با من بیا تا عشق مهمانت کنم / شعر

با من بیا تا عشق مهمانت کنم / شعر

نویسنده : REZA_ZDR

با من بیا زیبای من! تا عشق مهمانت کنم

دردی اگر داری بگو با بوسه درمانت کنم

آرامشت را بیخیال... امشب به ساز من برقص

پاسخ بگو، پلکی بزن، تا مست و حیرانت کنم

بنشین فقط حرفی بزن حتی به نرخ عمر من

جانم فدایت! خنده کن تا ماه ارزانت کنم 

ترسوترین ترسای من قید قوانین را بزن

همراه شو تا آشنا با شیخ صنعانت کنم

اسطوره ی مهر و وفا بی شک تو هستی خوب من

با من بمان تا سر تر از تاریخ یونانت کنم

در حسرت این لحظه‌ها یعقوب دیدارت شدم

حالا که هستی صبر کن تا عشق مهمانت کنم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٨/٢٧
٠
٠
زیبابود،ممنون
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/٢٧
٠
٠
همه شعرهاتون یکی از یکی زیباتر است:-)
na3er
na3er
٩٤/٠٨/٢٨
٠
٠
عالی .لذت بردم
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٨/٢٨
٠
٠
بسیار زیبا و دلنشین بود ممنون .
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات