تو بدانی ولی او باز هم نداند...

تو بدانی ولی او باز هم نداند...

نویسنده : m.saberi

ماندن ... با من بمان ... می مانی؟!!

آدم‌ها ماندن می‌خواهند، بودن همیشگی می‌خواهند، آدم‌ها رفتن دیگری را نمی‌خواهند، نبودنش را دوست ندارند، ماندن برایشان حکم رحمت و رفتن برایشان حکم نفرت دارد. اما ماندن همیشه خوب نیست!

گاهی باید رفت، گاهی بهتر آن است که برود، گاهی باید خودت چمدانش را ببندی که برود، خودت به پیشوازش بروی، آب پشت سرش بریزی و زیر لب زمزمه کنی: به سلامت...

گاهی باید خودت به تنهایی جور بغض آخرین دیدار را بکشی؛ آخر می‌دانی این آخرین آذر ماهی‌ست که باران می بارد و او هست، اما او نمی‌داند.

می‌دانی آخرین باری است که ساعت یازده شب هوس پیاده روی  با او به سرت می‌زند اما او نمی‌داند.

می‌دانی آخرین بستنی شاتوتی ست که سرمای هوا هم مانع از خوردنش نمی‌شود اما او نمی‌داند.

می‌دانی آخرین باری است که برای خوردن چای داغ در کافه وسط پارک جنگلی به او اصرار می‌کنی، آن هم بعد از خوردن بستنی شاتوت اما او نمی‌داند.

می‌دانی آخرین باری‌ست که برای دویدن در وسط خیابان ولی‌ عصر سرت غر میزند اما او نمی‌داند.

می‌دانی آخرین باری است که مجبورش می‌کنی تمام تک بیت‌های کانال تلگرامش را برایت بخواند اما او نمی‌داند.

می‌دانی آخرین باری ست که برای صدای بلند خندیدنت در آن وقت شب اخم می‌کند اما او نمی‌داند.

می‌دانی آخرین باری است که مات سیاهی مردمک چشم‌هایش می‌شوی اما او نمی‌داند.

می‌دانی آخرین باری ست که آهنگ کلاغ چارتار را ده‌ها بار تا رسیدن گوش می‌کنی و او کلافه می‌شود از این سماجتت در شنیدن دوباره این آهنگ اما او نمی‌داند.

و چه درد آور است آخرین لحظه آخرین دیدار برسد به آن بخش آهنگ چارتار " صدایی از درون با من می گوید شروع فصل بی رحم تنهاییست " و تو بدانی تنها شدی و او نداند...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٩/١٤
٠
٠
به نظرم ماندن همیشه خوب است؛ اما نه برای خودشخص بلکه برای شخص دوم
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٩/١٥
٠
٠
اتفاقا ماندن برای خود خوب است ادمها که میان و میرن عمرشون دو روزه:-)
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/٠٩/١٥
٠
٠
موندن که همیشه خوب نیس!! :(
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٩/١٥
٠
٠
رفتن باعث همیشه همه حس هات ناب باشن چون میدونی دیگه تکرار نمیشن ولی به شخصه نرفتن رو ترجیح میدم
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣