با عشق و عقل هر دو میتوان به خدا رسيد؛ اما اگر عقل را به راه بلدی برگزیدی بی شک باید از عشق هم اطاعت کنی. اگر تمام معادلات را کنار هم بچینی و تمام منطق‌ها را جمع کنی تا خدا را بیابی و اثبات کنی باز هم به آن چه باید نرسیده ای. چرا که تو بودنش، حضورش را می‌فهمی اما لمس نميکني.

انگار عقل چون برای نپذیرفتن هیچ ندارد، او را در زندان خود به حبس محکوم می‌کند. و تنها راه و روش به دل همان عاطفه است. علاقه، دوست داشتن. وای از آن هنگام که او به حبس ابد در عقل محکوم شود. این حکم چه بی رحمانه و تهی از احساس است.

راستي عاشقان عذر خواهم! چه قدر باید گفته‌هایم برای شما تمسخر آمیز باشد. حتما با خود مي‌پنداريد که راه را از ابتدا اشتباه آمده‌ام. معادله باید مجهول داشته باشد، مگر چیزی را که به وضوح دیده می‌شود می‌توان مجهول به حساب آورد؟ چشم سر هم رد خدا را در همه چیز می‌بیند چه رسد به چشم دل؛ البته که عقل هم مي‌فهد که چشم سر خیلی دون‌تر از چشم دل است و اگر کسی این را باور نداشته باشد ساده لوحی بیش نیست. شاید هم مي‌پنداريد در این بین منطق را بازی داده‌ایم  تا زاینده‌ی منطق را کشف کنیم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
اینم از اون مطلبا بود!!!
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
یعنی بد بود ی ا خوب
.......
.......
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
خخخخ
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
چی شدّه؟( آیکون بچه فامیل)
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
زدست دیده ودل هردو فریاد که هرچه دیده بیند دل کند یاد (به جان خودم ربط داره به موضوع نگارشتون حد اقل دل و چشم ک داره :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات