پارادوکسی شبیه من!

پارادوکسی شبیه من!

نویسنده : ناصر جوادی

یک پارادوکس بزرگ است او 

مثل مثنوی در دفتر نیما 

مثل یک عمل جراحی در قرون وسطا

یک برف تابستانی

مثل یک آسمان خراش در دل روستا

شبیه شکوفه‌ای در میانه بهمن  

یک سرباز روس در وسط ارتش نازی‌ها 

مثل یک صلیب در معبد بودا 

یک فارسی سلیس در میان تازی‌ها 

یک پارادوکس بزرگ است او 

که بسیار شبیه من است 

مثل یک سیب که از وسط شده دو تا ...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
درود بر آقا ناصر، در شعر و شاعری هم دستی دارید پس، اگرچه کهن نبود ولیکن خیلی شاعرانه بود
naser_j
naser_j
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
نه بابا این خط خطی های من و چ به شعر اصلا در قالب شعر کهن بهش نگاه نکنید
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٩/٠٥
٠
٠
اتفاقا خیلی هم قشنگ بود
naser_j
naser_j
٩٤/٠٩/٠٥
٠
٠
لطف داری شما
naser_j
naser_j
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
یک فارسی سلیس در نطق تازی ها...،یادم رفته آخرین ویرایش رو بذارم رو سایت :)
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٩/١٥
٠
٠
:) بح بح
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
روزی دنیا را فتح می کند

خوشبختی

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات