بگذار تاریخچه‌ات در قاب ذهنم خوب بماند

بگذار تاریخچه‌ات در قاب ذهنم خوب بماند

نویسنده : Sara_Rh

خیلی غم انگیز است، وقتی کل روز را با دور شدن سپری می‌کنم. نسخه سختی برای خودم پیچیده‌ام که مثلا دارم دور می‌شوم و تو دقیقا سر و کله‌ات در خواب‌هایم پیدا می‌شود. هی آدم‌ها جلوی رویت حرف می‌زنند، هی آدم‌ها پچ پچ می‌کنند و تو در مقابلشان ساکتی، مدافع تو می‌شوم آن‌قدر دفاع می‌کنم که خسته می‌شوم. بیدار که می‌شوم پر از سردرد حرف‌های آدم‌ها هستم و جنگیدن یک طرفه من مقابل سکوت چشم تو در خواب، من را عذاب می‌دهد، آن قدر خواب را مو شکافی می‌کنم که یادم می‌‌رود خواب بوده است، خواب ...

بیا با انصاف‌تر باشیم، از خواب‌هایم دست بکش یا حداقل شکل واقعی و منطقی بودنت را در خوابم فراموش کن. کمی شبیه شکل جنگیدن من باش. وقتی شکل بی‌تفاوتی‌ات به خواب‌هایم سرایت کرده است، نگرانی‌ام بزرگ‌تر می‌شود. وقتی خواب آدم‌هایی را می‌بینم که یک ذره به آن‌ها فکر نمی‌‌کنم و آن‌ها در خوابم زیاد حرف می‌زنند و تو با پچ پچ آن‌ها صمیمی‌تر از من هستی، وقتی سکوت اختیار می‌کنی، من را نگران می‌کنی که شاید خواب‌هایم درست باشد و من نمی‌خواهم باور کنم که تو ...

چقدر واژه‌های این دست نوشته‌ام معترض‌اند، حق دارند آن‌ها، بو برده‌اند که روزی آواره می‌شوند، این روزهای معترض من را به فکر وا می‌دارد .

تاریخچه‌ای که از تو در ذهن دارم را با این خواب‌ها خراب نکن، حداقل بگذار با تاریخچه‌ای خوب از تو دور شوم. کار سختی نیست و توقع زیادی نیست و نیاز به هیچ خرج احساسی و .... نیست. پس بگذار تاریخچه‌ای از تو در دور دست ذهنم دست نخورده باقی بماند، آری کار سختی نیست .

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
مرور کردن زیاد باعث میشه خوابش رو ببینی ، مرور نکن دختر جان :)
H_esf
H_esf
٩٤/٠٩/٠٤
٠
٠
رویاها حاصل افکارت هستن . فکرت رو اصلاح کن ، آروم میشی !
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات