می‌خوام براتون بگم از حقیقته رویا

بگم چطور میشه جا داد تو تنگ یه دریا

بگم چطور میشه ساخت از رویا حقیقت

پس چند لحظه آروم باش و کن دقت

ببین! من تو رویاهام قدم میزنم

آیندمو تو رویاهام رقم میزنم

رویاهای من نیستن تخیل

همشون ساخته شدن رو ستون‌های تعقل

من حواسم هست الکی جو ندم

الکی تو بازار دنیا چک جعل ندم

چون میدونم چکم برگشت میخوره

اگه بیشتر از ظرفیتم باشه٬ سر ریز میکنه

نباید بیشتر از حدم خودمو پر نور کنم

الکی خودمو امیدوار به افق‌های دور کنم

چون تو فاصله ی زیاد کیفیت میاد پایین

نمیشه خوب حقیقتو دید٬ توقعت میره پایین

پس اینو بدون من واقع بینم

تو افق‌های دور دنبال ذره بینم

که با کیفیت ببینم ذرات حقیقتو

تا بتونم تشریح کنم مسیر رویامو

من تو رویاهام زندگی می‌کنم

زندگیمو به رویاهام نزدیک می‌کنم

شما دوست داری نا امید باشی؟ خب باش

دوست داری همش فاز منفی باشی؟ خب باش

اون تویی که همه چیزو سیاه می‌بینی

خط زندگیتو با ماژیک سیاه رو تخته سیاه می‌بینی

اون تویی که فکر می‌کنی فقط با خود شیرینی می‌شه به همه جا رسید

خب عقیده‌ی توئه! تو با عقیده‌هات زندگی میکنی!

واسه توجیه خودت٬ خودتو رنگی میکنی

من تو دنیای تاریکی دنبالم نورم

تو زندگی روزانم٬ پی رویاهای دورم

من رو تخته سیاه نوشتم با گچ سفید!

باید دوید تا بجایی رسید!

به کوه نگاه می‌کنی می‌خوای به شیرین برسی؟

به قند نگاه کنی و به شیرینیش برسی؟

بجایی نمی‌رسی با این سکون

باید مثل نور تو معدن باشی اینو خوب بدون

که از ته زمین گنج میاره

گرچه کارش سخته و رنج داره

ولی خب! تو ته زمین به نور میرسی

گر چه عمقش زیاده٬ ولی به بلور میرسی

خراب کن دیوارهای نا امیدی رو

بساز واسه خودت مرزهای بی نهایت٬ تا تهش برسی به غایت

تمیز کن شیشه تاریک دلتو

عوض کن پرده‌های سیاه فکرتو

بزار بتابه بهشون نور امید

تا حتی اگه به بن بست رسیدی٬ نشی نا امید

خودت بن بستو تبدیل کنی به راه

نه که هر راهی دیدی کنیش چاه

امیدت به خدا باشه٬ چشمت به مسیر

کفشاتو بپوش٬ خدا منتظره٬ هنوز نشده دیر

خدا همیشه چشم به راه ماست

شاید ما نگاهش نکنیم٬ ولی اون چشمش به ماست

امید داشته باشی٬ به آرزوهات می‌رسی

تلاش داشته باشی٬ به رویاهاتم میرسی

(محمد)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٩/٠١
٠
٠
سلام ... متشكرم محمد عزيز عالي بود
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٩/٢٠
٠
٠
:) بح بح
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١٠/٠٥
٠
٠
زیبا بود. خوشمان آمد... :))
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/٠٥
٠
٠
شکر خدای بزرگ را که پسندیدید!!
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات