بهار پاییز تو ام...

بهار پاییز تو ام...

نویسنده : n_f

در این پاییز زرد، هیچ کس جز تو شکوفه‌های بهار نارنج را در دلم نخواهد دید. کاش اولین دستی که بسویم می‌آید دستان تو باشد. بهار نارنج‌هایم بوی تو را می‌دهد. نگران نباش، عشقم رسیده است با خیالی راحت بچین.

کاش از پشت آن عینک‌ات دل من را بهتر ببینی. نگاه‌ات سرد شده، سردتر از روزهایی که کنار هم بودیم. عینک‌ات را بردار، مرا از تو دور کرده، نه دوری‌ام را می‌بینی نه نزدیکی‌ام را.

چشمان تو با من مهربان بودند. چشمانی که با عث شد من در پاییز هم برایت بهار باشم.

عبور غریبانه امروز ام را به خاطر سردی دلت ببخش. کاش هر روز از کنار هم عبور می‌کردیم، اما به همین هفته‌های یکی در میان که شاید اتفاقی قرعه آن هفته به نامم بخورد و تو باشی، راضی‌ام.

من راضی هستم، راضی به نگاه‌های سردی که باران را در دلم به طوفان می‌کشاند. فقط با من بمان،  من بهار پاییز تو ام.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
عبور کن از این جاده پاییزی بهار در همسایگی زمستان و زیر برگ های همیشه سبز سرو آرمیده است.بهار دل می خواهد نه زمان زیبا نوشتید قلمتون بهاری
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
تبلیغات
تبلیغات