دستبند فیروزه، خرمالو، no wifi

دستبند فیروزه، خرمالو، no wifi

نویسنده : shamim_mostafazadeh

اگر جای تو بودم هر از چند گاهی گوشی‌ام را خاموش می‌کردم تا هم خودم راحت بشوم و هم آن گوشی فلک زده‌ای که یا توی دستم داغ شده یا زیر شارژ!

یا مثلا اگر جای تو بودم گه‌گاهی لباس خال خالی سفید صورتی خانومم را که دور گردنش مرواریدهای ریز دارد با دقت اتو می‌کردم و لای لباس‌های خودم می‌گذاشتم سر جالباسی!

اگر جای تو بودم حتما آخر هفته را بدون تکنولوژی سر می‌کردم و به رستوران‌هایی می‌بردمش که پشت شیشه‌اش نوشته باشه no wifi  و حتما بعدش می‌بردمش یک جای خلوت از آدم‌ها و پر از برگ‌های پاییزی و تا جان داشتم ازش عکس می‌گرفتم و ادیت می‌کردم و از نرم افزار خاصی که عکس را در ابعاد بزرگ توی کاغذ آچارهای متعدد نشان می‌دهد، استفاده می‌کردم و عکسش را در اندازه 150* 200 روی دیوار اتاقمان می‌زدم. 

اگر جای تو بودم حتما توی این فصل برایش پرتقال و خرمالو می‌خریدم و صدایش می‌زدم خرمالوی من، بیا با هم خرمالو بخوریم. و حتما موهایش را می‌بافتم و گردنبندش را برایش می‌بستم و هر روز خودم قفل دستبند فیروزه‌اش را محکم می‌کردم.

اگر جای تو بودم صبح‌ها با بوسیدن پلک‌هایش بیدارش می‌کردم می‌گفتم: «مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم »

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
باریکلا، چه کارای قشنگی، کلی الهام بخش بود
shamim_m
shamim_m
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
ممنون . به امید اینکه برای همسرتون به کار بگیرید ;-)
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٩/٠٥
٠
٠
:) ایشالا
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
سعی میکنیم آویزه گوش کنیم :))
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
می‌دونستی دست‌نوشته هات با شخصیت واقیت مو نمیزنه؟ همونقدر عاشق و پر از احساس:)))))
shamim_m
shamim_m
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
ای جان . واقعا ؟؟؟ خودم زیاد دقت نکرده بودم ولی خب واقعا معتقدم نوشته های هرکس بازتاب و انعکاس شخصیتشه .. کامنتت هم خیلی به دلم نشست . مرسی
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
چه نوشته زیبایی :)
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
چقدر قشنگ بود آفرین :)) در این سرما و باران یار خوشتر :)
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠