احساسات واقعی فناناپذیرند...

احساسات واقعی فناناپذیرند...

نویسنده : وبگردی

«چه شکستی بدتر از این که بعد مدت ها ارتباط با ی نفر بفهمی چقدر غریبه ست»

از دیالوگ‌های فیلم Eternal Sunshine of the Spotless Mind

سال‌ها پیش به اختراع دستگاهی فکر می‌کردم که بشود به وسیله‌ی آن خاطرات بد را از ذهن محو کرد. یک روش خیلی مسالمت‌آمیز برای بودن در کنار آن‌هایی که دوست‌شان داریم اما بودن‌شان گاهی رنج بزرگی را به ما تحمیل می‌کند. که خب، اختراع همچین دستگاهی-تاکنون- در توان من نبوده و شاید به خاطر همین به رشته‌ی روانشناسی رو آوردم تا حداقل بتوانم خاطرات بد را در ذهن خودم ریجکت کنم. الغرض خواستم بگویم دیدن ِ فیلم ِ«درخشش ابدی یک ذهن پاک» را با بازی فوق العاده‌ی« جیم کری» و «کیت وینسلت»، از دست ندهید. فیلمی که باعث می‌شود فلش بک بزنید به گذشته‌تان، روابطتان و احساساتتان... و تمام فیلم این را می‌خواهد بگوید: «احساسات واقعی فناناپذیرند....»

توجه: موقع دیدن فیلم گوشی‌تان را خاموش کتید و تمام توجه‌تان را بدهید به فیلم. مثل من نباشید که حواستان به همه جا باشد و باید یک دور دیگر فیلم را ببینم.

============

http://atiyee.blog.ir

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سعید نایب
سعید نایب
٩٤/٠٩/٠٧
٠
٠
فیلم های هالیوودی نه تنها هیچ سنخیطی با جامعه ما،دین ما ومذهب مانداره بلکه فقط و فقط ترویج اباهی گری محض رو آموزش میده. صرفنظر از هر نوع موضوع وپیام فیلم.
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
اصرار ازل را نه تو دانی و نه من

سجاده ی دوست داشتنی من

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

برای درگذشت سیاست مدار با اخلاق مان

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
تغییر نام و تحول در اوضاع و احوال کشور

غذا و سیمای ایران

٩٥/١٠/٢١
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
تبلیغات
تبلیغات