دختر ها خیلی بابابی‌اند، میدانی که بابا؟!

دختر ها خیلی بابابی‌اند، میدانی که بابا؟!

نویسنده : پونیکا :)

سلام عمو مهدی جان؛ غرض از مزاحمت این‌که این روزها بابا زود به زود دلتنگتان می‌شود. به هیچ کس هم که چیزی نگوید، هیچکس هم که نداند، منِ ته تغاری‌اش، خوب می‌فهمم که بابا این روزها چقدر حالش خوش نیست. این روزها که مدام اسم پشت اسم می‌آورند. بالاخره دختری گفتند ...

شما که یکی یکی رفتید و تنهایش گذاشتید. حالا هم که سردار. مامان می‌گوید حال این روز‌هایش درست مثل همان روزهای جبهه شده. همان روزهایی که خودش با دست خودش جنازه بی جان بچه‌ها را از خط می‌آورد عقب.

من می‌بینم، با همین چشم‌های خودم می‌بینم هر کدام از بچه‌ها که می‌پرند، بابا پریشانی‌اش از سر گرفته می‌شود. بساط جمع می‌کند و می‌رود پیش جدش حسین. می‌رود شکایت، می‌رود که سبک شود، می‌رود تا دور از چشم ما گریه کند، دلتنگ است و این‌ها را از بغض توی چشم‌های مهربانش می‌شود خواند.

فرمانده‌ی لشگر علی ابن ابی‌طالب، حال دل رفیقت ناخوش است، بابا دلش به دنیا نیست عمو مهدی، شما که خدای مردانگی و رفاقتی، بداد دل بابا برس لطفا ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٩/١٧
٠
١
:(
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/٠٩/٢١
٠
٠
حال دلت خوب زهرای عزیز
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/٠٩/١٧
٠
١
نمیدونم چی بگم ترجیح میدم سکوت کنم :(
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/٠٩/٢١
٠
٠
ممنون بابت حضورتون و وقتی که گذاشتید و حتی سکوتتون ...
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات