تنهایی، ارزش یا ضد ارزش؟!

تنهایی، ارزش یا ضد ارزش؟!

نویسنده : H_esf

در شبکه‌های اجتماعی بسیار مشاهده می‌شود که عده‌ای در مدح تنهائی و تنها بودن می‌نگارند و می‌سرایند تا جائی که آدمی به خطا رفته و چنین فکر می‌کند که تنهائی فضیلتی است ارزشمند که فقط نصیب خاصان درگاه حق می‌شود!

اما حقیقت آن است که  " اجتماعی بودن " و " تنفر از تنهائی " از ذات آدمی انفکاک پذیر نیست. به اعتقاد اهل فلسفه: شیء متجزی، عددی است و ذات او یگانگی و تنهائی را نمی‌پذیرد.

کسانی که برای فرار از اُفتادن در دام "عشق‌های دروغین" شعار "تنهائی" سر می‌دهند، فقط صورت مسئله را پاک کرده‌اند و در این نیز شکی نیست که هیچ وقت نمی‌توانند بر شعار و عقیده خود اُستوار بمانند، زیرا سخنشان همان طور که ذکر نمودیم، خلاف عقل و فطرت و ذات آدمی است و به قول پیشینیان: ( تنهائی به خدا می‌برازد و بس ؛ امثال و حکم ، ج 1 ، ص ، 554 )

به همین خاطر شایسته آن است که از دو نگاه افراط آمیز و تفریط آلود نسبت به موضوع تنهائی، بپرهیزیم:

* اول آنکه تنهائی را نپذیریم، تا با زدودن صورت مسئله، خویش را از حل آن بی نیاز کنیم. بلکه آن را حال و هوائی گذرا بدانیم، که ثابت و پایدار نیست و نباید باشد.

* دوم آنکه چاله تنهائی را با هر زباله‌ای پر نکنیم تا به دام کسانی که – از درد تنهائی – به هر تکه چوبی و حتی کف‌های روی آب چنگ می‌زنند، گرفتار و اسیر شویم و احساساتمان بازیچه اوقات فراغتشان شود.

تنهائی را نَه باید پذیرفت، و نَه باید با هر روش احمقانه‌ای از آن گریخت. بلکه باید آن را شرایط ناپایدار و گذرایی دانسته و برای بُرون رفت از آن به فکر چاره باشیم و به انتخاب های عاقلانه پناه ببریم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
نکات خیلی کاربری بیان کرده بودید. البته به نظرم ابتدای بحث یک مقداری سنگین شروع شده بود ولی میگم نکات خیلی خوب و پخته بودند
H_esf
H_esf
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
تشکر از لطف شُما .
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
تنهایی اجباریه، نمیشه کاریش کرد، بعضی موقع ها هزار نفر هم دورت باشن بازم تنهایی
na3er
na3er
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
اره
bidar_am
bidar_am
٩٤/٠٩/٠٤
١
٠
واقعا هم تنهایی ثابت نیست ..بقول خودتون گذرا !
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات