زمین خواران خیّر

زمین خواران خیّر

نویسنده : فکرالود

به علت نبود زیارت‌گاه برای راز و نیاز و نذر و نیاز مردم لواسان، خیرین زمین خوار(!) اقدام به ساخت یک باب امام زاده کردند تا دل بندگان خدا را شاد کنند! و برای این‌که دیگران را هم در ثواب خود شریک کنند به جمع آوری کمک‌های مردمی پرداختند. (این نشانه‌ی این است که هنوز نسل آدم‌های نیکو کار از بین نرفته است)

اما متاسفانه مسئولین گاهی مزاحم (البته بیشتر اوقات مراحم) پیدای‌شان می‌شود و پاپی می‌شوند که زمین را بکنید تا ببینیم امام زاده کجاست؟ انگار این مسئولین اصلا دین و مذهب نمی‌فهمند! هر چه آنان گفتند این کار خلاف شرع است در کت‌شان نرفت! 

حال که زمین را کنده و به آب نرسیده‌اند، یقه این خیران بی‌گناه را گرفته‌اند که پس امام زاده کجاست؟! گویا چشم آب بین ندارند! خوب واضح است که امام زاده را آب برده است! تقصیر آن‌ها چیست؟ اصلا انگار قانون است که هر جا حرم امام زاده‌ای ساخته می‌شود حتما و بلا استثنا باید خود امام زاده هم وجود داشته باشد! معلوم نیست چنین تفکری را کدام افراد کوته فکر و تنگ نظر باب کرده‌اند؟!

این نیکوکاران حتی حاضر شدند که در کمال فروتنی، 1 میلیارد و400 میلیون تومان صرف ساخت پل کنند. و خود آن طرف پل در آلونکي 40 هکتاری سختی زندگی را به جان بخرند و بتوانند بهتر به این مکان مقدس خدمت رسانی کنند! اما مسئولین چشم دیدن این سر سوزن زمین بی‌زبان را هم نداشتند و همین را هم از آنان دریغ کردند!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/٠٩/١٦
٠
٠
خخخخ چه جالب ناک
فکرالود
فکرالود
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
آدم های این دوره زمونه همه چيزشون جالبه!!!! به خصوص هوششون در این زمینه ها
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٩/١٦
٠
٠
یک در دنیا صد در آخرت خدا نصیبشون کنه ....البته عذاب!
فکرالود
فکرالود
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
بی کران عذاب
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
احسنت. مطلب خیلی خوبی بود. سوژه خوبی هم داشت. ولی بهتر بود یک پایان بندی محکم تری برایش انتخاب می کردید.
فکرالود
فکرالود
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
ممنون. چشم سعی میکنم بهتر باشه
admincheh
admincheh
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
فاطمه ی عزیز خیلی شروع و سوژه ی خوبی داشتی ، منتظر مطالب بعدیت با همین قوت و حتی بیشتر هستم:)
فکرالود
فکرالود
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
خیلی سپاس. انشاءالله...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
بزرگترین تردیدهای زندگی من

پیراهن آبی ام را بپوشم یا پیراهن سیاه؟

٩٦/٠٢/٠٢
همیشه تلخ

شروع یک پایان

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
تبلیغات
تبلیغات