برادرم ادوارد

برادرم ادوارد

نویسنده : m_rahsepar

برادرم ادوارد در ایتالیا است. کیلومترها دورتر از اینجا. هیچ چیز ازش ندارم، جز یک عکس و یک داستان و یک روز. یک عکس که  به درد دلم گوش می دهد. یک داستان عجیب و طولانی که برای دیگران بگویم.

یک داستان کوتاه چند فصلی از تولدش و عاشق شدنش و سفرش و پروازش. در سال‌های جنگ متولد شد و هرگز نمرد. برایتان گفتم ایتالیایی بود. قلب پاکی هم داشت. پول و مقام وشهرت و یک خانواده ثروتمند هم داشت .

خدا او را تنها با یک جمله عاشق کرد: «خدا هر در بسته‌ای را باز می‌کند.»

سفر زیاد آمد. خدا به برادرم نشانی مرد بی‌نمونه دوران را داده بود. یک دیدار ساده رخ داده بود و یک بوسه پدرانه پیر جماران او را با لبخندش بدرقه کرده بود. سالی که  پرواز کرد من به دنیا آمدم، یک کلمه مشترک به نام اسلام ما را به هم متصل می‌کند.

از او برای من یک عکس وی ک داستان و یک روز مانده. روزی که جلوی عکسش بایستم و بگویم کجا می‌روی ای مسافر ؟ درنگی، ببر با خودت نیمه دیگرت را...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٩/١٠
٠
٠
ادواردو دنیلی برای من هم یک الگوی به تمام معناس واقعا مرد بزرگی بوده ای کاش ازش اطلاعات بیشتری داشتیم
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٩/١٠
٠
٠
من نمیشناسمش اصلا :/
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٩/١١
٠
٠
یه مستند در موردش دیدم احتمالا باید تو نت هم باشه من از دانشگاه گرفته بودم
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٩/١٠
١
٠
تا قبل از خوندن مطلب شما این شخص رو نمی شناختم ، تشکر.
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/٠٩/١١
٠
٠
منم نميشناسمممم بايد برم سراغ تحقيقات!!!
مشکات
مشکات
٩٤/١١/٠٩
٠
٠
آفرین‎:)‎ من هم از ادواردو، یک عکس دارم که وقتی دبیرستان میرفتم توی کیف پولم میذاشتمش تا بقیه رو درموردش کنجکاو کنم.
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
اصرار ازل را نه تو دانی و نه من

سجاده ی دوست داشتنی من

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

برای درگذشت سیاست مدار با اخلاق مان

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
تغییر نام و تحول در اوضاع و احوال کشور

غذا و سیمای ایران

٩٥/١٠/٢١
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
تبلیغات
تبلیغات