فحش، یخ و نامه محرمانه!
نگاهی به اولین نزاع‌های بزرگ در مسابقات فوتبال ایران

فحش، یخ و نامه محرمانه!

نویسنده : صالح یعقوبی زابل

سی بهمن 1350 در مسابقات فوتبال دسته دو تهران تیم‌های بی‌نام و نشان «کیان» و «نادر» به مصاف هم رفتند، بازی که فقط در حضور صد تماشاگر انجام می‌شد اما هجوم بازیکنان تیم کیان به سمت داور باعث چنان نزاعی در ورزشگاه شد که اتفاقات آن بازی را روی جلد تمام روزنامه‌های چاپ عصر تهران برد. اتفاقاتی که چهار دهه پس از آن نه تنها در لیگ دسته اول و دوم بلکه در لیگ برتر بلکه فوتبال ایران طبیعی و اجتناب ناپذیر شده است. در همین هفته از لیگ فوتبال کشورمان، آشوب هواداران اهوازی به دلیل باختن مقابل استقلال، باعث خسارات فراوانی به ورزشگاه شد، به حدی که از بیم مشکل بزرگتر کنفرانس خبری مربیان بعد از بازی انجام نشد. اتفاقات بازی استقلال و فولاد بهانه‌ای شد تا کتاب فوتبال را ورق بزنیم و برای شما از اولین و البته پر سر و صداترین نزاع‌ها و فحاشی‌ها در ورزشگاه‌های کشورمان بگوییم تا بهتر بفمید که فوتبال ما در زمینه اخلاق هم درجا زده است و بوی بهبود از اوضاع آن به مشام نمی‌رسد. 

 

|| جنجال در تبریز

سال 1341 در بازی دوستانه منتخب ایران و تیم تبریز در ورزشگاه باغشمال، سعید صدری برای تیم ملی که 2 بر صفر جلو بود، پنالتی می‌گیرد اما حبیب دایی‌اوغلی توپ را از روی نقطه پنالتی می‌دارد و جمعیت هم سرازیر می‌شوند وسط زمین تا بازی نیمه تمام بماند. محمود خوشخوان داور این مسابقه، متخصص کنترل فضاهای متشنج بود، فدراسیون فوتبال او را به خاطر حساسیت بازی اهواز و مسجد سلیمان در لیگ خوزستان راهی این استان کرد اما باز هم بازی به خشونت و استفاده از سلاح سرد توسط برخی هواداران دو تیم کشیده شد

 

|| سرخابی وارد رینگ می‌شوند

رویارویی پرسپولیس و استقلال از فروردین 1347 آغازگر فصل تازه‌ای از شیوه‌‌های هواداری در فوتبال ایران است. در شهرآورد نیمه دی ماه 1349 سیلی محکم عزیز اصلی، سنگربان پرسپولیس به صورت ارشد برازنده، داور بازی باعث شد تا تماشاگران علیه داور و تیمسار خسروانی در حین خروج از ورزشگاه شعار دهند. طبق اسناد ساواک، همین جمعیت وقتی از خیابان تخت جمشید گذشتند و در دروازه دولت با حمله پلیس مواجه شدند، شعارهای‌شان رنگ سیاسی گرفت. هواداران تاج از ورود به خیابان سعدی منصرف شده و به طرف لاله زار رفتند، آن‌ها شعار می‌دادند جاوید شاه! در گزارش ساواک آمده است که پرسپولیسی‌ها هم تا میدان سپه شعار می‌دادند «تاج ... مال» سه نقطه عینا در گزارش «خیلی محرمانه» سازمان اطلاعات و امنیت آمده است!

 

|| بن سوسون بیچاره!

آبان 1350 تیم گمنامی از برزیل به نام «بن سوسون» با دعوت مشترک تاج و پرسپولیس به تهران آمد تا در ازای پنج هزار دلار برای هر بازی، دیداری با هر 2تیم و تیم ملی داشته باشد. هزینه‌ها به عهده دو باشگاه سرخابی بود و متقابلا درآمد بلیط فروشی نیز منهای ده درصد سهم تربیت بدنی، نصیب آن‌ها می‌شد. جمعه  21 آبان پرسپولس در حضور 25000 نفر با دو گل رضا وطن‌خواه و تک گل همایون بهزادی بن سوسون را شکست داد. سه روز بعد تاج در حضور 12000نفر به مصاف این تیم رفت و در نیمه اول یک گل خورد. این گل شادمانی پرسپولیسی‌های حاضر در امجدیه را در پی داشت که طبق معمول روی سکوهای شرقی نشسته بودند. فحاشی از نیمه دوم آغاز شد و طوری اوج گرفت که پلیس قبل از درگیری تماشاگران وارد عمل شد. حوادث این مسابقه در ایرانِ آغاز دهه پنجاه چنان دور از انتظار بود که ارسال نامه‌ی محرمانه از سوی سپهبد امجدی رئیس وقت سازمان تربیت بدنی به امیرعباس هویدا را در پی‌داشت. امجدی خطاب به نخست وزیر نوشت «بلوا از طرف طرفداران تاج شروع می‌گردد. مبادرت به فحاشی به همایون بهزادی می‌نمایند که متقابلا طرفداران پرسپولیس نیز شروع به هتاکی به علی جباری که عضو تیم ملی می‌باشد نموده‌اند که هر دو دچار ناراحتی شدید می‌گردند»

کیهان ورزشی از اتفاقات این بازی به عنوان «یکی از وقیح‌ترین صحنه‌های ورزشی ایران» یاد کرده و با اشاره به حضور همسر علی جباری در ورزشگاه می‌نویسد، وقتی او زننده‌ترین فحش‌ها را خطاب به شوهر خود از دهان هزاران نفر شنید، با چشمانی گریان از امجدیه بیرون رفت و هوس آمدن به استادیوم را برای همیشه از دست داد. پس از این بازی بود که سازمان تربیت بدنی رسما از پلیس تهران درخواست کرد «جدا از تکرار این قبیل اعمال ناشایست جلو گیری بعمل آید و مرتکبین چنین اعمالی بلافاصله بازداشت و تحت تعقیب قرار گیرند»

فدراسیون فوتبال چهار روز بعد در امجدیه که مملو از تماشاگر بود در مراسمی با گلباران جباری و بهزادی در صدد دلجویی از دو بازیکن کلیدی تیم ملی فوتبال ایران برآمد.

 

|| پیت حلبی و یخ!

این تازه نخستین دربی از دهه 50 شمسی بود. ورزشگاه آزادی میزبان هشتمین شهرآورد تهران بود و برای پرهیز از تکرار درگیری‌های قبلی قضاوت بازی به توفیق بهرام اوف از شوروی سپرده شد. کسی که پنج سال قبل کمک داور فینال جام جهانی 1966بود. قضاوت او مشکلی نداشت، مصدومیت شدید همایون بهزادی در جریان بازی و انتقال او به بیمارستان هم عمدی نبود! اما باز هم تماشاگران عصبانی شدند، در اشیایی که تماشاگران برای صدمه زدن به بازیکنان به زمین پرت می‌کردند غیر چوب و سنگ، یخ و پیت حلبی هم دیده می‌شد. بازی جنجالی کیان و نادر هم که به آن در ابتدای مطلب اشاره شد دو هفته بعد از همین شهرآورد برگزار شد.

البته جنجال و دعوا در فوتبال ایران به سال 1325 و زمانی که شاهین، تاج، دارایی و پاس رقبای قدرتمندی برای هم بودند بر می‌گردد. حتی در آخرین بازی شاهین که موجب انحلال این تیم شد، هم در زمین و هم در سکو نزاع درگرفت، منتها طولانی شدن مطلب باعث شد به آن مسائل اشاره نکنم. شاید در مطلبی دیگر...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
بح بح تبریک که بنر شدین :))
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
یک دنیا سپاس از حمایتتون :))
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
راستی اگه خوندین دوباره ممنون چون میدونم حوصله ندارین ورزش بخونین :)
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
:| معلوم بود نخوندم؟:D
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
زیاد! خخخخخ
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٩/٠٣
١
٠
چه اطلاعات دقیقی
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٠٤
١
٠
علاقه ی زیاد به ورزش و تاریخ بلاخره باید یه جا به درد بخوره! وقتی ورزشی مینویسم دوست دارم تا جایی که امکانش هست از اطلاعات دقیق تاریخی استفاده کنم. ممنون که خوندین :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
خیلی هم خوب . موفق باشید
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
به به :-) زیبا بود
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
قربانت مهندس جان :) . اصلا قوت قلبی :)
م-نص
م-نص
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
بهمن به زیبایی کار نگیر..متنو بخون خخخ
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
خخخخخخ یک درصد فکر کن مهندس متن رو نخونده باشه!
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٩/٠٥
٠
٠
:) ! مهم شمایی صالح جان مگه میشه همچین متن زیبایی رو نخوند؟
naser_j
naser_j
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
احسنت جامع و کامل
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
ممنون از محبتتون آقا ناصر :) . لطف داری :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
سلام آقاصالح عزیز:کم زیارتتون میکنیم.سلامت وشادکام باشید
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
سلام استاد.از کم سعادتی من هستش استاد حسنی اما لطف شما همیشه شامل حالم شده و با حضورتون بهم قوت قلب میدین. انشاءلله سلامت و موفق باشید :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
سلام:قربان شما.زنده وشادکام باشید
y-naeemi
y-naeemi
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
خیلی خوب و دقیق بود! اسناد ساواک رو می کنی دیگه :D
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
قربانت یاسینِ عزیز. چه کنم دیگه داداش درسته جفتمون از حضور در ساواک نادم هستیم اما گفتم این اسناد و اطلاعات شاید به درد نسل جوان بخوره. اما در مورد اطلاعات خیلی محرمانه خودمون خیالت راحت رسانه ایی نمیشه! خخخخخ . آقا لطف کردی خوندی اونم 2بار دفعه اولش که خودم مجبورت کردم بخونی خخخخخخ :)
م-نص
م-نص
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
از کار کنان ساواک بوده خخخخ
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
محمد حسن خودتم بودی. حاشا نکن! خخخخ
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
به امید افشاهای بعدی:)) ویکی لیکسی شدی واسه خودت;)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
مخلصتم داداش.منتها اون نکاتی که به مدیران ویکی لیکس نسبت دادن اصلا به من نمیخوره! از الان گفته باشم!خخخخ. بیشتر «اسنودنِ» زمان طاغوت بهم میخوره باشم!
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
مبارکه صالـــــــــــــــــح نکنه تو هم نویسنده جیم شدی که بنر شدی!
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
میبینین؟ما جوونا هر روز داریم پیشرفت میکنیم اونوقت شما سن بالاها ... ای بابا ،آدم باید قبول کنه پیر شده :D (شما از دهه رد کردین واسه شما باید قرن به کار ببرن،یادتونه؟خخ)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
«بنده زمانی که در شهر بودم بهم پیشنهاد شد که بیا برای نشریات بنویس منتها من قبول نکردم!!! خخخخخ »
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
سمیرا بانو.... خخخخخ
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
صالح ؟؟؟ الان مگه کجایی که قبلا شهر بودی؟؟؟؟! بانوسمیرا همین که کامنت رو با کامنت جواب میدید و نمیرید خشم و نفرتتون رو سر وبلاگ نصفه و نیمه تون در بیارید جای خوشحالی است!!!!!! چون ما از نفرین و کینه چند هزارساله خاله دراکولا وحشت داریم!
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
:D:D:D:D:D:D:D:D:D
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
وبلاگ خودمه اختیارشو دارم مثل 'شنبلیله' :D
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
علی اون کامنت رو با ایکون عین الله باقرزاده بخون که همیشه در مورد هر جریانی میگفت در شهر به بنده پیشنهاد شده بود که... (عین الله رو همینطوری مینویسن عایا؟!!!)
آتی
آتی
٩٤/٠٩/٠٤
٠
١
آقا صالح عالی بود
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
ممنون که خوندین :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
ممنون که خوندین :)
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٩/٠٤
٠
١
پیت چیست؟:دی تبریک واسه بنر شدن+ممنوووووووووون....چقد زماناش قدیمی بود ولی.....دقت کردین بیشتر تر تر روسی ها اخر اسماشون اوف هس؟خخخخ
م-نص
م-نص
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
پیت ی چیزی بوده که توش نفت میریختم...البته ذهنم درگیر شد...پیت تو ورزشگاه چکار میکرده؟؟احیانا بخاری نفتی تو زمین پرت نکردن خخخ
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
در مورد پیت محمد حسن گفت. البته به ظرف روغن های پنج و هفده کیلویی هم پیت میگفتن.دیگه الان کسی روغن جامد استفاده نمیکنه. آره اکثر روسا اوف رو دارن البته مردم کشورهایی که از شوروی جدا شدن دارن اوف رو بر میدارن مثل مردم تاجیکستان. ممنون از لطفتون :)
م-نص
م-نص
٩٤/٠٩/٠٤
٠
١
از همون اول اول این استقلالی ها مشکل داشتند:))
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٠٤
٠
١
بیشتر از هر چیز شانس دارن!
م-نص
م-نص
٩٤/٠٩/٠٤
١
٠
پرسپولیس از همون اول انقلابی هم بوده..از همون اول پرسپولیس بیشتر طرفدار داشته:)) از همون اول پرسپولیس با ادبتر بوده...ادم تاسف میخوره برای استقلال که حتی تاریخشم مایع تاسفه :))خخخ قرمزته..در تاریخ درگیری های اینجا رو هم بیارین
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٠٤
٠
١
البته احترام دوستان استقلالی همیشه واسه ما واجبه و دوستشون داریم. منتها آره همیشه پرسپولیس بهتر و محبوب تر بوده.که تو لفافه بهش اشاره شد اونم به خاطر ریشه ی مردمی پرسپولیس هست.دمت گرم داداش که خوندی.موفقیات :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠