جاده‌های شمال محاله یادم بره...

جاده‌های شمال محاله یادم بره...

نویسنده : فرانک باباپور

یادش بخیر یک زمانی وقتی ناظم مدرسه، مبصر کلاس را احضار می‌کرد برای پخش کردن رضایتنامه‌های اردو، از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجیدیم! به شخصه همیشه در پوست بغل دستی خود که کمی فربه بود و جای اضافی داشت، می گنجیدم!

رضایتنامه‌ها هم برگه‌هایی بودند جهت اطلاع والدین از اردو، که همیشه خودمان جعل امضا می‌کردیم و محل اثر انگشت را با انگشت شست پر می‌کردیم، مسلما برای این‌که بزرگتر بود و به انگشت والدین شبیه‌تر!

البته اردو که می‌گفتند منظورشان بازدید از موزه امام رضای حرم بود و یا مثلا فیلم میم مثل مادر سینمای دو کوچه بالاتر از مدرسه! یعنی آن موقع که از این اردوگاه‌ها و پارک‌های علم و فناوری و رصد آسمان در کار نبود! عوضش وقتی آمدیم دانشگاه اوضاع بهتر شد. نه خبر از رضایتنامه بود، نه موزه و نه سینما. اردوها هدف‌دارتر شدند و در کنار مباحث نشاط و سرگرمی و پیچاندن درس و مشق، علمی هم شده بودند! شاید باورتان نشود ولی تمام اردوهایی که برگزار می‌شوند در دانشگاه، صد در صد علمی هستند، به عنوان مثال:

بازدید از نیروگاه نکاء ساری در جاده‌های شمال یا مثلا صنایع تراکتورسازی تبریز همراه با اشانتیون آب گرم صرعین، یا بررسی استحکامات سی و سه پل اصفهان به همراه نشستی پیرامون علت خشک شدن زاینده رود، بازدید از روستای ماسوله و علت ماندگاری آن، چگونگی طراحی و ساخت چهل ستون، ارگ بم، تخت جمشید و عرض ارادتی به ساحت محترم حافظ و سعدی در شیراز، یک بازدید دو روزه هم از صنایع کشتیرانی در جزیره کیش. مدیونید اگر فکر کنید به جز مقاصد علمی هدف دیگری پشت ماجرا باشد! 

البته در مواردی دیده شده که با اسم اردو توانستند چندین دانشجو را گول بزنند، مثلا دانشجویان برای اردوی بازدید از شرکت‌های دانش بنیان تهران به همراه بررسی دستگاه‌های صدا در کنسرت امیرتتلو در برج میلاد ثبت نام کرده‌اند، یکهو سر از کلاس‌های درس دانشگاه صنعتی شریف درآورده‌اند و استاد هم آخر کلاس کوییزی گرفته من باب دستگاه‌ها و بازوهای رباتی مورد استفاده در کارخانجات ایران. ولی خب اصلا نگران نباشید که اصولا کم پیش می‌آید دانشگاه بخواهد برند خود و اردوهایش را اینگونه خراب کند. 

آقا اصلا یا ما را اردوی علمی می‌برید سواحل آنتالیا، آن هم به صورت مختلط، یا اصلا توی مخ ما نمی‌رود که برق چگونه تولید می‌شود و مصالح خوب چیست و چرخ دنده چگونه می‌چرخد ... والسلام!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
خیلی هم خوب
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٩/٠٥
٠
٠
گویا شما رفته بودید نکا، درسته؟ یه اردوی ایران گردی هم بوده فک کنم! حیف ما خیلی دیر رسیدیم!!:((
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
می‌گم تعارف نکنید، هر چی از دانشگاه می‌خواین بگین، خونه، ویلا، لکسوس، بنز...
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٩/٠٥
٠
٠
خوب شد گفتید، اتفاقا اینهمه زمین خالی تو فردوسی هست باید خونه هم بسازن واسه دانشجوهای مزدوج! انشاالله دفعه بعدی...
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٩/٠٧
٠
٠
:0
naser_j
naser_j
٩٤/٠٩/٠٤
١
٠
مینی اردو های دانشجویی با هدف آشنایی با مضرات قلیان که در لمکده های یلاقی بر گزار میشه رو از قلم انداختین (پسر همسایمون اینا رو از طرف دانشگاه میبرن ،وگرنه ما اردو هامون فقط کتابخانه ملی و بازدید از مجلس شورای اسلامی ولا غیر)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٩/٠٥
٠
٠
دقیقا. اتفاقا خالم اینا رفته بودن کنارش هم شیشلیک زده بودن!! شیشلیک! ... شیشلیک! :((
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٩/٠٤
١
٠
یاد خاطرات دانشجویی یکی از دوستان شهرستانی افتادم :))
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٩/٠٥
٠
٠
خوش به حال دوستتون. یعنی جدی رفتن از این اردوها؟! ما که فقط شنیدیم ازشون! :((
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
والله مارو یک اردو بزور بردن ،آنقدر از من کار کشیدن که انگار شیش تا اسباب کشی کرده باشم خسته بودم :(یعنی اینجور مشقت میدن به آدم آنتالیا دوست ندارم ،نمیشه بریم بندر لیورپول عایا
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٩/٠٥
٠
٠
عزیزم :) هرجا شما بگی می بریم فقط خودت حواست باشه که کار کردن تو کدوم آب و هوا و منطقه بیشتر بهت می چسبه ؛) :))
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات