تو نمی‌دانی چقد تکرار ناشدنی بودی!

تو نمی‌دانی چقد تکرار ناشدنی بودی!

نویسنده : gisoo_f

چقدر می‌لرزیدم وقتی می‌خواندمت، وقتی واژه به واژه می‌خواندمت. یادت هست؟! یادت هست که دوست داشتنت چقدر عجیب بود؟ احساست، احساست مرا یادِ انعکاسِ نگاهم در تازه‌ترین تکرارِ بارانِ پاییزی می‌اندازد. چرا انقدر بی‌تابانه می‌خواستمت؟! چرا انقدر بی‌تابانه می‌خواهمت؟! واضح است. تو انعکاسِ نگاهم در تازه‌ترین تکرارِ بارانِ پاییزی هستی.

هیچ کس هیچ وقت مثل تو تاب نخورد در موسیقیِ موهایم. کسی نبوده، نیست و نخواهد بود که بتواند مثلِ تو مرا ذره ذره گم کند در طوفانی‌ترین آرامشِ واژه‌هایش. تو را گم کرده‌ام... بهتر بگویم، تو گم شده‌ای. 

و ثانیه‌هایی که تو شعر می‌شدی، من عطرِ یاس و ذوب می‌شدیم در هم، تیغ کندی شده، هی کشیده می‌شود روی دست‌هایم. 

شب‌ها هولناک‌تر، وحشیانه‌تر...

روزها دردناک‌تر، زجرآور تر... 

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
امیر
امیر
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
عالی بود لایک
gisoo_f
gisoo_f
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
مچکرم ;)
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات