رسیده‌ام سر خاکت، رسیدنی که مپرس
چند بیت دلنشین برای علاقه‌مندان به شعر و ادب

رسیده‌ام سر خاکت، رسیدنی که مپرس

نویسنده : ایمان فروزان نیا

پریده‌ام به هوایت پریدنی که مپرس

رسیده‌ام سر خاکت، رسیدنی که مپرس

اگرچه خم شدم اما کشید شانه‌ی من

به دوش بار غمت را کشیدنی که مپرس

(محسن عرب خالقی)

======***======

تپش تپش زدن قلب ما حسین حسین

پناه نوکر بی دست و پا حسین حسین

(سید پوریا هاشمی)

======***======

یک اربعین نبودم اگر، حال آمدم

از کوفه پر شکسته و بی بال آمدم

قدَّم رشید بود زمانی، ولی حسین

در زیر بار ماتم تو دال آمدم

(رضاباقریان)

======***======

هزار سال کند عمر ، باز ناکام است

کسی که رخصت رفتن به کربلا نگرفت

(محمد قاسمی)

======***======

پیش تو آخر سیاهی روسپیدم میکند 

دوست دارم پرچم بزم عزای روضه را

کربلا قسمت نشد عیبی ندارد لااقل

ای خدا از ما نگیری کربلای روضه را

(محمد حسن بیات لو)

======***======

سرد شده ای

درست مثل این چایی

اما نمی دانم چرا از دهان نمی افتی!

(محسن حسینخانی)

======***======

دانی که مرا یار چه گفته ست امروز

جز ما به کسی در منگر دیده بدوز

از چهرۀ خویش آتشی افروزد

یعنی که بیا و در ره دوست بسوز

(ابوسعید ابوالخیر)

======***======

تا به گوش جهانیان برسم

کاش میشد صدای من باشی...

 شاملوی غزل، منم به یقین!

تو اگر آیدای من باشی!

(محمدرضا طاهری)

======***======

نوازش می کنم زلف شبت را 

به حرف آور لبان پر تبت را 

 بگو اول کدامش را ببوسم

لبت را یا لبت را یا لبت را؟!

(علیرضا حاجب)

======***======

نمیدانم چرا؟ اما تو را هرجا که می بینم

کسی انگار می خواهد ز من، تا با تو بنشینم

(محمد علی بهمنی)

======***======

هرچه فرمان مي‌دهد چشمت اطاعت مي‌كنم

مثل سربازى كه اجرا مي‌كند دستور را

(حسن رحمانى نكو)

======***======

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺷﺨﺺ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﯾﮏ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﯿﺴﺖ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻭﻗﺖ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﺪ ﻭ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺶ ﻧﮑﻨﺪ

(ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺑﻤﯿﺮﺩ - ﺍﻭﺭﯾﺎﻧﺎ ﻓﺎﻻﭼﯽ)

======***======

s_mostafa_b:

آبرویم مشک بود و آرزویم بردنش

آرزویم برد با خود تیر یک بی آبرو...

======***======

s_mostafa_b:

پنهان مکن جمال خود از عاشقان خویش 

خورشید را برای ظهور آفریده‌اند...

======***======

 Anis:

تنها مثل جمعه

وقتی همه‌ی روزها شنبه دارند!

(بهمن فاطمی)

======***======

nikdel35:

گويند كفن بر تن كس جيب ندارد

آيادل من هم هوس سيب ندارد؟

======***======

nikdel35:

دور گردان بر مراد ما اگر کاری کند

خصم نادان بخل ورزی و ستمکاری کند

======***======

رضا ریاحی:

باران را دوست دارم؛

وقتی سوار بر ابر خیالم می‌شوی

تا بارش عاشقانه‌هایم

تو را خیس کند

قرارمان،

هوای دلتنگی

بانوی بی چتر!

(سروده خودم)

======***======

رفیعه:

با چشمان چشم چران صلح من بس است

وقتی که چشم‌های تو بیت المقدس است

یاسر قنبر لو

======***======

رفیعه:

آنقدر شیرین زبانی کار دستم داده‌ای

قندخون از خورن بیش از نیاز قند نیست!

(سورنا جوکار)

======***======

منا نبی زاده مقدم:

«میم» را

حرف اول کدام اسم بگذارم؟

تا زبانت

به اشتباه

به سمت نام من،

چرخ بخورد؟!

 (سروده خودم)

======***======

REZA_ZDR:

حلال جمیع مشکلات است حسین

شوینده لوح سیئات است حسین

ای شیعه تو را چه غم ز طوفان بلا

آن‌جا که سفینه النجات است حسین

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/٠٩/١١
٠
٠
لازمه بازم تکرار کنم خیلی خوبن شعرا ؟! و خیلی خوبه این قسمت ذهن زیبا ؟! :)
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٩/١١
٠
٠
نمیدانم چرا؟ اما تو را هرجا که می بینم کسی انگار می خواهد ز من، تا با تو بنشینم (محمد علی بهمنی) این بیت رو خیلی دوست داشتم مثل همیشه عالی ممنون :)
SAEED
SAEED
٩٤/٠٩/١١
٠
٠
دلم با ران می خواهد در راه می ایم بوی باران به مشامم می خورد ای عاشق دل شکسته .....
هاچ
هاچ
٩٤/٠٩/١١
٠
٠
رفیعه این شعر رو درست نوشتی؟! با چشمان چشم چران صلح من بس است / وقتی که چشم‌های تو بیت المقدس است. من یه سرچ زدم نوشتن با دشمنان چشم چران :دی
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٩/١٢
١
٠
نه فک کنم!:دی عاره همون دشمنان هستش!من عذرخاهم:)
maede
maede
٩٤/٠٩/١٣
٠
٠
صدای عشق غـــــــــــم انگیز میاید ، برویم/دلی از یاد تو لبـــــــــــریز میاید ، برویم/با یاد تو باز نمک گیر شدن زخم هایم/از هوای عشقت بوی پاییز میاید ، برویم...هوشنگ موسوی
Mostafa
Mostafa
٩٤/٠٩/١٤
٠
٠
حلال جمیع مشکلات است حسین شوینده لوح سیئات است حسین ای شیعه تو را چه غم ز طوفان بلا .. آن‌جا که سفینه النجات است حسین.. بسیار عالی.. ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨