می‌دانی آدم جان، من از چیزی که هستم می‌ترسم و از چیزی که قرار است بشوم هم می‌ترسم و خب شاید بپرسید چه هستم یا چه قرار است بشوم. هیچ هستم و هیچ هم خواهم ماند و خب این از آن چیزی که به نظر می‌آ‌ید خیلی ترسناک‌تر است. می‌دانید؟ تکرار غریبانه‌ی روزهایم به درک با این غصه‌های یههووویی چه کنم؟ با این بی‌خوابی‌های مستمر؟ با این بی انگیزگی؟ این نفس کم آمدن‌ها؟ خب این‌ها هم به درک من هم به درک.

می‌دانید سنگتراش بیچاره دستش سوخته بود، دستش همه چیزی بود که داشت، دستش ابزار کارش بود. می‌دانید آن دخترک که اسمش را نمی‌دانم مادرش مرد. تک ستاره‌اش توی هفت آسمان بود پیرزن. مُرد. یک شب خوابید و صبح بلند نشد.

اصلا همین خوابیدن کار دست خیلی‌ها داده تا جایی که یادم می‌آید یکی شب می‌خوابد و صبح بلند نمی‌شود. یکی شب می‌خوابد صبح بلند می‌شود، می‌بیند دستش شکسته. یکی شب می‌خوابد صبح بلند می‌شود، تصادف می‌کند. یکی شب می‌خوابد صبح بلند می‌شود و حامله است. یکی شب می‌خوابد صبح توی آینه صورت فلج شده‌اش را می‌بیند و می‌دانید من قابلیت این را دارم که برای همه‌ی آدم‌های دور و برم گریه کنم و ناراحت باشم و خب می‌دانید در عین حال من از آن آدم‌ها هستم که کک‌شان نمی‌گزد برای خودشان. از آن آدم‌ها که شما اگر آن آدم‌ها بودید تا بحال صد دفعه آدم شده بودید و خب شاید متوجه حرف‌هایم نشوید. شاید متوجه نشوید اصلا از کجا می‌آیم و به کجا می‌روم، شاید فکر کنید دارم شلخته چرت و پرت می‌گویم که چیزی گیر خوشه چین‌ها بیاید. خب خودم هم نمی‌دانم؛ بیخیال ...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پیک
پیک
٩٤/١٠/٠٦
١
٠
دریچه دیدن خیلی مهمه و این توی متنتون نشون میداد از این درچه کجا رو میدیدید.متن خوبی بود فقط حس میکنم کوتاه بود
e_elizabeth
e_elizabeth
٩٤/١٠/٠٨
٠
٠
ممنون از لطفتون : )
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٠٦
١
٠
(تکرار غریبانه‌ی روزهایم) من رو یاد آن شرلی انداخت!! البته مدیونید فکر کنید فیلمشو می دیدم! فقط موزیکش! امان ازین خوابیدن ها .... جالب بود متنتون:) فکر کنم کتاب زیاد مطالعه می کنید؟
e_elizabeth
e_elizabeth
٩٤/١٠/٠٨
٠
٠
:)) آنشرلی عالی بود زیاد که نه ولی خب میخونم
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/٠٦
١
٠
چه جاااااااااالب داشتم آهنگ خوشه چین رو گوش می کردم چند مین قبل !
e_elizabeth
e_elizabeth
٩٤/١٠/٠٨
٠
٠
^___^ اهنگشو دوست دارم
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/١٠/٠٧
١
٠
متن جالبی بود ، ممنون از شما ..... راستی این جمله ی شلخته بچینید تا شاید چیزی گیر خوشه چین ها بیاید ، از معدود جملاتیه که از دوران درس و مشق به یادم مونده (یادمه توی یکی از امتحانا برای معلمم نوشتم :)
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٠٧
١
٠
منم یک روز صبح از خواب بیدار شدن، فهمیدم که پدر و مادرم.... ولش کنید.... آدم باید خوشحال و بی خیال باشه
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٠٧
١
٠
از نظر ویرایشی خیلی خوب دل نوشته تون رو پیش بردید. لذت بردم. انسان است دیگر از یک ثانیه بعد خودش هم خبر ندارد
e_elizabeth
e_elizabeth
٩٤/١٠/٠٨
٠
٠
ممنون از لطفتون
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
این آخرین یادداشت زندگیم است

ذوب شدگی

٩٥/١٢/٢٥
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تو رفتی

کاش می شد...

٩٥/١٢/٢٥
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
مرا تا خورشید بالا ببر

احساس ترس می کنم

٩٥/١٢/٢٨
امان از حافظه های جانبی

حافظه مرا چه شده است؟

٩٥/١٢/٢٨
گمان کردم تویی

خیال

٩٥/١٢/٢٥
حواسمان باشد ظرف هایمان را چطور پر می کنیم

ظرف سال 96

٩٥/١٢/٢٩
تبلیغات
تبلیغات