در پخت عشق ادویه یادت نره!

در پخت عشق ادویه یادت نره!

نویسنده : هادی حسن زاده

این‌که می‌گن عشق واقعی همیشگیه، یه دروغ دوست داشتنیه!

بهترین غذای دنیا که عاشقش هستی هم اگه هر روز توی سه وعده بهت بدن، بعد یه مدت ازش متنفر میشی!

یه لباس رو بیشتر از چند روز تنت کنی، اون حس و تازگی و احساس خوشتیپی و مانکن بودنی که روز اول داشتی رو دیگه نمی‌تونی داشته باشی !

عشق و دوست داشتن، شاید غذا و لباس و فیلم و کتاب نباشه ولی اونم مثل هر چیزه دیگه‌ای تکراری میشه و کسل کننده!

عشق هم تبدیل به روزمرگی و عادت میشه اگه بهش نرسی، باید عادت کنی هر از گاهی بشوریش و اتوش کنی یا نمک و فلفل و ادویه‌اش رو کم و زیاد کنی تا تبدیل به عادت نشه!

و این اتفاق بد (یا خوب) توی افراد تنوع طلب‌تر، می‌تونه تبدیل به یک فاجعه عظیم، حتی مخرب‌تر (یا سازنده‌تر) از هیروشیما بشه!

با یه ذره تغییر حرارت و نمک و ادویه توی نیمرو درست کردن می‌تونه کلی توی طعم و شلی و سفتی نیمرو اثر بزاری (شخصا نیمرو توی ظرفای رویی و قدیمی رو خیلی دوست دارم )

عشقتون پایدار و تر و تازه 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهسا
مهسا
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
ما که عشق نداریم چه کنیم حالا!!!!!!!!!!!!!!!!! ممنون بسیار زیبا بود
هادی حسن زاده
هادی حسن زاده
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
پیشگیری بهتر از درمان است!
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
خوشم نیومد!
هادی حسن زاده
هادی حسن زاده
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
چه بد... امیدوار دفعه بعد اگه چیزی نوشتم خوشت بیاد :(
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
دشمن نشناسی های ما

فرهاد که اسکار می گرفتی همه عمر!

٩٥/١٢/١٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

شاید نگیرد چشم تو عشق زلیخا را

٩٥/١٢/٠٩
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
یک وقت هایی برای رهایی باید گفت

بله بله, حق با شماست

٩٥/١٢/٠٩
خوشبختی ورای حرف های مردم است

برای دخترکم

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات