خواب شومی که واقعیت شد / شعر
شعری سروده خودم

خواب شومی که واقعیت شد / شعر

نویسنده : سیده محبوبه عظیم زاده

خواب دیدم نشسته‌ام تنها

روبروی سکوت یک دیوار

روی مبلی که خسته بود اما

 مهربان بود از سر اجبار

توی خوابم کسی نبود اما

 یک نفر داشت سمت در می‌رفت

دو قدم رفت و یک قدم... نه، رفت...

 گریه کردم دوباره با اصرار

گریه کردم به حال بخت خودم

 به جهان و به دردهای خودم

به کسی که نبود مال خودم

 مثل یک زن که از خودش بیزار...

«محبوبه... محبوبه... پاشو دختر!

 آب بخور... داشتی خواب می‌دیدی

خوبی الآن؟ نترس... آروم باش

 دستتو از رو صورتت بردار»

چند روزی گذشت از آن شب

پنج شنبه حدود ساعت هفت

گل و شیرینی و بگو و بخند

 و شروع درام یک تکرار

پدرم گفت: «خب! چی شد؟ خوب بود؟»

خواهرم گفت: «عاشقش میشی»

این طرف عقل و آن طرف دل بود

 آن طرف مست و این طرف هشیار

«نه» شروع جهان دوم بود!

 آن جهانی که چشم‌های تو ساخت

من پشیمان شدم؟ نه ممکن نیست

 من فقط آه... عاشقی بیمار

روز بعدی شبیه قبلاً بود!

خواب شومی که واقعیت شد

اشک‌هایی که بی‌امان می‌ریخت

روبروی سکوت یک دیوار

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/٠٩/٠٨
٠
٠
چه تلخ اونم برای یک روز تلخ مثل امروز من ... جا داشت براش ساعت ها گریه کنی
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٤/٠٩/٠٨
٠
٠
عزییییزم :) ولی تو گریه نکنی ها یه وقت. :)
elnazi
elnazi
٩٤/٠٩/٠٨
٠
٠
چیززیادی ازش نفهمیدم ولی لذت بردم:)
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٤/٠٩/٠٨
٠
٠
مگه میشه؟! :| :)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٩/٠٨
٠
٠
بسیار زیبا بود:)
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٤/٠٩/٠٨
٠
٠
خیلی ممنون. لطف دارین :)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٩/٠٨
٠
٠
خیلی خوب بود :)، فقط آخرش چی شد؟ :(
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٤/٠٩/٠٨
٠
٠
قربونت :) هیچی دیگه، فقط یه ناکام در عشق دیگه به دنیا اضافه شد خخخخخ
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٩/٠٨
٠
٠
عوخی:((
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٤/٠٩/٠٨
٠
٠
واکنش به جایی بود :| خخخخخخ
hamid_kh
hamid_kh
٩٤/٠٩/٠٨
٠
٠
اجازه بدین من به احترام این شعر ایستاده دست بزنم ... واااااااقعااااا عااااااالی بود ... فکرش رو هم نمی کردم انقدر خوب تموم بشه :)) ( آیکون هموجور دست زدن خخخ )
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٤/٠٩/٠٩
٠
٠
واقعا در این حد بود یعنی؟! :)))) خب خداروشکر خوشحالم، منتهی به نظرم یه سری تغییرات لازم داره :))))
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٩/٠٩
٠
٠
شعر جالبی بود، مرسی :)
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٤/٠٩/٠٩
٠
٠
تشکر :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٩/١٠
١
٠
بهتر صبر کنین تا قلبتون از دوست داشتن یک نفر آزاد بشه بعد ... :)
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٤/٠٩/١٥
١
٠
بعد چی؟!؟! خخخخخخخ خیلی جدی نگیرین :))))
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٩/٢٣
٠
٠
چقدر این شعر قشنگ و زیبا بود. امروز توفیق خوندنش رو داشتم. خیلی آفرین
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٤/١٠/٠٤
٠
٠
خیلی ممنونم :))
پربازدیدتریـــن ها
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
شعری سروده خودم

وقتی که دلت...

٩٦/٠٤/٣١
از حسرت هایمان می نویسم

نامه هایی به همسرم / قسمت اول

٩٦/٠٥/٠١

چه حسی تو عمق موهامون!

٩٦/٠٥/٠٢
از قیمت پیاز تا ژن خوب

اونایی که ژن خوب ندارن نیان پیج من، مرسی اه!

٩٦/٠٥/٠٤
امان از روزی که دلمان یخ بزند

سرد نباشیم

٩٦/٠٤/٣١
قول بده جز من نخواهی

ما مردها از یک بیماری رنج می بریم

٩٦/٠٥/٠٤
همه خوبن، دولت بده

رابطه دولت و کودک آزاری چیست؟

٩٦/٠٤/٢٩
رابطه های نیمه تمام

ترس از تنهایی

٩٦/٠٤/٣١
چقدر به هم می آمدیم

شال گردن

٩٦/٠٥/٠١
روز آف؛ بهترین روز هفته

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت هفتم

٩٦/٠٤/٣١
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
شعری سروده خودم

یهو یک عده دختر آفریدند

٩٦/٠٥/٠٤
شعری سروده خودم

نو به بازار آمده...

٩٦/٠٤/٢٩
می گذارم همه چیز از دست برود

ترس از دست دادن

٩٦/٠٤/٣١
در حسرت زندگی بنجامین باتن!

معضلی به نام چاقی

٩٦/٠٥/٠٣
اصیل و گس

خرمالوی من

٩٦/٠٥/٠٤
راز قدرت پدرها

در پیرژامه پدری

٩٦/٠٥/٠١
با حوصله و امید

مرداد را باید سرفرصت زندگی کرد

٩٦/٠٥/٠٣
در باب اهمیت انتخاب رشته

برسد به دست پسا کنکوری ها

٩٦/٠٥/٠٥
تبلیغات