/١٦
٠
٠
الآن من که رشته برق دولتی روزانه قبول شدم و حالا پشیمونم و حق انصراف هم ندارم تکلیفم چیه؟؟ :(
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/٠٩/١٦
٠
٠
جای یک طفلکی رو گرفتین خب همون اول میرفتین رشته مورد ملاقه تون:)
Cold
Cold
٩٤/٠٩/١٦
٠
٠
بی عقلی میدونین چیه؟...اون طفلکی رو پیدا کنن من ازش حلالیت میطلبم و جامم با کمال میل بهش تقدیم میکنم
هاچ
هاچ
٩٤/٠٩/١٦
٠
٠
چرا حق انصراف ندارین؟ تغییر رشته نمی تونین بدین؟
Cold
Cold
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
نه نمیتونیم تغییر بدیم...واسه انصراف یه جریمه سنگین چند میلیونی باید بدی و 2 سالم محروم میشی از تحصیل :)...آزاد کردن یه زندانی فک کنم راحت تر باشه
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
چرا اینطوری؟ :| برای همه ی انصرافی ها همین طوریه یا قانون دانشگاه شماست؟ این که خیلی بده. :|
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
سلام:متأسفانه درانتخاب رشته نه به علائق توجه میشه نه به استعداد ونه به نیازجامعه.ممنون عالی بود
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
سلام. ممنونم آقای حسنی. :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
سلام زنده وپاینده باشید
Mehran
Mehran
٩٤/٠٩/١٨
٠
٠
منم اين اشتباه رو انجام دادم يعني موقع انتخاب رشته به حرف اطرافيان گوش كردم. اتفاقا اقتصاد دانشگاه چمران اهواز(شبانه) هم قبول شدم. ولي خيلي زود تغيير عقيده دادم و حتي واسه ثبت نام هم نرفتم. به جاش سال بعد دوباره كنكور دادم و همون رشته اي كه خودم دوست داشتم (تربيت بدني) رو انتخاب كردم و با اينكه الان تو يه دانشگاه خيلي سطح پليين تر درس ميخونم اما از كاري كه كردم راضيم
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٩/٢٣
٠
٠
کار خیلی خوبی کردید چون این طوری یه عمر پشیمونی از سال های از دست رفته رو بدوش نمی کشید. :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨