فرمول تشخیص عشق صادقانه از فریبکارانه

فرمول تشخیص عشق صادقانه از فریبکارانه

نویسنده : H_esf

هر دختری در طول عمرش – به خصوص از دوران تحصیل در مقطع راهنمایی تا دانشگاه – از جنس مخالف – حتی شده یک بار – جمله دلنشین «دوستت دارم» رو میشنوه. ربطی هم نداره که اون دختر اهل رابطه با جنس مخالف باشه یا نه، نمره حجابش بیست باشه یا صفر! ابراز عشق و علاقه از طرف جنس مخالف شتریه که در خونه هر دختری می‌خوابه ، دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره .

بحث ما بر سر اینه که در مقابل این ابراز علاقه چه باید کرد؟ و اصلا چگونه می‌توان صادقانه یا فریبکارانه بودن ادعای عاشقی را تشخیص داد؟

افراد مختلف با اندیشه‌های گوناگون به این پرسش پاسخ‌های متفاوتی داده‌اند، که بعضی وقت‌ها در فضای مجازی به صورت کلمات قصار ! منتشر می‌شود :

1. عده‌ای میگن: در جواب دوست دارم آقا پسرا ، بگو مرسی و راهت رو بگیر و برو .

2. به خانواده طرف نگاه کن .

3. وضع مالیش رو بسنج .

4. تیپ و قیافش رو برانداز کن .

و . . .

هیچ کدام از این پاسخ‌ها و مشابه‌شان، پاسخ به پرسش مذکور محسوب نمی‌شوند. به طور مثال در تحلیل همین چهار پاسخ می‌گوییم :

پاسخ اول: صورت مسئله را پاک می‌کند و با پذیرش این‌که هیچ ملاکی برای تشخیص حق و باطل و ادعای صادقانه عاشقی از ادعای فریبکارانه عاشقی وجود ندارد، باید درب تمام دفترخانه‌های ازدواج را بست و زندگی مشترک را مانند بسیاری از سنت‌های گذشته در گورستان دفن کرد .

پاسخ دوم: هدف را تغییر می‌دهد، تا تشخیص دچار اشتباه شود. مگر قرار است، دختر با خانواده پسر ازدواج کند؟ و از سویی چه بسیار فرزندان ناخلفی که پدرشان حضرت نوح بوده و چه موسی‌هایی که در منزل فرعون‌ها رشد کرده‌اند !

پاسخ سوم: به قول اهل منطق «اثبات شیء نفی ما عدا نمی کند» . فرض می‌گیریم، که طرف مقابل وضع مالی خوبی داشته باشد و باز فرض می‌کنیم که وضع مالی خوب جزء ملاک‌های همسر آینده برای دختر خانوم‌ها باشد، با همه این احوال فقط ثابت می‌شود که پسر یکی از ده‌ها ملاک مد نظر دختر را دارد و نه همه را . وانگهی ، آیا وضع مالی خوب نشانگر صداقت طرف مقابل در ادعای عاشقی است ؟

پاسخ چهارم: پاسخ قبل به این مورد نیز تعلق می‌گیرد !

 حالا باز بر سر موضع گذشته خود پافشاری می‌کنیم، که به راستی در مقابل ابراز علاقه و عشق چه باید کرد و صادقانه یا فریبکارانه بودن آن را چگونه باید تشخیص داد ؟

من معتقدم، پاسخ به پرسش بالا از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، که سلامت یا عدم سلامت زندگی آینده هر دختری به آن گره خورده است .

در پاسخ به این پرسش نظر و تجربه خودم را – که شاید هم صحیح نباشد! – ذکر می‌کنم ، تا چه قبول افتد و چه در نظر آید :

قدم اول - به طرف مقابل بگویید: ازدواج در خانواده و فامیل ما به صورت سنتی اتفاق می‌افتد .

قدم دوم - بگوبید: من نه شماره تلفن می‌دهم، نه کافی شاپ و رستوران می‌آیم، و نه جز این مقدمات که فعلا توضیح می‌دهم، سخنی با شما خواهم گفت .

قدم سوم – بگویید : این آدرس منزل ما و این نیز شماره تلفن پدرم، اگر واقعا مرا دوست دارید، با ایشان صحبت کرده و کاملا رسمی اقدام کنید .

اگر طرف مقابل سخن شما را پذیرفت و جامه عمل به آن پوشاند، فقط اثبات کرده که هدفش دوستی موقت کامجویی و هوسرانی و . . . نبوده ، و حالا باید با تحقیق و دقت بسنجید که آیا ملاک‌های همسر آینده مد نظر شما را دارد یا خیر !

و اگر بهانه آورد، که اول باید خودمان صحبت کنیم و مثل انسان‌های عهد قاجار فکر نکنید و روشنفکر باشید و حداقل یک بستنی یا آبمیوه مهمان من بشوید و الان شرایط ازدواج ندارم و غیره و ذلک، بفهمید، که طرف مقابل از آن گرگ‌های نابکار روزگار است، که اگر شُل بیایی، سِفت زمین میخوری و متوجه شو، که دروغ می‌گوید و حتی لیاقت هم سُخنی نیز ندارد .

این فرمول حداقل چیزی است، که می‌توان با آن تا حدودی پرده از راز فروبسته ادعاهای صادقانه یا فریبکارانه عاشقی برداشت .

+ به اُمید خوشبختی همه دختران سرزمینم .

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/٠٩/١٢
٠
٠
مثلا تو خانواده اگه بگن چی بگیم ول نمیکنن دیگه ادم دلش نمیخواد بره تو جمع خانوادگی ک باهاش باز رو در رو بشه
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠