چشمت بلای جان و تو از جان عزیزتر
چند بیت دلنشین برای علاقه‌مندان به شعر و ادب

چشمت بلای جان و تو از جان عزیزتر

نویسنده : ایمان فروزان نیا

ای نــاز تو تا نيــمــه ی پاييـــــز رسيــده!

ای سرخ لبـت با مــی لبـــــريز رسيــده!

زلف تو هواخواه کدامين شب ابری ست

کاين گونه پريشان و غــم انگيـز رسيــده

(ناصر حامدی)

=======***======

نه چتر با خود داشت

نه روزنامه

نه چمدان

عاشقش شدم

از کجا می دانستم مسافر است؟!

(مژگان عباسلو)

=======***======

به طرزی وحشیانه عاشق زیبایی ات بودم

به جای عشق بازی ، دایماً بازی در آوردی

ارس می خواست در آغوش دریای تو بنشیند

ولــی با سد قهرت نقشه اش را برملا کردی!

(امید صباغ نو)

=======***======

چشمت بلای جان و تو از جان عزیزتر

ای جان فدای چشم تو با قصد جان بیا

(فاضل نظری)

=======***======

شهر در انتظار شب است

بانو!

گل سرت را

باز کن.

(ناصر رعیت نواز)

=======***======

زندگى مثله یه خیابونهِ

خنده و شادیا درختاشن

آدما هم شبیهِ ماشینن

غصه ها جدولن! باید باشن!

(امیدروزبه)

=======***======

هرچند که بی لنگر... هرچند که بی فانوس

حکم آنچه تو فرمایی ای خانوم اقیانوس...

(علیرضا آذر)

=======***======

سرسبزی شمال اروپا مزخرف است

یا سردی همیشه ی زن های استونی

اصلن به من چه آبی دریای بالتیک

با چشم های قهوه ای خود، چه میکنی؟!

(ناصر ندیمی)

=======***======

ای سُکر چشم های تو از مِی شراب تر!

مست وخرابم از تو ، تو از من خراب تر

(حمید رضا حامدی)

=======***======

رد پا بر بدنم مانده گذشتی از من 

کف و خون در دهنم مانده گذشتی از من

(ساقی سلیمانی)

=======***======

ترسم از این است که یک شب

بخواهی به خوابم بیایی و من

همچنان به یادت

بیدار نشسته باشم.

(سید علی صالحی)

=======***======

لاله زار ، لب‌های توست...

تهران بی دلیل برای خیابان هایش

اسم انتخاب می‌کند!

(نیما معماریان)

=======***======

تهران بدونِ بودنت انگار زندان می شود

با تو کویرِ لوت هم مانندِ تهران می شود

(جواد مزنگی)

=======***======

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا

سرها بریده ببینی بی جرم و بی جنایت

(سعدی شیرازی)

=======***======

جمال شخص نه چشمست و زلف و عارض و خال

هزار نکته درین کار و بار دلداریست

(حضرت حافظ)

=======***======

پاتریک: باب دوباره اومدم یخچالتو قرض بگیرم .

باب: مگه یخچال خودت چشه؟

پاتریک: هیچی فقط خالیه 

(SpongeBob SquarePants)

=======***======

این بدترین شکنجه دنیاس

اینکه صبر کنی و بدونی که هیچ کاری از دستت ساخته نیست.

(The Hunger Games: Mockingjay - Part 1)

=======***======

Anis:

از لب سرخابی‌اش گیلاس هم جا می‌زند

تازه او کم رُژ به لب از ترس بابا می‌زند!

(کنعان محمدی)

=======***======

Anis :

شاعران را شب کند شاعر وگرنه روزها

کاسب و علامه و معمار و بنا می‌شوند

(محمود قاجار)

=======***======

رفیعه:

من دچار درد بی‌پایان شب بیداری‌ام ... 

روزهای بی تو بودن خواب را از من گرفت!

=======***======

رفیعه:

یک طرف چشم تو و سمت دگر صوت اذان... 

وسط «لا» و «اله» قفل شده ایمانم!

=======***======

s_mostafa_b:

تنهایی

صدای آکاردئونی ست

که هیچ وقت نمی‌فهمم 

از کجای خیابان می‌آید!

=======***======

roham_s:

من نباشم همه را خواب برد از می ناب

لیک گر هم که بیایم همه هشیاری چند

قاسم سلطان (روهام)

=======***======

nikdel35:

گلي كه خنده‌اش را باد مي‌برد

چرا در دست تو اين گونه افسرد

=======***======

nikdel35:

دستي به دهان داري و دستي به تسبيح

خوش باش؛ فقيران همه از دست تو سيرند

=======***======

 محبوبه عظیم زاده:

تو لب تر کن خزر را در خلیج فارس می‌ریزم

اشارت کن به گیلان وصل خواهم کرد ساری را

(علیرضا بدیع)

=======***======

محبوبه عظیم زاده:

به قدری خسته‌ام پایم به دنبالم نمی‌آید

تنم هم نیست دیگر مثل سابق تحت فرمانم

به میدان می‌رسم اما نمی‌پیچم به سمت چپ

اگر چه از به راه راست رفتن هم پشیمانم

(غلامرضا طریقی)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/٠٨/٢٧
٠
٠
مثل همیشه عالی :)
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٨/٢٨
٠
٠
:)
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٨/٢٧
٠
١
با اجازه کپی پیست
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٨/٢٨
٠
٠
بفرمایید :)
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٨/٢٨
٠
٠
تشکر، فرماییدیم
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٨/٢٧
٠
٠
مرسی جناب فروزان نیا :)
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٨/٢٨
٠
٠
مرسی از شما بزرگوار
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠