من گاهی به تو فکر می‌کن ؛ به خیانت، به حماقت، به عشق .

یک بار خود را کنار تخت با روحی عریان تصور کردم، لمس دستانت و بازی آن‌ها در میان موهایم من را محو تماشایت در هر افقی از ذهنم کرده بود .سکوت بینمان فقط فریاد عشق بود. کر شده بودیم و کور، بی عقل و تفکر به هر آن‌چه قرار بود بشود، بی احساس و سنگدل به آنچه قبل‌تر پیش آمده بود و بی اراده به آنچه در حال رخ دادن بود. ما بی هوش نبودیم اما اسم آنچه بودیم هم هوشیاری نبود! در خلسه بودیم شاید!

شوخی می‌کردی با ضربان قلبم گاه گاه که با صدای نفست و گرمای وجودت پشت گوشم را قل قلک می‌کردی، نمی‌دانم خورشید در آن لحظه در حال غروب بود یا داشت طلوع میکرد اما مانند سحرگاه، نسیمی می‌وزید، نسیمی که انگار فهمیده بود که باید قبل از این‌که خودش را به من برساند اول یک دور تو را نوازش می‌کرد و با عطر تنت مرا لمس کند!

پنجره باز بود و حتی حشرات هم به شوق دیدن من و تو عاشق می‌شدند. هر چند که تو حریص نگاهم بودی اما من می‌ترسیدم که نگاهت کنم، می‌دانستم که روح من ظرفیت این چشم‌ها را ندارد، می‌مرد! مرگ من به جهنم، خم ابروی تو را کی راست می‌کرد!؟ سرمای دست تو را کی گرم می‌کرد!؟ اشک چشمان تو را کی پاک می‌کرد!؟ این خودخواهی من انگار از تو خواهیست، انگار من نمی‌میرم که تو زنده بمانی...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلما
سلما
٩٤/٠٩/٠٩
٠
٠
خیلی زیبا بود لذت بردم
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٩/١٧
٠
٠
:) بح بح
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
راهکارهای علمی در امان ماندن از سو ضن در سفرهای هوایی

چگونه عین آدم سوار هواپیما بشویم؟

٩٦/٠٨/٢٣
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
وقتی در کنارم نیستی...

در عمق وجودم ته نشینی

٩٦/٠٨/٢٣
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
قندیل‌های اندوه وجودم

کوچ برستو

٩٦/٠٨/٢٩
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
یکی از آن هزاران برگ پاییزیِ

مُرده متحرک

٩٦/٠٨/٢٩
دشوار روزگاری است

اعجاز تنهایی

٩٦/٠٨/٣٠
شعری سروده خودم

بغض آسمان

٩٦/٠٨/٣٠
تنها در خودم اشک می ریزم

یک فنجان فراموشی لطفا

٩٦/٠٨/٣٠
تبلیغات