خسته مباد گام های شکیبایتان

خسته مباد گام های شکیبایتان

نویسنده : m-aminfar

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و جه عزا و چه ماتم است

باز اربعینی دیگر هم گذشت و عزای دیگری پایان یافت. باز محرمی که دل خیلی ها را خون کرد و حالا محرمی دیگر با مردمان حسینی دیگر. محرمی که از بالا رفتن دست پدر تا پایین آمدن سر پسر فاصله ای نداشت.

اما این بار اربعین طوری دیگر پایان می‌پذیرد. با شور و شوق وصف ناپذیر مردمان حسینی و با کربلایی که این روزها سراسر میزبان مردمان عاشق حماسه کربلاست. با شور و شوقی که در این سال‌ها تفاوت بسیاری کرده است. مردمانی که فقط به عشق امام حسین، حضرت عباس، حضرت زینب  به سمت نینوا رهسپار شده‌اند.

عشق به امام، بزرگ و کوچک، پیر و جوان، ناتوان یا بیمار نمی‌شناسد. همه با هم به کربلا می‌روند. هر کجا را که می‌بینی مسافری بار سفر بسته و تو حسرت می‌خوری که چرا نمی‌روی به دیدار امام عشق.

سلام بر چشمان غمبار زائران حسینی. سلام بر استواری غیر قابل ترسیم شما! سلام بر آن گامهای شکیبایتان که درازای شام را خسته کند! خسته مباد گام‌های کربلایی‌تان...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Mostafa
Mostafa
٩٤/٠٩/١٤
٠
٠
زیارت هاتان قبول . ممنون از مطلب زیبا. السلام علیک یا ابا عبدلله الحسین علیه السلام
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٩/١٤
٠
٠
واقعا خستگی شیرینی هست... خیلی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٩/١٤
٠
٠
سلام آقای نادری ،سفرتون بخیر / زیارت هاتون قبول
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/٠٩/١٤
٠
٠
اااا.. کربلا بودین؟! برا جیمی ها دعا کردین؟! سفرا بی خطر سوغاتیتون کو؟؟
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٩/١٥
٠
٠
همین که سالم برگشتم خودش یک سوغاتی بزرگه :))
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٩/١٥
٠
٠
زیارت قبول :)
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٩/١٥
٠
٠
زیارت قبول :)
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/٠٩/١٦
٠
٠
البته:۱
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٩/١٤
٠
٠
ممنون از مطلب زیباتون / ان شاالله همه مسافران اربعین با زیارت قبول شده برگردند ...
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/٠٩/١٤
٠
٠
یادمه یک فرد غربی مشهور پرسیده این حسین(ع)کیه که انقدر باعث اتحاد میشه اسمشو باید تو گینس ثبت کرد..
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٩/١٥
٠
٠
:)
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/٠٩/١٥
٠
٠
واسه من که فقط حسرتش موند و یک انتظار که تا سال بعد زنده باشم و برم
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
تبلیغات
تبلیغات