در‌‌‌ روزگاري زندگي مي‌كنيم كه اغلب آدم‌ها تمام زندگي‌شان را صرف كارشان مي‌كنند، بدون آن‌كه لذتي از لحظه‌ها ببرند. گويا اين‌جا ساعت به‌وقت تفكر خواب است. آن‌ها نمي‌دانند كه در كنار  هر كاري مي‌شود درسي از زندگي آموخت؛ كشف جديدي از دنيا به‌عمل آورد؛ آدم‌هاي زيادي را شناخت و پيوند دوستي را در تمام نقاط زمين گستراند. كاري‌كه «آنتوان دو سنت اگزوپري» خيلي خوب ياد گرفته بود.

 

آثاري مفصل در عمري مختصر

اگزوپري، متولد سال1900ميلادي است. يك خلبان نيرون هوايي ارتش كه اولين اثر او «پيك جنوب» بود و بعد از‌ آن در فواصل زماني متفاوت، آثاري از‍ جمله «زمين آدم‌ها» و «پرواز شبانه» را نوشت. اثر محبوب «شازده كوچولو» را نيز در آمريكا خلق كرد. سرانجام درسال1944پس از انجام ماموريتي، هرگز به فرودگاه بازنگشت.

 

فراتر از يك خلبان

تمام كساني كه با قلم او آشنا هستند مي‌دانند كه  نمي‌توان از نگاه متفاوت اگزوپري به رويدادهاي به ظاهر ساده؛ كه در تمام آثارش پيداست، چشم پوشي كرد. با وجود عمر كوتاهش بسياري از عواطف عميق انساني را درك كرده است؛ آن‌قدر كه با نگارش خاص خودش با مخاطب عجين شده و او را به همذات پنداري وادار مي‌كند. تا آن‌جا كه هر خواننده‌اي با شازده كوچولوي آفريده ذهن او زندگي مي‌كند و آن را تا حد يك شخصيت واقعي و محبوب، در دل جاي مي‌دهد.

در «زمين آدم‌ها» با روايتي مستند و برش‌هايي از زندگي يك خلبان آشنا مي‌شويد. در اين كتاب روابط انساني كه در طي مسير شكل گرفته را بيان كرده است. همچنين از سوز و سرماي قله‌ها در ارتفاعات گرفته، تا سوزندگي آفتاب تابيده بر پهنه كوير كه طي فرود آمدن بر آن، بايد براي حفظ زندگي مقابل بي‌آبي و اعراب باديه ‌نشين مبارزه كرد، به طرز جذابي سخن گفته است؛ تا آن‌جا كه هنگام خواندن بدون احتياج به هواپيما، تنها در قالب كلمات سفر مي‌كنيد و تصاوير اين مكان‌ها به وضوح روي پرده ذهن نقش مي‌بندد.

 

برشي از زمين و آدم‌هايش

رفته رفته از خورشيد چشم مي‌پوشم و همچنين از گستره پهناور زرفامي كه اگر هواپيمايم دچار نقص فني شود، پذيرايم است. از نشانه‌هايي هم كه مي‌توانند راهنمايي‌ام كنند و نيز از نيمرخ كوه‌ها بر پهنه آسمان كه مرا از صخره‌هاي نوك تيز بر حذر مي‌دارند، صرف نظر مي‌كنم. مي‌روم به قلمرو شب. همچنان مي‌رانم. حالا ديگر جز ستاره‌ها چيزي برايم نمانده...

 

مشخصات كتاب

عنوان: زمين آدم‌ها

نويسنده: آنتوان دوسنت اگزوپري

ترجمه: پرويز شهدي

ناشر: مجيد

تعداد صفحه:223

قيمت:14000تومان

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٤/٠٩/١٩
٣
٠
دوسنت اگزوپری رو دوست میدارم،کلا ولی برای من بیشتر یاد آور شازده کوچولو؟!قلمش رو دوست میدا رم ممنونم فایزه جانم
f_etemadi
f_etemadi
٩٤/٠٩/١٩
٢
٠
آره واقعا قلمش خاصه منم خیلی دوسش دارم، شازده کوچولو که هر چقدر بخونی باز مثل بار اول تازه ست. سپاس از حضورت سپینود عزیزم ^_^
نجمه عرفانیان
نجمه عرفانیان
٩٤/٠٩/١٩
٢
٠
خیلی لذت بردم ازاین معرفی...!بسیار دلپذیر نوشته بودی..ممنون:-)
f_etemadi
f_etemadi
٩٤/٠٩/١٩
٢
٠
خیییلی خوشحالم که خوشت اومده، ممنون که وقت گذاشتی و خوندی نجمه جون ^_*
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٩/١٩
٢
٠
چه کتاب خوبی و از چه نویسنده ی خوبی. ممنون. :)
f_etemadi
f_etemadi
٩٤/٠٩/١٩
٢
٠
خوبی از خودته محدثه جون ^_* خواهش میشه
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/٠٩/١٩
٠
٠
آنتوان پسر خوبی بود!!خدا بیامرزتش!!همیشه دنبال کشف برداشت های مهم٬از اتفاقات ساده بود.
f_etemadi
f_etemadi
٩٤/٠٩/١٩
٢
٠
بعله! :)
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/٠٩/٢٠
٠
٠
خیلی ممنونم، استفاده میکنیم از معرفی تون :))
f_etemadi
f_etemadi
٩٤/٠٩/٢٠
٢
٠
خواهش میشود :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٩/٢٠
٠
٠
سلام زنده وپاینده باشید.ممنونم
f_etemadi
f_etemadi
٩٤/٠٩/٢٠
٠
٠
درود برشما. برقرار باشید. سپاس از حضورتون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٩/٢١
٠
٠
سلام متشکرم
Vania
Vania
٩٤/٠٩/٢٣
٠
٠
شازده کوچولوشو دوست داشتم:) کتابای دیگشم دوست دارم بخونم.:) ممنون بابت معرفی..فقط این قسمت "بايد براي حفظ زندگي مقابل بي‌آبي و اعراب باديه ‌نشين مبارزه كرد، " یه جور حس بد قضاوت میده به آدم..یه جور حس منفی نسبت به اعراب بادیه نشین.درسته صحرا نسین هستن اما دلیلی بر بد بودنشون نیست. بیشتر تر ببینیم ازین معرفی کتابای خوب ازت:)
f_etemadi
f_etemadi
٩٤/٠٩/٢٣
٠
٠
ممنونم ازت وانیای عزیزم :) اون بادیه نشین خب واقعا خطرناکن وقتی بخونی متوجه میشی چرا نوشتم. ؛)
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١١/١٦
٠
٠
خیلی خوب بود پایدار باشید:))
f_etemadi
f_etemadi
٩٤/١١/١٧
٠
٠
سپاس فراوان از لطفتون. مطلب رو منور فرموديد :)) برقرار باشيد
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠