ريشه را دريابيم

ريشه را دريابيم

نویسنده : m.attari

یکي از تجربه هاي قابل مطالعه و مهم براي کساني که دغدغه برنامه ريزي و سياست گذاري فرهنگي و مهندسي فرهنگ و جنگ نرم دارند موضوع محدوديت قانوني استفاده از عبارات و حروف خارجي و لاتين در نام کالاها و محصولات و تابلوي مغازه هاست.سال ها پيش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين زمينه آيين نامه دقيقي داشت که با هر گونه نقض آن نيز برخورد مي شد . چاپخانه ها مورد بازديد منظم قرار مي گرفتند و طي هماهنگي با نهادهاي مرتبط مانند وزارت صنايع و اصناف و ... اين موضوع با جديت مورد اهتمام و توجه بود که اسم و شعار و عبارت انگليسي روي کالاها استفاده نشود و ... کتابچه اي هم براي گزارش اين پيگيري ها و نمونه محصولاتي که ضبط کرده بودند چاپ شده بود که هنوز آن را دارم. خوب تا اينجاي ماجرا خيلي هم خوب بود و قدمي براي حفظ و حراست فرهنگ خودي و ملي و مقابله با تهاجم فرهنگي به حساب مي آمد و کمتر کسي هم مخالف اصل اين کار بود. ولي چرا امروز نه تنها خبري از آثار و نتايج مثبت اين قانون گذاري ها و برخوردها نيست بلکه برعکس حتى کالاهاي عادي و بي ربط و مغازه هاي معمولي و لباس هاي ساده هم نشان و نامي از نمادهاي خارجي و عبارات انگليسي دارد؟ شايد بگوييد قاطعيت در برخورد نبوده ، درست است اما به هرحال قاطعيت در برخورد نهايتا شايد سرعت و شدت اين موج را قدري کاهش مي داد ولي بايد پذيرفت که در اصل ماجرا تغييري ايجاد نمي کرد ...

مشکل اين بود که ما همزمان با اين قانون گذاري براي حل اصل مشکل فکري نکرديم و به سراغ ريشه ها نرفتيم. وقتي باور دروني مخاطب اصلاح نشد و اساس  خودکم بيني و احساس حقارت ملي مردم که نتيجه سال ها حکومت طاغوت بود تغيير نکرد ، فوقش چندسال با شور و شعار مي‌گذرد اما دوباره اين بيماري و مشکل فرهنگي جسم جامعه خودش را نشان مي دهد. در قضاياي مختلف اجتماعي و فرهنگي ديگر از حجاب تا ماهواره و اينترنت نيز همين حکم صادق است. اگر اصل مشکل وبيماري و اختلال فرهنگي با تربيت صحيح و هماهنگ ميان سه ضلع نهاد خانواده ، آموزش و پرورش و رسانه درمان نشد فوقش چندوقتي تظاهر به صلاح و خير سرمان را گرم مي کند اما به وقتش بيماري از زير پوست مي زند بيرون و تازه مي بينيم که چه افتضاحي از بي اخلاقي و بي انضباطي و بي تعهدي را با ظاهر و پوسته تعارفات خود پوشانده ايم و دلمان با تعريف و تمجيدهاي الکي به اين بزک و دوزک ها خوش بوده است.  خلاصه اينکه هر کاري بخواهيم براي تغييرات فرهنگي و اصلاح جامعه بکنيم بايد ريشه اي و اساسي و مبنايي باشد وگرنه ظاهر آدم ها ممکن است چندروزي به خاطر ما تغيير کند و خودشان را به شکل مطلوب ما دربياورند ولي بيست، سي سال بعد باطن پنهان شان در شمايل و رفتار فرزندان و نوه هاي آنان آشکار مي شود !

=====

یادداشتی از محمدرضا زائری

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

شرمسار

٩٧/٠٣/٠٢
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
به نام...

آب در کوزه و ما تشنه لبان

٩٧/٠٢/٢٧
راهنمای دستیابی به فیلم های خوب

چطور فیلم خوب ببینیم؟

٩٧/٠٢/٢٧
خارج از شهر و خارج از مرز!

رانده شدن به حاشیه شهر

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
گاهی دلتنگ می شوی

تنهایی آنقدرها هم بد نیست

٩٧/٠٢/٢٧
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
آماده تر از همیشه

کار دل دلدادگی و کار او دل کندن است

٩٧/٠٣/٠٣
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

امید آخر شد افسانه

٩٧/٠٣/٠١
عاشقی بی‌همتاترین حس زندگی‌ست

سر مشق عشق

٩٧/٠٣/٠١
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
استغفر اللهَ ربی و اتوب علیه

داروی بی موقع

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

بیا آقاجان

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

عشق شاید که بشکند من را...

٩٧/٠٣/٠٢