شکر که شعور و معرفت کفش پاشنه ده سانتی ندارند هنوز ...

شکر که شعور و معرفت کفش پاشنه ده سانتی ندارند هنوز ...

نویسنده : خاتونِ گیس گلابتون :)

به کفش‌هایی که انتخاب کرده‌ام نگاهی می‌کند و می‌گوید : کفشای پاشنه ده سانتیمون اون قفسه عقب‌ترا هستن خانوم.

می‌گویم : خیلی متشکر جناب لطفا همین رو حساب کنید.

زیر لب با خودش تکرار می‌کند :چه اعتماد بنفسی.

پول کفش‌ها را حساب می‌کنم و از مغازه می‌زنم بیرون. به دخترها و زن‌های دور و برم نگاه می‌کنم و به پسر داخل مغازه حق می‌دهم که با خودش فکر کند من یک دختر دیوانه‌ی از خود راضی‌ام که با قد 159 یک کفش تخت را برای خرید انتخاب کرده‌ام. دخترها و زن‌های داخل پاساژ همگی سوار شاسی بلندهایی ده الی پانزده سانتی، به زور در طبقات قدم می‌زنند و هر آن هم احتمالش هست که کله پا شوند.

نمی‌فهمم‌شان. کسانی را که فکر می‌کنند با ده الی پانزده سانت پاشنه کفش حقیقتا قدشان بلندتر خواهد شد. درک نمی‌کنم. دخترها و زنانی را که سیصد و شصت و پنج روز سال را داخل مغازه‌های لوازم آرایشی توی دل هم چپیده‌اند و وول وول می‌خوردند بین آن همه تظاهر دروغین و فکر می‌کنند با رنگ کردن صورت‌های‌شان واقعا زیباتر می‌شوند.

نگرانم برای نسلی که ساعت‌های متمادی از عمرشان را جلوی آینه مشغول بزک کردن خودشان برای عابران خیابان‌ها هستند. و دغدغه‌شان ده سانت بلندتر دیده شدن‌شان در نگاه دیگران است اما روزی یک ساعت هم کتاب نمی‌خوانند و برای قد کشیدن عقل و روحشان وقت نمی‌گذارند. روزی نیم ساعت هم جلوی آینه‌ی قلب‌شان نمی‌ایستند و بر سر و صورت انسانیت و معرفت‌شان دستی نمی‌کشند و عمق فاجعه جایی ست که جامعه‌ای به سمتی حرکت کند که مادرانش با پاشنه‌های ده سانتی و رنگ لعاب‌های ساختگی از حقیقت وجودی‌شان فرار کنند و با هر قدمی که برمی‌دارند صدای دروغ را در گوش شهر طنین انداز کنند.

و وای به حال آینده‌ی جامعه‌ای که مردمانش زیبایی را در ظاهر ببینند و جست و جو کنند و هیچ چیز از زیبایی درونی نفهمند. من نگرانم؛ زیاد ...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/٠٩/٢٣
٠
٠
شاید بشه با ده سانت پاشنه یا چند کیلو مواد آرایشی دیگران رو گول زد٬ولی فکر نکنم بشه خودمون رو هم گول بزنیم.بهتره بجای زیبا سازی ظاهر٬یه خورده درونمون رو هم زیبا کنیم.نصف وقتی که جلوی آیینه هستیم٬جلوی آیینه ی وجدان خودمون وایستیم.کاش به جای باشگاه بدنسازی و آرایشگاه٬باشگاه زیبایی افکار هم داشتیم.
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
بله واقعا کاش ....
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٩/٢٣
٠
٠
ناتانائیل؛ سعی کن زیبایی در چشمان تو باشد نه به آنچه که می نگری!
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
دقیقا ... زشتی در چشم هاست و الا هر چه در این دایره هست نیکوست ...
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٩/٢٣
٠
٠
نوشته تون خوب و دغدغه مندانه بود مرسی :) فقط تیترتون رو نفهمیدم! چرا شکر؟
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
لطف دارید متشکر از نگاهتون و وقتی که گذاشتید ... چون کسی نمیتونه ظاهر سازی کنه و عقل و شعورشو بیشتر نشون بده ...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٩/٢٤
٠
٠
سلام قلبتون خالی ازغم باد.ممنون
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
هرگز نمی توانی...

ماه حلول می کند

٩٦/١١/٠٢
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢
کسی چه می داند!

سابقه کهیر

٩٦/١١/٠٣