یک نقطه از تمام دنیا

یک نقطه از تمام دنیا

نویسنده : y-naeemi

فکر کردیم تاریکی، چیزی از روشنایی است که نیست. بعد فکر کردیم رفتن همان آمدن است که مسیرش را اشتباه گرفته.

پرسیدم: کسی که تاریکی را رفته است، روشنایی را باز می‌گردد؟

گفت: زمین حجمی مدور است. گفت جایی برای رفتن نیست. گفت اگر بروی انگار باز آمده‌ای. اصلا گفت بارها خودش را از پشت در آغوش گرفته است.

گفتم: پس چرا نمی‌رسم؟ چرا هر چه بیشتر می‌دوم حجم فاصله بیشتر می‌شود؟

گفت: نمی‌رسی! کسی که می‌رسد، روزی عبور می‌کند ...

بعد فکر بهتری کردم. تکلف را کنار گذاشتم. واژه‌ها را کنار گذاشتم. دستور زبان را نیز...

با خودم صادق شدم، فاصله گرفتم. سعی کردم دور شم اما دوباره حالم بد شد. درست مثل وقتی که سعی کردم نزدیک شم. بعدش فهمیدم باید توی همین نقطه‌ای که گیرم انداخته بمونم. نه یک قدم جلو برم، نه یک قدم عقب.

فهمیدم اگه تکون بخورم تعادل دنیا بهم می‌خوره. اما بعدش فهمیدم اشتباه می‌کردم. تعادل دنیا تقریبا هیچ وقت به هم نمی‌خوره. این رو مطمئنم، آخه دنیا تشکیل شده از یه عالمه تعادل کوچیک. اگه من توی تعادل دنیای خودم یک قدم برم عقب، یکی دیگه یه جای دیگه توی تعادل دنیای خودش یه قدم می‌ره جلو...

(یاسین نعیمی) 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/٢٨
٠
٠
عالی بود مرسی:-)
y-naeemi
y-naeemi
٩٤/٠٨/٢٨
٠
٠
ممنونم !
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٨/٢٩
٠
٠
خدایی از بهمن که بری تعادل رو بر هم زدی. دلمون واست تنگ میشه... خیلی زیبا بود یاسین جان. مثل همه ی کارات. موفق باشی:)
y-naeemi
y-naeemi
٩٤/٠٨/٢٩
٠
٠
قربانت صالح جون منم خیلی دلم تنگ میشه ! ایشالا رفاقت باقی بمونه !
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/٣٠
٠
٠
دنیا تشکیل شده از یه عالمه تعادل کوچیک :) مرسی خیلی خوب بود و این قسمت کسی که می رسد روزی عبور می کند !:)
y-naeemi
y-naeemi
٩٤/٠٨/٣٠
٠
٠
ممنون از شما
پربازدیدتریـــن ها
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
آماده تر از همیشه

کار دل دلدادگی و کار او دل کندن است

٩٧/٠٣/٠٣
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

شرمسار

٩٧/٠٣/٠٢
خارج از شهر و خارج از مرز!

رانده شدن به حاشیه شهر

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

عشق شاید که بشکند من را...

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

امید آخر شد افسانه

٩٧/٠٣/٠١
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

نحس

٩٧/٠٣/٠٥
در حسرت خرید دوربین

آرزو یا افسانه

٩٧/٠٣/٠٣
عاشقی بی‌همتاترین حس زندگی‌ست

سر مشق عشق

٩٧/٠٣/٠١
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
استغفر اللهَ ربی و اتوب علیه

داروی بی موقع

٩٧/٠٢/٣١
اصلا مهم نیست چه زمانی برگردی

جمله ات را تمام نکن! برو...

٩٧/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

بیا آقاجان

٩٧/٠٢/٣٠
آغاز مکتب نمادگرایی جادویی

کتاب پایان نامه؛ جادوی قرن بیست و یکم

٩٧/٠٣/٠٣