تو را دارم چه غم دارم؟!

تو را دارم چه غم دارم؟!

نویسنده : پونیکا :)

کسی پیغامی نداد

چیزی نگفت

حتی یک نفر هم

اما من برای احساس خوشبختی احتیاج به حرف این مردم نداشتم و ندارم

همین که نشسته‌ام و با خودم می‌گویم

امروز روز من است

دیروز هم روز من بوده

هفت روز هفته‌ی پیش هم همین‌طور یعنی من خوشبختم

مگر می‌شود تو باشی و روزی روز من نباشد؟!

مگر می‌شود روزهایی که تو را دارند با خودشان نامبارک باشند اصلا؟!

و این یعنی کلی خوشبختی

این که تو امروز از لای ابرهای پشمکی

از توی آسمان

برایم لبخند زدی

و من کیلو کیلو قند توی دلم آب شد از زیبایی لبخندت

هیچ کس متوجه نشد

ولی من فهمیدم

که تو در گوش آن گنجشکی که تمام امروز را پشت پنجره‌ی اتاقم نشسته بود و جیک جیک می‌کرد

گفته بودی که بیاید

و به من بگوید

تو هنوز هم به این دخترِ بد نگاه می‌کنی

هنوز هم دوستش داری

هنوز هم سال روز زمینی شدنش که می‌شود

برایش از لای ابرهای پشمکی‌ات

لبخند می‌زنی

تا این دختر بد هی قند توی دلش آب شود

هی احساس خوشبختی کند

و از ته ته ته دلش لبخند بزند بخاطر داشتنت.

===========

پ.ن:

نوشته به تاریخ ششم آبان ماه نود و چهار

برای دختر بچه‌ی پا به بیست سالگی گذاشته‌ی درونم

لیلای مهربانم لاقل تو مثل بقیه این مردم به سن شناسنامه‌ای من نگاه نکن لطفا

لیلا این منم!

من!

من هنوز هم همان طفل نا آزموده ، بازیگوش  و سر به هوای کلاس توام...

تو که به شایعات گوش نمیکنی؟!

به شایعه ی بزرگ شدنم

به شایعه ی تنبل شدنم

به شایعه ی در راه ماندنم

در راه وا ماندنم... :(

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
((مگر می‌شود تو باشی و روزی روز من نباشد؟!)) واقعا میشه؟؟ کار جالب و زیابیی بود:) فقط این تنبلیه رو فکر نکنم شایعه باشع ها!!
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
متشکرم لطف دارید ... کاش شایعه باشه کاش ...
elnazi
elnazi
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
خیلی خوب بود...ممنون!
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
خیلی ممنون از نگاه شما الناز جان :) خوبی از خودتونه @---}---
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
به درونت بگو (به عنوان یه خواهر بزرگتر میگم) چند سال دیگه می فهمی بیست سالگی اول همه ی اتفاقای خوب و دلنشینه اول هیجان اول زندگی، آفرین که نگاهت به بالاس ولی پاهات روی زمین باشه، بزرگ شدن اونقدرا هم بدنیست :) بهت قول میدم ;)
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
رولی ... ویای بزرگ تر شدن خوب نبود ... چشم چشم به نصیحت خواهر بزرگترم حتما گوش میدم :)
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
به شایعه ی بزرگ شدنم، میشه شایعه باشه ؟کاش بود
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
ای کاش تمام عمر کودک بودیم :(
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
همه ی اینا رو واسه کودک درونتون نوشته بودید؟
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
شاید بهتر بود مینوشتم از زبان کودک درون نه برای کودک درون ...
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
خوب نشوته بودید ولی به نظرم یکم اون ریتم شعر بودن خودش رو از دست داده بود.
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
خیلی ممنون ... ولی خب با عرض معذرت اصلا شعر نبود :)
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
چی بود پس؟ معمولا این مدل نوشته ها رو شعر میگن دیگه؟
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
از نظر من فقط یه دلنوشتس و بس قصد شعر بودن نداشتم اصلا از نوشتنش
پربازدیدتریـــن ها
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟

توحش ناشی از بی‌ پولی

٩٦/٠٥/٢٩
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
کوچه تان خالی از آن ها مباد!

معصوم نیوز

٩٦/٠٥/٢٨
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
صدای نفس هایمان را می شنیدیم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت دوم

٩٦/٠٥/٣١
همین برایم کافیست

نشانه عاشقی

٩٦/٠٥/٢٨
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
کجای دنیا را قرار است بگیریم؟

قدرتی به نام عرف

٩٦/٠٥/٣٠
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
حال عجیبی داشتم

اولین قرار عاشقی

٩٦/٠٥/٣١
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
چند خطی برای خاتونم...

تفاوت شخصيت

٩٦/٠٥/٣٠
شعری سروده خودم

پلک بزن

٩٦/٠٥/٢٨
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
تبلیغات