کصافط خیلی هم مهربان است!

کصافط خیلی هم مهربان است!

نویسنده : e_abedinia

هزار بار گفته‌ام باز هم می‌گویم، اینجا ایران است. این‌جا می‌توان تمام محسوسات اطراف خود را با تغییر شکل و شمایلش از چهره واقعی‌اش خارج کرد و تقدیم دیگران کرد. جدیدا می‌توان بجای گفتن کلمه‌ی «عزیزم» از «کصافط» استفاده کرد و حتی خیلی هم جالبتر و بامزه تر بنظر رسید...!

حالا که هرکس هر مسئله‌ای را به نظر خودش تغییر می‌دهد، من هم می‌خواهم از تمام مسایل ترسناک زندگی‌ام یک کاریکاتور بسازم تا مهربان‌تر بنظر برسد. اصلا از کجا معلوم، شاید تا چند دقیقه‌ی دیگر یا چند روز دیگر یا تا ماه آینده ایرانی‌ها شکلش را عوض کردند و به مشکلات من خاتمه دادند. مثلا زبان انگلیسی بشود ضبان انگلیثی و کلی هم بهمان خوش بگذرد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
٩٤/٠٩/٠٢
٢
٠
وقتی قبح یک چیزایی شکسته میشه...
e_abedinia
e_abedinia
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
بله دقیقا الان مشکل خیلیا همین قبح شکنیاس
٩٤/٠٩/٠٢
١
٠
حرف تون کاملا درسته جای خیلی چیزا داره عوض میشه ولی... ولی جوون خودم یه وقتایی لذتی که تو یه کصافط هست تو هوارتا عزیزم نیست!!!
e_abedinia
e_abedinia
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
نظر شما محترم است کاملا
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
حرفتون درسته ولی خب :D
e_abedinia
e_abedinia
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
ولی خب؟؟؟؟؟؟؟
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
کسی چه میدونه شاید چند وقته دیگه هیچکس باورش نشه عوضی و کصافط و بیشعور و .... یه زمانی فحش یوده!
e_abedinia
e_abedinia
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
به آینده اعتباری نیست،،،هرچیزی ممکنه
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
تبلیغات
تبلیغات