اجنه هم اجنه های قدیم!

اجنه هم اجنه های قدیم!

نویسنده : زهرا‌ آقايي

یکی از بزرگترین مشکلات و معضلات هستی که محققان و دست اندرکاران مشکل حل کن، مددکاران اجتماعی و حتی آجیل مشکل گشا هم قادر به حل آن نبوده است، همانا به هم ریخته شدن رو تختی من است! به طوری که یکی از اعمال پیش از خواب بنده این است که یک لبه رو تختی را که تا وسط تخت آمده است بگیرم، به سمت دیوار بکشم، دستم را از فضای به وجود آمده میان تخت و دیوار که تقریبا قطرش اندازه یک کاغذ است رد کنم. یک قست از رو تختی صورتی زرشکی(!) را در فضای بین خوشخواب و تخته زیرین تخت بگذارم. هی فشار بدهم! گوشه‌های دیگر را نیز به مراتب فشارتر بدهم. یکی دوتا از انگشتانم در این بین مجروح و زخمی و حتی مفقود الاثر یا به عبارتی جاوید الاثر بشوند! بعد از روی تخت بیایم پایین. قسمت‌هایی از روتختی را که از این ور تخت بیرون زده را داخل بکنم و پس از سه ساعت کلنجار با تخت بخوابم!

بعد صبح که بیدار شدم و کمی روی تختم اینور و آمور شدم، ببینم نصفم روی رو تختی است و نصفم روی خوشخواب! دانشمندان چند فرضیه برای وضعیت موجود پیشنهاد داده‌اند:

1. احتمال این می‌رود که وقتی من خوابم می‌برد، یک نفر می‌آید و روی تخت من جفتک می اندازد! 

2. احتمال این می‌رود آن یک نفر، اجنه باشند!

3. مگر اجنه جفتک می‌اندازند؟!

4. بر فرض که جدیدا اجنه‌های تولید شده‌اند که در راستای بهبود روابط آدم-اجنه مجهز به آپشن جفتک اندازی هستند.

5. خب مگر با جفتک اندازی مشکل حل می‌شود؟! پس مذاکره برای چیست؟!

6. خب لااقل مبلغ مشخص کنند. مگر ما چیزی گفتیم؟! یا مگر گفتیم حق جفتک اندازی آن‌ها را نمی‌پردازیم؟! یا مگر من شبیه «بابک زنجانی‌ام»؟!

7. یعنی زندگی من به جایی رسیده است که باید به اجنه هم باج بدهم؟! 

8. اجنه جدید الورود از من نمی‌ترسند چون قبلی‌ها از من می‌ترسیدند و حساب می‌بردند!

 9. اگر نمی‌ترسند از چه ماده مقاوم کننده‌ای در برابر من استفاده می‌کنند!

 10. بنده این روزها بدجور سرما خورده‌ام و هزیان زیاد می‌گویم!

 11.  آیا شما کار و زندگی ندارید که هزیان‌های مرا می‌خوانید؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٩/٠٤
١
٠
شوخی شوخی با جن جماعت هم شوخی ؟ :D شما رو به خدا می سپارم :D
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٩/٠٤
١
٠
ممنونم. خدا حواسش به همه چیز هست! :)))
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
من از همین تریبون از نویسنده این مطلب برائت می‌جویم و به اجنه عزیز اعلام میدارم، ما مخلص شما هم هستیم، منتشر کردن این مطلب صرفا وظیفه شغلی بنده بوده و اصلا کل روتختی و تخت ما مال شما.
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
خخخخخخ اجنه خودشون از من دستور می گیرن... باید بهشون بکم شب بیان سراغتون خخخخخ
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٩/٠٥
٠
٠
یا خدا ;(
naser_j
naser_j
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
اجنه های عزیزی که جیمی شده اید به جون فرماندمون من فقط داشتم از اینجا رد میشدم اصلا هم برا خوندن مطلب چالشی در مورد شما نیومدم این کامنتم فقط برای ابراز ارادت به شماست :)
زهرا آقایی
زهرا آقایی
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
آقای ناصر jey! به آقای فروزانم عرض کردم اونا خودشون ا من دستور میگیرن. اصن می ترسن همیشه از من...:)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
اجنه معمولا دختران جوان زیبا رو رو رو تسخیر میکنن/زیاد جن زدگی ها ی واقعی رو تو اینترنت دیدم
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٤/٠٩/٠٥
٠
٠
هذیان،هزیان،هضیان،هظیان ویا حظیان عایا ....خخخخخ کلا به دوران عزیزی وارد شدیم که اجنه گرامی نفوذشون از ما بیشتر شده و ما باید هی به آنها زیر میزی بدیم :( بد زمانی شده اجنه هم اجنه قدیم
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٠٥
٠
٠
خدارو شکر که من مدتیه رو زمین میخوابم..! رختخوابم هم فعلا تو دستور کارشون نیست!
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٩/٠٥
٠
٠
از این عکس های نخ نما زیاد شده انگار روحها بیکارن که بیان کنار ادم واستن و زل بزنن به دوربین
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٩/٠٦
٠
٠
من فرماندشونم دل خوشی ازم ندارن
m_bahari
m_bahari
٩٥/٠٤/٢٠
٠
٠
مطلب هاي شما به شكل عجيبي جادوي ژورنالیسم رو نشون می ده... از هیچ همه چیز ساختن! آفرین
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٤/٢٥
٠
٠
متشکرم خانوم:)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥