پشت گوش اندازانه

پشت گوش اندازانه

نویسنده : e_elizabeth

بزرگ شدن از سری کارهایی ست که اگر دست خودم بود پشت گوش می‌انداختم، درست مثل موهایم! موهایم هم چیزهای مهمی هستند و من همیشه چیزهای مهم را پشت گوش می‌اندازم.

ولی امان از آن موقع که چیزهای کوچک و بی‌اهمیت را پشت گوش بیاندازم، آن وقت پدرم را در می‌آورند. اصلا برای مهم شدن یک چیزی شما فقط کافی است پشت گوش بیاندازیدش، بعد می‌توانید ببینید که در صدر اخبار است.

اصلا یک مدت همین چاپگر سه بعدی را انداخته بودم پشت گوشم، تا دست‌شان می‌خورد بهش، دکمه‌اش روشن می‌شد، توی اخبار می‌گفتند وای روشن شد، روشن شد، بیایید روشن شد! در همین حد مهم. :|

این‌ها را گفتم که... راستش نمی‌دانم چرا اصلا دارم چرت و پرت می‌گویم، شما عجالتا چیزی را پشت گوش نیاندازید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پیک
پیک
٩٤/٠٩/٣٠
١
٠
مطلب خوبی بود به نظرم البته اگر هدف دارتر ادامه میدادید.هنوز خیلی جا داشتین.انشالله در نوشته های بعدی :)
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٠١
١
٠
من که نفهمیدم کلن چی به چی شد؟؟؟
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٠١
١
٠
مراق باشید زندگی رو پشت گوش نندازید :))
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠