یک نظر بر باغ بی برگی

یک نظر بر باغ بی برگی

نویسنده : amiralidoost

نمی مانم، با کسانی که قافیه را برای عاشقی جور میکنند

مانده‌ام چگونه با قالب تو را می‌ستایند

غزل نشخوار میکنند و از قصیده زندان می‌سازند

من از تبار آزادی‌ام، آنجا که فقط دو نفریم، از تبار بی برگی

باغ بی برگی

باغ بی برگی، می‌گوید که زیبا نیست

چشم در راه بهاري نيست

گر ز چشمش پرتو گرمي نمي‌تابد

ور به رويش برگ لبخندي نمي‌رويد

باغ بی برگی، با تو زیبا، با تو روشن

باغ بی برگی تو را انگار می‌خواند

باغ بی برگی، باغ بی تو

بیا و یک نظر بر باغ، بهارش کن

من از آشفتگی، از رنج با شعر سپیدم

باز می‌خوانم تو را

یک نظر بر باغ بی برگی

یک نظر بر باغ بی برگی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
این الان قالبش چی بود؟ شعر که نبود احیانا؟
amiralidust
amiralidust
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
از قالب خوشم نمیاد
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
قالب به معنی محدود شدن نیست. اگر شعر باشه یک قواعدی داره؛ اگر تخیل ادبی هم باشه اون هم یک قواعدی داره که اگر رعایت بشه کار با کیفیت تر میشه :)
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
اولش فکر کردم دارم متن می خونم اما بعدش وزن و قافیه پیدا کرد و شبیه شعر شد. اما در کل زیبا بود :)
amiralidust
amiralidust
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
اصرار ازل را نه تو دانی و نه من

سجاده ی دوست داشتنی من

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

برای درگذشت سیاست مدار با اخلاق مان

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
تغییر نام و تحول در اوضاع و احوال کشور

غذا و سیمای ایران

٩٥/١٠/٢١
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات