دورم زِ تو ای یار که این سینه کباب است/ تنها سخنِ دلکشِ تو، حرفِ حساب است

هر گاه  ببینم رُخَت آرام بگیرم / دیدارِ تو ای دلبرِ من عینِ ثواب است

دوریِ تو افزون بکند رنج و غمم را / لبخندِ تو آرامش و پایانِ عذاب است

آن پاسخِ زیبایِ تو هنگامِ سلامم / عالی است که از سویِ تو اینگونه جواب است

اخمی چو ببینم به رُخَت می‌شکند دل / غمگین چو شَوی سخت‌ترین نوعِ عِقاب است

هر جای که باشم بشوم سویِ تو عازم / کارم همه، از بهرِ وصالِ تو شتاب است

ما را چه نیازی است به کاشان و به قمصر / چون نُکهَتِ تو بویِ خوشِ اصلِ گلاب است

هرگز نکنم فکر به یک لحظه‌یِ بی تو / دنیایِ بدونِ تو خوشی نیست، سراب است

یک بارِ دگر دست بکش بر سرِ حامی / وقتی که هوایِ دلِ من سخت خراب است

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
عجب شعر عشقولانه ای بود ها... مممنون استاد «حامی» عزیز
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام استادنادری عزیز:بعضی وقتهاپیش میاددیگه.خوشحالم که خوشتون آمده.متشکرم ازحضورتون
m_sepehri
m_sepehri
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
چقدر قشنگ بود.خیلی احساس رو خوب به تصویر کشیده بود...همه چی عالی بود ممنون...شعر خودتون هست؟اجازه کپی کردن با نام خودتون رو دارم؟
٩٤/٠٩/٠٢
١
٠
سلام ممنونم ازاینهمه تعریفتون.خواهش میکنم ایرادی ندارد.دلتون شاد
m_sepehri
m_sepehri
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
متشکرم:)
٩٤/٠٩/٠٢
١
٠
زیبا و و دلکش حض بردم دمتون گرم چشمه شعر تون جوشان:)
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام سپاسگزارم ازمحبت شما.ایزدرحمان یارتان باد
٩٤/٠٩/٠٢
١
٠
ویژگی شعر شما به قول معروف تر و تمیز بودنشه.حتی یک ایراد دستوری و وزنی هم‌ نمیشه از شعرتون گرفت:) مثل همیشه عالی بود
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام برشما:ازتشویقتون نشکرمیکنم.لطف دارید.خدای سبحان یارتان باد
نگار تنها
نگار تنها
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
با درود وسلام حضور شما بزرگوار عالی بود منتظر شعرا ومتنای پراحساس وزیباتون هستم
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام:بسیارمتشکرم ازحضوروتعریفتون قلبتون لبریزمسرت باد
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام . واقعا خیلی زیبا بود آقای حسنی / ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
سلام:خیلی متشکرم ازمحبت شما.خداپناهتون باد
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
سلام. مرسی که ما رو هم تو خوندن اشعارتون شریک میکنید :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
سلام:من سپاسگزارم ازحضور وهمراهی شما.زنده باشید
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨